سهم زنان از مديريت کشور

گروه سياسي،کيوان مهرگان ؛اگر روزي فقط احزاب و گروه هاي سياسي بر جغرافياي انتخابات اثر مستقيم مي گذاشتند و غنايم پيروزي در انتخابات را بين خود تقسيم مي کردند، امروز با حضور گروه هاي اجتماعي اين مناسبات اگر نگوييم به هم ريخته، کاملاً دگرگون شده است. از ميان اقشار مختلف، زنان به عنوان نيمي از جامعه با مطالباتي مشخص دوشادوش احزاب و گروه ها پا در گود سياست و انتخابات گذاشته اند تا از تحولات عقب نمانند. همين تلاش هاي درون و برون قدرت زنان بود که حضور آنان در کابينه آينده به مثابه يک حق و نه يک هديه از سوي نامزدهاي انتخابات مورد توجه قرار گرفت.دکتر جميله کديور نماينده مجلس ششم و از هسته مرکزي ستاد مهدي کروبي در گفت وگو با «اعتماد» در اين باره به پرسش هاي اعتماد پاسخ گفت..

---

-اگر با منطق پيروزي جريان اصلاح طلب به انتخابات نگاه کنيم و تجربه سال 84 را هم لحاظ کنيم وجود دو کانديدا در انتخابات دور نمايي از پيروزي را به ما نشان نمي دهد. هر چند استدلال ما اين باشد که وجود چند تريبون مي تواند به نقد وضع موجود کمک بيشتري کند در اين شرايط مطمئناً مردمي که سمپاتي و وابستگي به جريان اصلاحات دارند سوال اصلي شان اين است که با آن تجربه چرا اصلاح طلبان با دو کانديدا وارد ميدان شدند؟

به نظر مي رسد شرايط کشور شرايط خاص و پيچيده يي است و نگراني هايي که نزد سياسيون ايجاد کرده و دغدغه هايي که در اين جمع پديد آورده است؛ نگراني از مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. با توجه به شرايطي که ايجاد شده است سياست ورزان در حوزه هاي مختلف به دنبال راهکار هستند. شايد يکي از راهکارها اين است که حضور در عرصه انتخابات عرصه مناسبي باشد تا از شرايط نابساماني که در چند سال گذشته ايجاد شده است و هر روزي که مي گذرد تشديد مي شود؛ راه برون رفتي پيدا کنيم.گويي همه همزبان به دولت آقاي احمدي نژاد مي گويند؛ از طلا گشتن پشيمان گشته ايم/ مرحمت فرموده ما را مس کنيد.اجازه بدهيد نفت بر سر سفره مردم نيايد. بنابراين فکر مي کنم دغدغه اصلي کانديداهاي انتخابات آقايان کروبي و موسوي و خاتمي قطعاً همين دل نگراني بوده است که احساس مي کردند اگر فضاي سياسي- فرهنگي و حتي اقتصادي کشور با همين مختصاتي که پيدا کرده است و مهم ترين وجه آن بي اعتنايي به قانون و ويران سازي نهاد هاي کارشناسي و تحقق خرد جمعي مثل سازمان مديريت و برنامه و بودجه است؛ با همين روند و همين شرايطي که هست پيش برود، قطعاً آينده کشور آينده اميد بخشي نخواهد بود. البته اميد بخش قدري تعارف است، آينده نگران کننده يي را پيش رو خواهيم داشت.بنابراين به عنوان اولين کانديداي اصلاح طلبان، آقاي کروبي بر اساس راي حزب اعتماد ملي و برخي تقاضاهاي اجتماعي وارد صحنه شدند. در پي آن و در پي مطالبات و خواسته طيف هاي قابل توجهي، آقاي خاتمي اعلام کانديداتوري کردند و پس از آن آقاي موسوي با توجه به احساس مسووليت در پي رخدادهاي ذکر شده، تشخيص دادند ضرورت دارد وارد ميدان شوند. ايشان هم اعلام کانديداتوري کردند. بنابراين نفس کانديداتوري سه کانديدا در اين مقام و منزلت سياسي- اجتماعي نشان از حساسيت اوضاع دارد. بحث راي آوري که شما اشاره کرديد، به نظرم لازم است در کنار بحث راي آوري، مولفه ها و مباحث ديگري را مد نظر بگيريم. همچنان که در سال 76 با کانديداتوري آقاي خاتمي شايد آخرين مولفه مد نظر حاميان وي راي آوري بود و همه به دنبال راه حل برون رفت از شرايط آن زمان بودند و حس مي کردند اگر همان وضع پيش برود ديگر مجالي براي تنفس باقي نخواهد ماند، بنابراين فکر مي کردند خاتمي با راي چند ميليوني خود مي تواند مجالي ايجاد کند براي کساني که آن نوع تفکر را دارند و با همين تفکر وارد صحنه شدند.

