گفت‌وگو با جميله كديور كروبي پاي وعده‌اش درباره زنان مي‌ايستد

نه‌و‌نيم شب بود كه ميهمان خانه جميله كديور شدم. تازه به منزل آمده بود و خستگي در چهره‌اش نمودار بود. از واحدهاي جديد دانشگاهي مي‌گفت كه زياد شده است و در كنار فعاليت‌هاي سياسي وقت بسياري را از او مي‌گيرد. او كه در دوره مجلس ششم 4 سال رياست مهدي كروبي را بر مجلس تجربه كرده است، اكنون معاون امور زنان ستاد كروبي است كه براي رقابت رياست جمهوري دوره دهم آماده مي‌شود. مهدي كروبي در ميان شعارها و وعده‌هاي خود، اعطاي پست وزارت به زنان را عنوان كرده است. او كه در گردهمايي‌اي كه به مناسبت هشتم مارس، روز جهاني زن برگزار شده بود سخن مي‌گفت، تصريح كرد: «براي اينكه عدم حضور زنان در كابينه را بشكنم در صورت رئيس‌جمهور شدن، وزير و معاون زن انتخاب خواهم كرد.» جميله كديور نيز پيشتر در يادداشتي از رئيس جمهور آينده خواسته بود تا تابوي وزير زن را بشكند. پس از پيروزي انقلاب تاكنون با وجود نقش بسيار زنان در شكل‌گيري انقلاب هيچگاه به پست وزارت نرسيدند، با جميله كديور به گفت‌وگو نشستيم تا دريابيم اين وعده از چه قوتي برخوردار است؟ بحث وزير زن در دوره‌هاي پيشين رياست جمهوري هم مطرح شده بود، در دوره‌اي كه آقاي خاتمي به رياست جمهوري رسيد به‌رغم وعده انتخاب وزير زن اما آن را ريسك خواند و محقق نشد. گمان مي‌كنيد وعده وزير زن از سوي نامزدهاي فعلي به خصوص آقاي كروبي كه بر انتخاب وزير زن تاكيد كرده‌اند تنها شعاري انتخاباتي است يا وعده‌اي حقيقي و اجرايي مي‌شود؟
تجربه عملكرد آقاي كروبي نشان داده است كه يا سخني نمي‌گويد يا اگر سخني بيان مي‌كند پاي آن مي‌ايستد. بنابراين من معتقدم ايشان با توجه به عملكرد خود طي 30 سال پس از انقلاب رويكرد مثبت خود را نسبت به فعاليت سياسي و اجتماعي زنان نشان داده و در موقعيت‌هاي مختلف هم از حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف سياسي حمايت كرده و بعضا حرف‌هايي را بيان كرده كه هيچ شخصيت سياسي عنوان نكرده و نه فقط در مقطع انتخابات بلكه در مقاطع ديگري هم موضعگيري‌هايي در رابطه با واگذاري مسووليت و سمت به زنان از جمله تاكيد بر ضرورت حضور زنان در مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و شوراي نگهبان، تاكيد بر اينكه زنان مي‌توانند قاضي شوند و رئيس‌جمهور باشند، اينها همه نكاتي است كه ايشان محاسبه و در موقعيت‌هاي مختلف بيان كرده. همانطور كه مقدمتا اشاره كردم ايشان بالضروره يا حرفي نمي‌زند يا زماني كه آن را بيان مي‌كند پاي حرف خود ايستادگي مي‌كند. بنابراين من معتقدم با توجه به عقبه عملكرد ايشان طي 30 سال انقلاب و نوع رويكردشان به مسائل زنان چه در حوزه مسائل خانوادگي كه به همسر خود تشويق‌هايي كه در رابطه با فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي داشته‌اند و چه در جايگاه‌هاي ديگري در بنياد شهيد يا مجلس و در حزب هم به عنوان دبيركل و اخبار گزارش‌هايي كه آمده اين است كه ايشان هموازه مشوق حضور خانم‌ها در عرصه حزبي هم بوده‌اند. بنابراين همه اينها را كه كنار هم مي‌گذارم معتقدم ايشان به گفته‌اي كه دارند اعتقاد دارند و بر سر آن ايستادگي خواهند كرد.
