غبار فتنه


می توان ماجرای رویارویی حماس با فتح را تلخترین حادثه در عرصه ی فلسطین تلقی کرد. شکاف و دو پارگی ای که تا به حال با برخی میانجی گری ها، با کمک دستگاه امنیتی مصر و یا پادشاه سعودی ، رفع و رجوع می شد، وحتی کار به سوگند خوردن در مکه هم انجامید، در عمل راه به جایی نبرد و نتیجه اش آن شد که می بینیم.
بی شک اگرریشه ی این دوپارگی به درستی شناسایی نشود،مشکلات عرصه فلسطین روز به روز بغرنج تر خواهد شد. در این رابطه می توان به عوامل زیر اشاره کرد:.
1-حماس گرایشی اسلامی ست، در حالی که فتح بر لائیک بودن خود اصرار دارد. این تفاوت دیدگاه شاید کلیدی ترین عامل اختلاف تلقی شود ،که آثار خود را بر عوامل دیگر نیز تحمیل می کند..
2-سالیان سال است که برای بسیاری از عناصر فتح، قضیه فلسطین عملا امکان و ابزاری برای تجارت بوده است. فساد مالی گسترده در فتح - به عنوان نمونه دحلان و اموالی که به نام فلسطین و به کام او صرف می شود- نشانه روشنی از همین رویکرد و نگاه است..
3-پید است که فتح نخواسته و نمی خواهد به رای مردم فلسطین تمکین کند. ازهمان آغاز تشکیل دولت حماس تا دولت ملی، کوشید مدیریت امنیتی را در اختیار دولت قرار ندهد.عجیب است که ابو مازن وقتی خود نخست وزیر بود و مشروعیتش را هم از عرفات می گرفت، در باب مدیریت بخش امنیتی با عرفات مشکل پیدا کرد و ناگزیر از استعفا شد. البته استعفایش دلیل دیگری هم داشت. آمریکا و اسراییل عملا عرفات را از صحنه فلسطین حذف کرده بودند. شیمون پرز بارها گفته بود که جریان صلح فقط با عرفات می توانست آغاز شود؛ اما با او نمی توانست تمام شود.از این رو سرانجام به حذف فیزیکی عرفات رسیدند..
4- آمریکا و غرب از آغاز پیروزی حماس در انتخابات کوشیدند تا حماس را منزوی کنند و ناکارآمد نشان دهند.بلوکه کردن دارایی های فلسطین؛ عدم پرداخت حقوق کارکنان؛ مشکلات روزمره زندگی و...هدف گیری اصلی اش پشیمان کردن فلسطینی ها از رای به حماس بود..
حماس را آن چنان در فشار گذاشتند تا رشته های باریکی که دوپارگی را دوخته بود،در عمل از هم گسیخت و عملا فلسطین به دوپاره شرقی و غربی تقسیم شد.فتنه ای شعله کشید که سال ها به طول خواهد انجامید، از یک سو رنج های سنگینی برای فلسطینی ها به همراه خواهد آورد، و از سوی دیگر به اسراییل نیز فرصت سرکوب خونین چندین و چندباره می دهد.
باراک که قرار است وزیر جنگ اسراییل شود، از همین حالا از حل بحران غزه سخن گفته است. ارتش اسراییل در اطراف غزه آرایش نظامی گرفته و ابو مازن با تشکیل دولت دیگری راه را برای سرکوب حماس آماده کرده است.غافل از این که این شمشیری که در دست اوست و با آن می خواهد حماس را تنبیه کند، برای خودش نیز عواقب غیر قابل پیش بینی خواهد داشت و او را نیز نابود خواهد کرد..
حماس نیز متاسفانه بین بد و بدتر، بدترین را انتخاب کرد و در دامی که برایش تنیده بودند ، با سر سقوط کرد ولکه ای زشت و سیاه بر چهره فلسطین نشست.
آن همه شکوه انتفاضه در غبار فتنه گم شد..

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (8)