بنابراين کساني که بحث راي آوري را مطرح مي کنند بايد در نظر داشته باشند ما بايد تغيير شرايط موجود را با تمام امکانات و لوازم بحث و دغدغه اول در نظر گرفته و بعد از آن راي آوري را مورد بررسي قرار دهيم. همان طور که قبلاً اشاره شد کانديداها با توجه به شرايطي که ايجاد مي شود بايد مطالباتي را که مغفول قرار مي گيرند و تنها زماني که مي توان آنها را بيان کرد ايام انتخابات است، طرح کنند. شما در نظر بگيريد در همين چند ماه اخير چقدر مباحث جديد پيرامون مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و سياست خارجي از طرف کانديداها مطرح شده است. قطعاً من فکر نمي کنم طرح اين گونه مباحث متنوع از طرف فقط يک کانديدا امکان بيان داشت به همين دليل نفس وجود چند کانديدا را نامناسب نمي دانم. البته لازم است دو کانديدا با هم نشست هاي مرتبي تا زمان انتخابات داشته باشند و به ارزيابي شرايط بپردازند و اگر خودشان تشخيص دادند تا چند روز قبل از انتخابات بايد طرفين به يک بحث پيرامون اجماع تن دهند. اگر فضا به نفع يک کانديدا با فاصله قابل توجه با کانديداي ديگر باشد، بايد خود کانديداها در نظر بگيرند مي توانند در آن مقطع و با توجه به شرايطي که ايجاد مي شود و تعداد کانديداهاي طرف مقابل چه راهکاري را به اجرا بگذارند. من افق پيروزي براي اصلاح طلبان را حتي در همان دور اول، در صورتي که با تدبير و انديشه و بهره گيري از تجربه انتخابات پيش عمل کنند، کاملاً روشن مي بينم.

-يکي از سود هاي وجود چند کانديدا را چندصدايي بودن فضا مي دانيد. آيا مطالبات مطرح شده از سوي اين کانديداها متناسب با مشکلات امروز جامعه است؟ به عنوان مثال مباحثي نظير حقوق شهروندي آيا متناسب با مشکلات موجود جامعه است؟

بي تناسب هم نيست. مهم ترين مشکلات امروز مردم مسائل و بلکه مصائب معيشتي و اقتصادي است. در نطق هاي هر دو کانديدا اشاراتي به مشکلات اقتصادي بوده است. آقاي کروبي برنامه هاي اصلي اقتصادي خود را طي چند روز آينده به تفصيل بيان خواهند کرد. مشکلات ديگر مشکلات سياسي، دانشجويي و فرهنگي است که در صحبت هاي اخير آقاي کروبي به تفصيل به آنها اشاره شده است. آقاي موسوي نيز در پاسخ به سوالاتي که از ايشان مي شود، در اين مورد صحبت کرده اند. در بيانيه اخير آقاي کروبي به اصلاح بعضي از امور از جمله بومي گزيني جنسيتي اشاره شده است. در مورد دانشجويان ستاره دار آقاي کروبي صحبت هايي داشته اند. در مورد دراويش آقاي کروبي نامه يي نوشته اند. همين طور در مورد مبحث صيانت از آرا آقاي کروبي نامه يي به آقاي جنتي نوشته اند و طرفين نيز در مورد صيانت از آرا و نوع ساختار اين کار برنامه هايي ارائه داده اند. به نظرم آقاي کروبي به خوبي اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي را رصد کرده اند و با موضع گيري هاي به موقع خود، توجه خود را به مسائل و مشکلات طيف هاي مختلف معطوف کرده اند. من فکر نمي کنم اظهارنظرهايي که شده است خارج از مشکلات مردم باشد.