از نظر شما وعده انتخاب وزير زن تنها با خواست و اراده رئيس جمهور منتخب محقق مي‌شود يا مشكلاتي فراروي آن هست؟
طبيعتا جامعه مردسالار ما و نهادهاي پرقدرتي كه در جامعه ما حضور دارند و فشارهايي كه هم در بعد مذهبي و هم ابعاد سياسي و اجتماعي مي‌تواند وجود داشته باشد، مقاومت مي‌كند اما باز هم تجربه نشان داده است كه آقاي كروبي مرد مبارزه است و در مقابل گروه‌هاي فشار يا اظهارنظرهايي كه تلقي مي‌كنند، نارواست، ايستادگي كرده‌اند و تصورم اين است كه اگر در رابطه با بحث وزير زنان هم مقاومتي از سوي برخي محافل صورت بگيرد ايشان ايستادگي مي‌كند. عملكرد آقاي كروبي نشان داده كه از اعتبار خود براي ديگران بسيار مايه مي‌گذارد. زماني كه ايشان از اعتبار خود براي اشخاص مايه مي‌گذارد طبيعتا براي نيمي از جمعيت ايران كه زنان هستند و نيمه‌اي هستند كه حق‌شان در اين سال‌ها تضييع شده مايه جدي بگذارد و من به اين مساله خوشبين هستم به‌رغم اينكه تلقي مي‌كنم قطعا مقاومت‌هايي خصوصا در وزارتخانه‌هاي كليدي و اصلي صورت مي‌گيرد. من مصر بر اين هستم كه رئيس جمهور بايد چند وزارتخانه اصلي و كليدي را برعهده زنان توانمند و كارآمد قرار دهد.
فكر مي‌كنيد بحث رياست جمهوري زنان كه سخنگوي شوراي نگهبان عدم ممنوعيت آن را مطرح كرده، راه را براي پذيرش بحث وزير زن هموارتر مي‌كند؟
من اعتقاد ندارم كه نظر مجموعه شوراي نگهبان آن چيزي باشد كه سخنگوي آن مطرح كرده است. بايد دقيقا مشخص شود كه ايشان نظر شخصي خود را مطرح كرده يا تفسير شوراي نگهبان است. زيرا تفسير قانون اساسي برعهده شوراي نگهبان است و سه چهارم اعضاي شوراي نگهبان بايد بر اين نظر باشند و به نظر مي‌آيد كه ايشان نظر شخصي خود را بيان كرده و هنگامي كه به اظهارنظر سخنگوي رئيس شوراي نگهبان، آقاي الهام مراجعه كنيم، ايشان هم اظهارنظرهاي متناقضي را در رابطه با بحث رياست‌جمهوري زنان داشتند. در يك مقطع گفتند زنان مي‌توانند نامزد شوند و سپس تكذيب كردند و گفتند نظر شوراي نگهبان همان نگاه جنسيتي است و تنها مردان مي‌توانند نامزد رياست جمهوري شوند. تا زماني كه تفسير سه چهارم اعضاي شوراي نگهبان در اين باره عدم ممنوعيت رياست جمهوري زنان در دست نباشد نمي‌توان اظهارنظر قطعي كرد. ضمن اينكه كانديداتوري يك مساله و ردصلاحيت مساله ديگري است. آنچه كه مدنظر زنان است اين است كه تاييد صلاحيت شوند و بتوانند در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي حضور داشته باشند والا نفس كانديداتوري مطرح نيست زيرا هر شخصي كه حداقل شرايط را داشته باشد مي‌تواند نامزد شود و حتي در حال حاضر، اگر حداقل شرايط هم موجود نباشد مي‌تواند نامزد انتخابات رياست جمهوري شود، مهم تاييد صلاحيت است كه به نظر نمي‌آيد تمهيدات لازم براي آن صورت گرفته باشد. قابل ذكر است گفت‌وگوهايي كه در مجلس خبرگان قانون اساسي در سال 1358 صورت گرفته مويد اين نيست كه نظر تدوين‌كنندگان قانون اساسي در آن مقطع رجل به معناي شخصيت بوده است و منظور از رجل همان مرد بوده است.
