ایران و مصر؛نگاه به آینده

در تازه ترین اتفاق در روابط ایران و مصر، شورای روابط خارجی مصر، با تکیه بر قواعد جدید و با توجه به تغییرات منطقه ای ،خطاب به وزارت خارجه این کشور خواستار ازسرگیری روابط دیپلماتیک با تهران شده است. این موضع گیری در پی واکنش اولیه احمد ابوالغیط وزیر خارجه مصر صورت می گیرد که گفته بود"اگر ایران هر دو نشانه خالد اسلامبولی قاتل انور سادات رئیس جمهور مصر در سال 1981 را حذف کند،90 درصد مشکل حل خواهد شد و پس از آن ما درباره شکل روابط آینده مان گفتگو خواهیم کرد." دو مسئله مورد اشاره ابوالغیط تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی و حذف تصویر وی از خیابانهای تهران است. این دو واکنش به دنبال اظهارنظر غیرمتعارف(در عرف دیپلماتیک) احمدی نژاد در امارات در رابطه با ازسرگیری روابط دیپلماتیک با مصر صورت گرفته است.

طی سالهای گذشته دو کشور به کرات در رابطه باازسرگیری رابطه سخن گفته اند و حتی زمان آنرا هم اعلام کرده اند. اگر امروز روابط مصر و ایران ،علیرغم اظهارتمایل دو طرف به ازسرگیری روابط همچنان به وضع مطلوب نرسیده است،(حتی اگر فرض کنیم طرفین اراده لازم برای از سرگیری روابط را داشته اند) بیش از هر چیز ناشی از این امر است که مصر و ایران بر سر دوراهی انتخاب قرار گرفته اند. از طرفی مصر بر سر انتخاب بین ایران - به عنوان یک کشور بزرگ منطقه که به ضرورت بازسازی روابط با مصر پی برده – و برخی کشورهای ذره ای عرب منطقه- که مدعی تاریخ و جغرافیای ایران اند و با تکیه بر همبستگی عربی و استفاده از تقابل ایران-عرب در صدد ایجاد بسیج همگانی اعراب علیه ایران بوده وهستند- مردد بوده است. به عبارتی مصر نه می تواند نسبت به خواسته اعراب و تهدیدهای مطروحه توسط آنها بی تفاوت باشد (چون موجب از دست رفتن جایگاه محوری مصر در جهان عرب و خاورمیانه خواهد شد) و نه می تواند نسبت به اهمیت و جایگاه ایران در شرایط جدید منطقه و جهان بی توجه باقی بماند. مشکل دیگر مصر اهمیت داشتن رابطه با آمریکاست.مصر به دلیل مشکلات عدیده اقتصادی ناگزیرست به این مولفه در کلیه مناسبات خود توجه نماید.

این در حالیست که ایران هم به عنوان کشوری انقلابی با شعارهای مشخص، که همین شعارها،جاذبه در بین ملت های منطقه ایجاد کرده است،ناگزیر بوده دربین منافع ملی و مصالح ایدئولوژیک خود نوعی همگونی و هم سنخی ایجاد نماید،تا ضمن تامین منافع ملی خود،از شعارها و مصالح ایدئولوژیک خود نیز عدول ننماید. و از سوی ملت های منطقه متهم به سازش ، محافظه کاری و کنار گذاشتن سیاستهای انقلابی خود نشود.

قطع روابط بین دو کشور نیز اساسا مبتنی بر مصالح ایدئولوژیک ایران بوده است.به عبارتی به دنبال انعقاد پیمان کمپ دیوید و صلح مصر و اسرائیل ،ایران به دستور امام رابطه خود را با مصر قطع می کند. البته پس از آن،عوامل دیگر نیز در تشدید اختلافات و بی اعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر دخیل بوده است. از جمله میزبانی مصر از شاه ایران به وجه احسن و خودداری از تحویل وی به ایران، اظهارنظرهای نسنجیده مبنی بر صدور انقلاب در سالهای بعد از پیروزی انقلاب از سوی برخی مسئولین ایرانی،حمایت مصر از عراق در طول 8 سال جنگ با ایران، حمایت مصر از ادعاهای برخی شیوخ منطقه در رابطه با مسائل اختلافی با ایران در رابطه با جزایر سه گانه، استقبال ایران از ترور سادات و بزرگداشت خالد اسلامبولی به طرق مختلف از جمله این موارد می باشد. از طرف دیگر، به غیر از مراسم تشییع جنازه شاه با تشریفات کامل،طی این سالها ،همه ساله مسجد الرفاعی (محل دفن شاه سابق ایران) شاهد مراسم سالگرد محمدرضا پهلوی توسط خاندان سلطنتی بوده است. اگر در این ایام از طرف مسجد الرفاعی گذر کنید،و تشریفات به عمل آمده و ردیف تاج گل های سفید با روبانهای سیاه را ببینید،متوجه می شوید طی این سالها،دولت مصر در این رابطه سنگ تمام گذاشته و از هیچ اقدامی کوتاهی نکرده است. و این مسئله کمتر از نامگذاری یک خیابان در تهران به نام خالد اسلامبولی نبوده است.

به هر روی اگر بنای طرفین بر تاکید بر اختلافات باشد،طرفین می توانند همچنان با تکیه بر مواضع گذشته ،قطع رابطه را ادامه دهند،چون برخی مسائل اختلافی همچنان موجود می باشد. و اگر نگاه آنها به آینده و منافع منطقه و دو کشور باشد، قطعا باید متناسب با شرایط جدید ،نقش جدیدی ایفا کنند؛ که سیاست عرصه انعطاف و تغییر، متناسب با شرایط پدید آمده می باشد،نه پای فشردن بر ثابتات.

ایران و مصر دو کشور بزرگ منطقه اند.از جهات مختلف "کفو" و هموزن همند.از جمله به لحاظ جمعیتی،وسعت جغرافیایی ،جایگاه استراتژیک ،سابقه غنی فرهنگی-تمدنی، تاثیرگذاری فکری-سیاسی بر منطقه پیرامون خود، نزدیکی فکری مردم دو کشور،علاقه به اهل بیت و...

به همین دلایل از سرگیری رابطه و همکاری دو کشور ،نقشی مهم در تحولات آینده منطقه خواهد داشت. این روابط هم می تواند به تامین امنیت منطقه کمک کند،هم می تواند بسیاری از سوء تفاهم های موجود در منطقه را از بین ببرد، هم می تواند زمینه ساز بازار مشترک اسلامی باشد،هم می تواند قطب قدرتمندی جهت فعالیت های فرهنگی و اطلاعرسانی ایجاد کند...و مهمتر از همه ملت های دو کشور امکان شناخت دوباره یکدیگر را از نزدیک بعد از یک فترت نزدیک به 30 سال خواهند یافت
(روزنامه اعتماد ملی).

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (4)