-بحث خارج بودن از مشکلات مردم نيست، بحث تناسب با مشکلات است. همان طور که خودتان مطرح کرديد مشکل اصلي مردم در اين شرايط مشکلات اقتصادي است. در اين مدت ما تنها شاهد بوديم آقاي کروبي بحث واگذاري سهام نفت به مردم را مطرح کردند که آن نيز يک طرح بلند مدت است. شعارها بيشتر رنگ و بويي غيراقتصادي دارند. مردم براي شرکت در انتخابات و راي دهي نياز دارند شعارها متناسب با مشکل اصلي شان مردم باشد.

تناسب نيز داشته است. شما مي توانيد يک مثال بزنيد از مباحث مطرح شده که تناسبي با مشکلات مردم ندارد؟

طرح مشکلات نيمي از راه است. مهم اين است که طرفين به طرح مشکلات بپردازند و موضع گيري هاي خود را درباره بحران مديريت اقتصادي و بعضاً نبود مديريت اقتصادي مطرح کنند. مطمئناً نمي توانند به مسائل اقتصادي بي تفاوت باشند. همان طور که هر دو کانديدا نيز مطرح کرده اند، يکي از مهم ترين مباحث براي تغيير وضعيت موجود مباحث اقتصادي است و در زمان مناسب نظرات اقتصادي خود را نيز مطرح خواهند کرد، البته واقعيت اين است که تا به حال بيشتر ايده ها و نظر ها مطرح شده است. اين ايده ها بايد تبديل به نظريه شوند و بر اساس نظريه ها برنامه پيشنهاد شود و نهايتاً کانديداي پيروز در دولت خويش برنامه را اجرا کند يا در مواردي که نياز به راهکار هاي قانوني دارد، از مجلس که در دولت فعلي در حاشيه مانده است، اجازه قانوني بگيرد. به نظرم حضور چهره هاي شاخص اقتصادي و مديريتي در تيم مشاوران و همکاران کروبي به اين مهم خيلي کمک مي کند.

-شما وجه ايجابي وجود دو کانديدا را مطرح کرديد، وجه سلبي آن چيست؟

وجه سلبي آن را هم ذکر کردم. گفتم اگر طرف مقابل با يک کانديدا وارد ميدان شود و ما با دو کانديدا در صحنه حضور داشته باشيم، کار قدري سخت خواهد شد.

- بعد از انتخابات سال 76 عده يي نزد آقاي موسوي رفتند براي کانديداتوري و ايشان هميشه از کانديداتوري به عنواني کنار کشيدند. از ديد شما به عنوان يک تحليلگر سياسي چه اتفاقي افتاد که آقاي موسوي با توجه به جمله معروف آقاي خاتمي وارد ميدان شدند؟