به دليل اينكه وقتي بحثي صورت مي‌گيرد يكي از ويژگي‌ها تحت عنوان «مرد بودن» است و پس از بحث‌هاي ديگري كه صورت مي‌گيرد راي نمي‌آورد. بعداز آن جايگزيني تحت عنوان «رجل سياسي و مذهبي» مطرح مي‌شود زماني كه بدون بحث و اظهاري در رابطه با اين تغيير قرار بود راي‌گيري انجام شود، آقاي پرورش تنها نماينده‌اي است كه اعتراض مي‌كند و مي‌گويد در اين رابطه بحثي نشده است و رئيس مجلس خبرگان مي‌گويند به اندازه كافي بحث شده است. اين نشان‌دهنده اين است كه اولا منظور رئيس مجلس خبرگان از كلمه رجل همان مرد است و ثانيا چون فرد ديگري غير از آقاي پرورش به اين مساله اعتراضي نكرده است، تعداد افرادي كه راي موافق به اين اصل قانوني داده‌اند هم به نظر مي‌آيد منظورشان از رجل همان مرد بوده است.
جالب توجه اين است كه در مجلس خبرگان قانون اساسي يك خانم هم حضور داشته است...
البته، ايشان نظر مخالف را مطرح كرده‌اند اما به دليل اينكه در اقليت بوده‌اند، اين انتظار نمي‌توانست وجود داشته باشد كه كار خاصي انجام دهند. در رابطه با اينكه گفتيد اين سخن عنوان شده از سوي سخنگوي شوراي نگهبان مي‌تواند راه را براي انتخاب وزير زن هموار كند بايد گفت، در بحث وزير زن در دوره‌هاي پيش، اين همه مقاومت صورت گرفته. چطور ممكن است شوراي نگهبان تلقي مثبت نسبت به رياست جمهوري زنان داشته باشد. مي‌توان گفت شوراي نگهبان عصاره و فشرده نگرشي است كه با حضور وزير زن مخالفت كرده حال چگونه آن رويكرد ممكن است موافقت خود را با كانديداتوري زنان در پست رياست جمهوري مطرح كند.
پس از اظهارات سخنگوي شوراي نگهبان اين شورا نسبت به آن اعتراضي نداشته است و اعلام نكرده كه اين نظر شخصي سخنگو بوده است. به نظر مي‌رسد كه شوراي نگهبان اكنون چندان درصدد رد صلاحيت زنان از منظر جنسيت نيست اما شايد بر اين تلقي باشد كه جامعه چندان ظرفيت پذيرش انتخاب رئيس جمهور زن را در شرايط فعلي ندارد و از اين منظر، با عدم ممنوعيت قائل شدن براي زنان بر آن است تا انگشت اتهام را از روي خود بردارد.
اين مي‌تواند به عنوان يك مولفه باشد اما قسمتي از واقعيت را نشان مي‌دهد. خب، اگر اين نگراني را ندارد چرا تاييد صلاحيت نمي‌كند و دقيقا دليل رد صلاحيت كانديداهاي زن را دوره سابق معرفي نمي‌كند. زناني هستند كه از سوابق درخشان سياسي برخوردارند اگر اينان رجل سياسي به معناي عام نباشند پس چه كسي رجل سياسي است؟ رجل سياسي به اعتقاد من صرفا به اينكه فردي وزير يا معاون رئيس جمهور بوده باشد، نيست. رجل سياسي فردي است كه شم سياسي داشته و مدبر باشد و داراي سوابق پيش از انقلاب يا بعد از انقلاب و حضور فعال در صحنه‌هاي سياسي كشور باشد.