به نظر مي رسد شايد مهم ترين مشکلي که منجر به اين قضيه شد احزاب و گروه هايي هستند که در عرصه سياسي کشور فعال اند و به گفت وگو و لوازم آن خيلي اعتقاد ندارند، اگر هم در حيطه نظر باور دارند، در عمل چندان به آن پايبند نيستند. جاي گله هم نيست. ما راه طولاني مردمسالاري را خيلي وقت نيست که آغاز کرده ايم. اين راه از آن راه هايي است که به سرعت و آسان طي نمي شود. به قول سعدي؛ بيرون نمي توان کرد الا به روزگاران. من ريشه اين قضيه را اين موضوع مي دانم يعني کم تجربگي و همان استبداد پنهاني که در اندازه و حجم متفاوت در همه حضور و نفوذ دارد، يا بعضي بدفهمي هايي که ممکن است از بعضي گفت وگو هاي حاشيه يي صورت گرفته باشد يا فشار حامياني که مي خواستند با هر هزينه يي يک کانديدا را وارد ميدان بکنند. يادتان هست که حتي درباره شخصيت دانشمند و اهل انديشه يي مثل آقاي خاتمي، هواداران ايشان بعضاً مي گفتند مگر مي تواند نيايد. بعد هم مي گفتند مگر مي تواند برود، در حقيقت اينها همان نشانه هاي جوسالاري بود.اخباري که از جلسات درون احزاب مي آمد، مبني بر اين بود که قرار است کانديداهاي اصلاح طلب، خود را با مکانيسمي مشخص به جامعه معرفي کنند و در زمان لازم با يک روشي که مورد پسند کانديداها و حاميان آنها بود به اجماع برسند، تا مشکلاتي که اين روزها وجود دارد پديد نيايد. متاسفانه به آن سقف زماني که مورد نظر بود بعضي از کانديداها و دوستان بي توجه بودند. اگر همه طرفين به قواعد بازي که خودشان پيشنهاد کرده بودند پايبند مي ماندند وضعيت ما اين نبود. نه خاتمي با آن وضعيت کنار مي رفت و نه موسوي با اين مشکلات وارد ميدان مي شد. اگر تا 20 آذر همان گونه که قرار بود، تمام کانديداهاي اصلاح طلب اعلام آمادگي مي کردند و بعد از آن برنامه هاي خود را براي اجماع مورد بررسي قرار مي دادند، وضعيت چنين نمي شد. در حقيقت مشکل اين بود که برخي دوستان اصلاح طلب خود در خلوت خويش، تصميمي مي گرفتند و انتظار داشتند بقيه هم از آنان تبعيت کنند. به نظرم منيت حزبي به مراتب مخرب تر از منيت فردي است و اين موضوعي است که برخي احزاب ما به آن مبتلا شده اند. در هر حال چه آقاي خاتمي و چه آقاي موسوي مي خواستند با خواسته خود و حاميان خود و در زماني که خود مناسب مي دانستند، وارد عرصه شوند نه بر اساس تصميمي که اتخاذ شده بود. اين کار را براي هر سه کانديدا دشوار کرد.

-آيا با اين روند اميدي به پيروزي در انتخابات هست، هر چند همه از آن ناراضي باشند؟

اگر هدف ما پيروزي است که هست، به قول آقاي خاتمي انتخابات که تفنن نيست. بايد تلاش هاي خودمان را به اين سمت سوق دهيم. همان طور که گفتم تا چند روز به انتخابات اين روند مناسب است اما در آستانه انتخابات بايد سناريوهاي مختلف مورد بررسي قرار بگيرد. بعد از تمام محاسبات و رايزني هاي کانديداها بايد با نظرسنجي ها يا مکانيسم ديگر، محبوبيت کانديداها مورد بررسي قرار بگيرد. اگر واقعيات آن زمان نشان مي داد که احتمال رسيدن به دور دوم وجود دارد، شايد در آن صورت به سود اصلاح طلبان باشد که با دو کانديدا به ميدان بيايند اما اگر بر اساس همان واقعيات احتمال پيروزي در همان دور اول بود بايد با يک کانديدا وارد ميدان شوند. بايد تحليل هاي ما در «زمان» و متناسب با زمان باشد چرا که در ايران هيچ دو روز ما مانند هم نيست. کل يوم هو في شان، ما بايد پيش برويم و در شرايط تحليل کنيم. البته از شرايط موجود نيز بايد استفاده کنيم فشار نياوريم که يکي از کانديداها به نفع ديگري کنار برود آن هم کانديدايي که اول آمده، از لوازم دستيابي به قدرت برخوردار است و واجد بسياري ويژگي ها است که او را نسبت به سايرين متمايز مي کند.

-اين مباحث در کلام زيباست اما واقعيات جامعه سياسي ما چيز ديگري است. از ديد شما چقدر اين امور قابل اجراست؟

من نا اميد نيستم و تلاش خودم را هم در راه مي کنم. به نظرم تيم مشورتي آقاي کروبي نيز بر اين باورند. با توجه به حضور من و آقاي دکتر مهاجراني و ديگر دوستان در ستاد آقاي کروبي و گفت وگوهايي که با برخي اعضاي ستاد آقاي موسوي داريم، تلاش خودمان را مي کنيم که اين هدف محقق شود. البته با توجه به مشکلاتي که سر راه هست و دغدغه اصلي اصلاح طلبان که پيروزي است، بايد تلاش کرد اين هدف محقق شود.