بحث وزير زن با رياست جمهوري زنان كمي متفاوت است. رئيس‌جمهور در معرض راي قرار مي‌گيرد اما وزير زن توسط رئيس جمهور انتخاب مي‌شود و اجرايي شدن و به وقوع پيوستن آن در شرايط فعلي واقعي‌تر و آسان‌تر است. آيا گمان نمي‌كنيد در صورت معرفي شدن وزير زن و جدي شدن حضور آنان در وزارتخانه‌ها به عنوان وزير، واكنش‌ها جدي شود و از سوي علما و حوزه علميه موضعگيري شود؟
در دوره آقاي خاتمي كه بحث وزير زن مطرح شد و فراكسيون مجلس ششم هم طي ديدارهايي كه با آقاي خاتمي داشتيم بحث وزير زن را مطرح كرديم و حتي تعدادي را هم براي وزارتخانه‌ها معرفي كرديم و معتقد بوديم بسياري از خانم‌هايي كه مطرح هستند از جهات مختلف چه تخصص و چه مديريت و كارايي، شايسته‌تر بودند. گفته شد در آن مقطع فشارهايي از سوي برخي علما به آقاي خاتمي وارد شد كه مانع انتخاب زنان گرديد. البته اين فشارها همراه با اظهارنظري از سوي آقاي خاتمي بود كه نشان داد ايشان هم مقاومت جدي در برابر اين مساله نكرد. اگر مقاومت شده بود لااقل انتخاب وزير را تحت عنوان ريسك تلقي نمي‌كردند. يعني آن فشار وجود داشت اما مقاومتي هم نبود و شايد هم اين باور را نداشتند كه زنان توانمند هستند و مي‌توانند از عهده مسووليت برآيند زيرا در اظهارنظري از سوي ايشان گفته شد، اگر زني در مصدر كار قرار گرفت و نتوانست از عهده مسووليت برآيد، نگاه جامعه نسبت به كل زنان تغيير خواهد كرد. يعني از ابتدا يك رويكرد بدبينانه نسبت به حضور يا فعاليت زنان در رده وزارت از سوي ايشان مطرح شد كه به نظر امر مطلوبي نبود.
اگر از اين واكنش‌ها بگذريم در مرحله اخذ راي اعتماد در مجلس شوراي اسلامي گمان مي‌كنيد براي پست وزيري به زنان و مردان در اعطاي راي اعتماد برابر نگريسته خواهد شد؟
خير، من پيشتر هم گفته‌ام نسبت به زنان رويكرد، رويكرد حداكثري است. يعني زنان بايد حداكثر امتيازات لازم را به لحاظ تجربه، مديريت و كارايي داشته باشند. در حالي كه رويكرد نسبت به مردان، رويكرد حداقلي است. يعني با حداقل تحصيلات و تجربه و شرايط مي‌توانند به رده‌هاي بالاي مديريت از جمله وزارت دست يابند. اين رويكرد نسبتا عام هم هست و به اين دليل در جامعه ما كسي كه به عنوان وزير زن انتخاب خواهد شد در هنگام گرفتن راي اعتماد با مشكلات عديده‌اي ممكن است مواجه شود. ممكن است با برخي تعابيري كه شايد مناسب نباشد روبه‌رو شوند و اگر برخي نمايندگان بخواهند منصفانه برخورد كنند بسيار با حساسيت و موشكافانه به انتخاب زنان نگاه خواهند كرد و ممكن است گفته شود زنان مهمترين وظايفشان خانه‌داري و فرزندداري است و ممكن است اين مسووليت با وظايف مادري زن در تعارض باشد و اگر همسر ايشان با خروج او از منزل مخالفت كرد چه بايد كرد و بحث‌هايي از اين قبيل كه تاكنون هم مطرح بوده، ممكن است پيش كشيده شود. ضمن واكنش‌هايي كه ممكن است وجود داشته باشد، در صحن علني مجلس هم رويكردي كه نسبت به وزراي معرفي شده مرد وجود دارد در رابطه با يك وزير زن وجود نخواهد داشت و ممكن است رويكرد تحقيرآميز باشد نه آنكه از حضور زنان دفاع شود. طبيعي است چون قدرت عرصه‌اي شيرين، مطلوب و محدود است كساني كه قدرت را در اختيار دارند تمايل ندارند اين قدرت را با ديگران تقسيم كنند. اكنون مردان صاحب قدرت هستند و تمايل ندارند اين قدرت را با زنان به خصوص در رده‌هاي بالاي مديريتي تقسيم كنند.