-در ستاد آقاي کروبي چنين جوي وجود دارد اما از ديد شما در ستاد آقاي موسوي نيز چنين موضع گيري وجود دارد؟

قطعاً عقلا در هر دو ستاد در اکثريت هستند و نبايد نا اميد بود و من فکر مي کنم نقش رسانه ها در اين مباحث بسيار مهم است يعني در سوق دادن کانديداها و حاميان آنها به اين سمت. من از اين موضع که هر دو کانديدا چنين باوري دارند، اطمينان دارم اما از اين نکته که بعضي از حاميان ممکن است بازي را بر هم بزنند، هراس دارم. البته تا به حال که به قول معروف غضنفر هاي شبه اصلاح طلب وارد صحنه نشده اند تا فضا را غبارآلود کنند. اميدوارم تا پايان با همين آهنگ منطقي و روال طبيعي پيش برويم.

-زنان در اين دور خيلي متفاوت وارد عرصه شدند، شما خودتان در ستاد آقاي کروبي کميته زنان را تشکيل داده ايد. ديگر دوستان نيز به مطالبات زنان اشاره خاصي دارند، به نظر مي رسد جمهوري اسلامي در مورد سياست خود براي برخورد با زنان ثبات خاصي ندارد. آيا ما مي توانيم اميد داشته باشيم نظام در مورد برخورد با زنان مانند برخورد با مساله هسته يي به يک ثبات برسد؟

نظام سياست هاي مشخصي در اين رابطه دارد. اين سياست ها را مي توان از صحبت هاي امام و رهبري و مواد مختلف قانون اساسي استخراج کرد که هم زنان بايد در حيطه هاي اجتماعي و سياسي حضور داشته باشند و در مقدرات خود و کشور مشارکت داشته باشند و هم به عنوان محور خانواده نقش خود را در آن قسمت نيز به صورت

پررنگ نشان دهند. ضمن اينکه بايد حفظ تعادل ميان اين دو بخش را محقق کنند. فکر مي کنم مهم ترين سياست نظام نسبت به زنان تاکيد بر تعادل ميان اين دو کارکرد است اما در هر مقطعي به تناسب رويکرد مسوولان اجرايي و فضاي حاکم بر جامعه اين رويکرد ممکن است فرق داشته باشد.نکته مهم اين است که نقش زنان در دوره هاي مختلف نوعاً تحت الشعاع مسائل سياسي ديگر قرار گرفته است. در هر شرايطي که زنان خواسته اند مطالبات خود را مطرح کنند دولتمردان اول مسائل ديگر را مطرح کرده اند و بعداً براي خالي نبودن عريضه به موضوع زنان توجه کرده اند. از ديد من بايد کانديداهاي انتخابات اول نقش زنان را متناسب با کرامت آنها در نظر بگيرند. به همين مقياس بايد ديد حاکم نيز نسبت به زنان از جايگاه حاشيه يي تغيير کند و نگذارند بعضي از ديد هاي متحجرانه به زنان جايگاهي براي اجرايي شدن بيابند. حرف اصلي من اين است که نبايد اداره امور را به زنانه و مردانه تقسيم کرد. بايد زنان را متناسب با توانمندي هايشان وارد صحنه کرد، نه به خاطر جنسيت شان آنها را از گردونه سياست و قدرت خارج کرد.

-آيا انتخابات رياست جمهوري و رئيس جمهور مي تواند در اين تغيير رويکرد نقشي داشته باشد؟