آيا زنان را براي وزارتخانه‌هاي خاصي مناسب‌تر مي‌دانيد. با توجه به اينكه مي‌گوييد بايد وزارتخانه‌هاي كليدي و مهمي به زنان سپرده شوند آيا براي انتخاب نوع وزارتخانه‌ها تنها به صلاحيت‌ها بايد نگريست يا معيار جنسيت هم مي‌تواند براي انتخاب وزير در برخي وزارتخانه‌ها مورد توجه قرار گيرد؟
معتقدم زنان را با توجه به توانمندي و شايستگي‌شان بايد برگزيد. با اين تصور كه زنان صرفا مناسب وزارت بهداشت يا آموزش و پرورش هستند مخالف هستم. بعضا ممكن است استدلال شود چون اكثريت كارمندان اين وزارتخانه‌ها خانم‌ها هستند اگر قرار باشد وزير زن برگزينيم ترجيحا اين وزارتخانه‌ها مطرح شود اما با توجه به شناختي كه نسبت به خانم‌هاي فعال در حوزه‌هاي مختلف دارم معتقدم ضمن اهميت وزارتخانه‌هاي بهداشت و آموزش و پرورش كه كف خواسته‌ها و مطالبات زنان است، خانم‌هاي باكفايتي هم داريم كه در مصدر وزارت‌خارجه، وزارت‌كشور و حتي وزارت اطلاعات قرار گيرند. تلقي من اين است كه نوع نگرش مردان در عرصه سياست نسبت به زنان تحقيرآميز است چطور است زناني در كشورهاي ديگر دنيا مي‌توانند وزيرخارجه، وزيراقتصاد و وزيركشور باشند يا در يكي از كشورهاي اطراف خودمان مانند پاكستان وزيراطلاعات باشند؟ مگر زنان ما چه چيزي كمتر از زنان ديگر كشورها دارند كه نمي‌توانند به اين رده‌هاي وزارتي بينديشند و در آن حضور داشته باشند. قطعا زنان ما با كفايت‌تر از بسياري از زناني هستند كه در كشورهاي ديگر در راس وزارتخانه‌ها هستند. من در دوره‌اي كه در مجلس بودم به حيث مسووليتي كه داشتم با خيلي از اين خانم‌ها ملاقات كرده‌ام و تاسف خورده‌ام كه خانم‌هاي ما به‌رغم تجربه مديريتي و تخصص‌هايي كه دارند متاسفانه اين نگرش‌هاي مردسالارانه در كشور خود هستند و آن سقف شيشه‌اي كه در نهادهاي مختلف وجود دارد مانع حضور زنان در رده‌هاي بالاي مديريت مي‌شود. بنابراين معتقدم زنان بايد در همه سطوح مدنظر قرار بگيرند و اينكه بخواهيم آنان را به حوزه زنان محدود كنيم مخالفم. اگر شرايط برابري با مردان وجود داشته باشد زنان مي‌توانند گوي سبقت را بربايند.
نظر آقاي كروبي هم نسبت به سپردن وزارتخانه‌ها به زنان همين است كه نبايد محدود به وزارتخانه‌هاي خاصي باشد؟
ايشان بحث وزير زن را مطرح كردند و اصل قضيه را پذيرفته‌اند كه به زنان در حيطه وزارت مسووليت سپرده شود اما وارد جزييات نشده‌ايم. ما به عنوان معاونت امور زنان ستاد آقاي كروبي يكي از وظايفمان اين است كه حلقه واسطه و رابطي باشيم ميان مطالبات زنان و شخص كانديدا كه آقاي كروبي هستند. ما به عنوان مكانيسم واسط اين نظريات را منتقل مي‌كنيم و تلاش مي‌كنيم تا حداكثر امتيازات را در رابطه با مسائل زنان به دست آوريم و خواسته هاي زنان را منتقل كنيم. با توجه به رويكرد مثبتي كه آقاي كروبي تاكنون داشته‌اند من اميدوار هستم.
تشكيل وزارت زنان از بحث‌هايي بود كه اخيرا مطرح شد. البته پيش از آن كه آن را مجلس هشتم مطرح كند در مطالبات برخي گروه‌هاي زنان هم قيد شده بود. فكر مي‌كنيد تشكيل «وزارت زنان» امر مطلوبي است؟
قبلا هم مطرح كردم كه به داشتن يك وزارتخانه براي زنان، تحت عنوان وزارت زنان مخالف هستم. به دليل اينكه بايد رويكرد همه وزارتخانه‌ها عام باشد. ما وزارتخانه خاص مردان نداريم كه بخواهد وزارتخانه‌اي براي زنان وجود داشته باشد.
اگر يك وزارت تحت عنوان وزارت زنان داشته باشيم رئيس‌جمهور آينده ممكن است با سپردن وزارت زنان به خانم‌ها گمان شود كه به وعده انتخاب وزير زن عمل كرده است و عملا چيزي نصيب زنان نشده. ممكن است بودجه و امكاناتي در اختيار زنان قرار گيرد ولي اين خواسته زنان نيست كه ما يك وزارت زنانه داشته باشيم و رويكرد ساير وزارتخانه‌ها به سمت مباحث مردان باشد.