قطعاً. به نظر من چه نطق ها و اعلام مواضع رئيس جمهور و چه برنامه هاي او مي تواند در اين تغيير رويکرد موثر باشد و بعد از آن با استفاده از زنان کارآمد در پست هاي بالاي کشوري به عنوان وزير و معاون رئيس جمهور يا مشاور و... مي تواند تغيير اساسي ايجاد و اين سياست را به وزرا نيز ابلاغ کند و در هيات دولت با تصويب لوايح حمايت از زنان در قالب معيشت زنان بي سرپرست و بد سرپرست و فقر زنان به مسائل اقتصادي آنان اهتمام ورزد. اگر رئيس جمهور ديد مثبتي به زنان داشته باشد و در هيات دولت از زنان به عنوان وزير استفاده کند يا از افرادي استفاده کند که ديد مثبتي نسبت به کارآمدي زنان داشته باشند مطمئناً اين نگرش در جامعه نيز رسوخ پيدا مي کند. تصويب يا ترميم لوايح مربوط به زنان نيز در حيطه مسووليت هيات دولت است که در اين زمينه موثر خواهد بود. به نظرم سيستم سهميه بندي به نفع زنان را رئيس جمهور مي تواند از کابينه خود شروع کند و به وزراي خود نيز ابلاغ کند که حداقل 25 درصد پست ها به زنان تخصيص داده شود...

-فکر مي کنيد اگر آقاي کروبي بتوانند رئيس جمهور شوند اين اتفاقات را سازماندهي خواهند کرد؟

بر اساس شعارهاي انتخاباتي و بر اساس عملکرد افراد من اظهارنظر مي کنم. آقاي کروبي در طول 30 سال گذشته عملکرد مثبت تري نسبت به ديگر مسوولان درباره حقوق زنان داشته اند؛ در همه دوران هايي که مسووليت داشته اند. از ديد من با توجه به مجموع عملکرد هاي ايشان، بله ايشان مي توانند به اين کارها جامه عمل بپوشانند. ايشان در زمان تصدي بنياد شهيد از زنان به عنوان مدير استفاده کردند. اين از طرف يک روحاني در آن شرايط بسيار مهم بود. ايشان در زمان رياست مجلس نيز با توجه به ديد مثبت نمايندگان به زنان، تشويق کردند که خانم هاي نماينده وارد هيات رئيسه شوند. ايشان حرف هاي مترقي درباره رياست جمهوري زنان، قضاوت زنان و وزارت زنان و حضور زنان در مراکز قدرت دارند.

-اگر آقاي کروبي راي بياورند خانم کديور نوعي در هيات دولت چه نقشي خواهد داشت؟

نه من و نه هيچ يک از افرادي که در ستاد آقاي کروبي به کار مشغول هستند چنين هدفي براي خود نداشته اند. هيچ يک از افرادي که در ستاد آقاي کروبي فعاليت دارند براي پست و مقام اين کار را نمي کنند، اما از ديد من با توجه به سابقه آقاي کروبي در طول اين سال ها ايشان در هيات دولت از زنان به عنوان وزير، معاون و مشاور استفاده خواهند کرد. مهم اين است که اين خواسته ها و اهداف محقق شود.

-به شکل مشخص معلوم است کدام وزارتخانه ها مدنظر ايشان است؟

ما اصلاً خود را محدود به وزارتخانه هايي که نوعاً براي زنان مطرح مي شود نکرده ايم، بلکه مي گوييم زنان در تمام وزارتخانه ها مي توانند مسووليت داشته باشند. مگر زنان ما از زنان ديگر کشورها که وزير اطلاعات و وزير خارجه شان خانم ها هستند، صلاحيت کمتري دارند؟ قبلاً هم گفته ام وزارت بهداشت و آموزش و پرورش کف خواسته زنان است. آنها مي توانند در تمام وزارتخانه ها حضور فعال داشته باشند.

-آقاي خاتمي نيز مي خواستند زنان وزير را به جامعه معرفي کنند.

ايشان در محذور قرار گرفتند و برخوردشان در اين مورد قوي نبود. ما همان زمان وزارتخانه ها و افرادي براي اين وزارتخانه ها را به ايشان معرفي کرديم اما ايشان نخواستند يا نتوانستند.

-چه افرادي؟

نام نمي برم اما همان زمان با فشار قم اين قضيه ختم شد. البته نه ختم به خير. ختم به شر، آقاي خاتمي نيز تلاش کافي را انجام ندادند. ايشان جمله معروفي دارند در اين رابطه. ايشان گفتند وزارت زنان ريسک است. اين نشان دهنده ديد ايشان نسبت به اين قضيه بود. در برابر فشارها ايشان مي توانستند مقاومت کنند يا حداقل سکوت کنند، که به دليل اين نگرش مقاومت نکردند.

اعتماد