با توجه به اينكه شما اكنون معاونت امور زنان ستاد آقاي كروبي را برعهده داريد، برنامه‌هاي اين كميته يا معاونت امور زنان چيست؟
مهم‌ترين تلاشي كه داشتيم اين بوده كه نيازسنجي انجام دهيم تا حدودي به دليل اينكه از خانم‌هاي كارا و متخصص در حيطه‌هاي مختلف استفاده كرديم، اطلاعات ضمني داريم اما اينكه بتوانيم اين اطلاعات را جمع‌آوري كنيم و برآيند آنها را در اختيار كانديداي مورد نظر قرار دهيم، مهم‌ترين دلمشغولي ما در اين مدت بوده است. تلاشمان بر اين است با طيف‌هاي مختلف زنان و دختران جوان با توجه به زيرشاخه‌هايي كه تشكيل داديم، صحبت كرده و خواسته‌هاي آنان را مشخص نماييم و سپس آنها را در قالب شعارها و برنامه‌هايي كه رئيس‌جمهور آينده براي زنان بايد در نظر داشته باشد به او ارائه دهيم. در كنار اينها فعاليت‌هاي ديگري هم هست كه به تدريج اعلام خواهيم كرد.
زيرشاخه‌هايي كه در معاونت امور زنان ستاد تشكيل داده‌ايد، چيست؟
زيرشاخه دانشجويي كه يك نفر مسوول دارد و در دانشگاه‌هاي مختلف افرادي را شناسايي كرده و با آنها در تعامل است تا خواسته‌هاي دختران دانشجو را دريابد. در رابطه با زنان بازنشسته، زنان خانه‌دار، زنان شاغل و خانواده‌هاي ايثارگران و شهدا نيز زيرشاخه تشكيل شده و همچنين براي استان‌ها و مناطق تهران هم زيرشاخه وجود دارد.
با توجه به نيازسنجي‌هايي كه انجام داده‌ايد و وضعيتي كه از زنان سراغ داريد، فكر مي‌كنيد اولويت مسائل زنان چيست؟
مطالبات زنان با توجه به زيرشاخه‌هاي مختلفي كه عنوان كردم اولويت‌هاي متفاوتي مي‌تواند داشته باشد اما به‌عنوان يك بحث كلي مهم‌ترين مطالبه زنان اين است كه آن نگرش فرودستانه‌اي كه نسبت به زنان در جامعه‌وجود دارد، اصلاح شود. اگر اين نگرش اصلاح شود، هم قوانين اصلاح خواهد شد و هم زنان در جايگاه بايسته سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي قرار خواهند گرفت و هم در رابطه با مسائل خانوادگي خود با مشكلاتي كه مواجه هستند مي‌تواند بعضا مرتفع شود. بنابراين زيربناي تمام مشكلاتي كه زنان با آن مواجه هستند يك نگاه فرادست- فرودستي يا ارباب- رعيتي است كه بين مردان نسبت به زنان وجود دارد. اين مرد مي‌تواند در قامت مرد خانواده باشد يا دست‌اندركاران و مجريان امور. اگر اين رويكرد اصلاح شود كه خواسته همه زنان است ريشه‌‌اي‌ترين مساله است كه در ساير حوزه‌ها هم منجر به اصلاح مي‌شود.
اگر بخواهيد مصاديقي را از مشكلات عيني و عمومي زنان عنوان كنيد كه به‌خصوص ريشه در قوانين دارند، كدام‌ها هستند؟
موارد متعددي در قانون مدني، مجازات و در قوانين مختلفي كه نگاه تبعيض‌آميز نسبت به زنان دارد، اصلاح لازم است. در بحث ازدواج، طلاق، حضانت، ديه، قصاص و موارد متعدد ديگري كه غالبا ريشه فقهي دارند، نگرش نسبت به زنان با توجه به بحث تحولات زمان و مكان قابليت تغيير دارند. مواردي كه ريشه قرآني دارند مورد تاكيد ما نيست بلكه آن مواردي كه مبتني بر فقه و روايات و احاديث است كه در شرايط خاصي مطرح شده. با توجه به شرايط امروز كه جامعه تغيير كرده و زنان نيز متحول شده‌اند، به نظر مي‌رسد مي‌توان انتظار داشت فقها با رويكرد جديدي به اين مسائل نگاه كنند. اكنون هم برخي از علما از جمله آيت‌اللـه صانعي، آيت‌اللـه بجنوردي و آيت‌اللـه جنتي مسائل زنان را با رويكرد جديدي مطرح كرده‌اند. اگر همين نگرش از حالت شاذ و نادر خود خارج شود و عموميت پيدا كند امكان اصلاح بسياري از اين قوانين وجود دارد.
قوه مجريه چه ساز و كاري براي تغيير اين قوانين دارد آيا در قالب لوايح آنها را ارائه خواهد كرد؟
بله، قطعا مهم‌ترين ساز و كار آن تدوين لوايح قضايي است كه به مجلس ارائه مي‌شود. در اين اظهارنظري كه آقاي كروبي در مورد حقوق شهروندي و اصلاح قانون اساسي داشتند، بندي از آن در رابطه با اصلاحاتي بود كه ضروري است در رابطه با حقوق و مسائل زنان صورت گيرد.
با توجه به تفسير شوراي نگهبان كه دولت نمي‌تواند در لوايح قضايي دخل و تصرف كند كار را با دشواري مواجه مي‌كند.
بسياري از لوايحي كه تدوين مي‌شود با توجه به لابي‌هايي كه چهره‌هاي مختلف با قوه قضائيه خواهند داشت مي‌تواند محقق شود. خوشبختانه آقاي كروبي از قدرت لابي‌گري بالايي برخوردار است و با توجه به رويكرد و تمايلي كه به اين اصلاحات دارند، مي‌توانند آن را در لابي‌گري‌هايي انجام مي‌دهند كه كار در مكانيسم قانوني انجام شود ضمن اينكه خود به‌عنوان رئيس قوه مجريه نيز بتواند نقش خود را در اين اصلاحات اعمال نمايد.
اعتماد ملي


سهم زنان از مديريت کشور

گروه سياسي،کيوان مهرگان ؛اگر روزي فقط احزاب و گروه هاي سياسي بر جغرافياي انتخابات اثر مستقيم مي گذاشتند و غنايم پيروزي در انتخابات را بين خود تقسيم مي کردند، امروز با حضور گروه هاي اجتماعي اين مناسبات اگر نگوييم به هم ريخته، کاملاً دگرگون شده است. از ميان اقشار مختلف، زنان به عنوان نيمي از جامعه با مطالباتي مشخص دوشادوش احزاب و گروه ها پا در گود سياست و انتخابات گذاشته اند تا از تحولات عقب نمانند. همين تلاش هاي درون و برون قدرت زنان بود که حضور آنان در کابينه آينده به مثابه يک حق و نه يک هديه از سوي نامزدهاي انتخابات مورد توجه قرار گرفت.دکتر جميله کديور نماينده مجلس ششم و از هسته مرکزي ستاد مهدي کروبي در گفت وگو با «اعتماد» در اين باره به پرسش هاي اعتماد پاسخ گفت..

---

-اگر با منطق پيروزي جريان اصلاح طلب به انتخابات نگاه کنيم و تجربه سال 84 را هم لحاظ کنيم وجود دو کانديدا در انتخابات دور نمايي از پيروزي را به ما نشان نمي دهد. هر چند استدلال ما اين باشد که وجود چند تريبون مي تواند به نقد وضع موجود کمک بيشتري کند در اين شرايط مطمئناً مردمي که سمپاتي و وابستگي به جريان اصلاحات دارند سوال اصلي شان اين است که با آن تجربه چرا اصلاح طلبان با دو کانديدا وارد ميدان شدند؟

به نظر مي رسد شرايط کشور شرايط خاص و پيچيده يي است و نگراني هايي که نزد سياسيون ايجاد کرده و دغدغه هايي که در اين جمع پديد آورده است؛ نگراني از مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي است. با توجه به شرايطي که ايجاد شده است سياست ورزان در حوزه هاي مختلف به دنبال راهکار هستند. شايد يکي از راهکارها اين است که حضور در عرصه انتخابات عرصه مناسبي باشد تا از شرايط نابساماني که در چند سال گذشته ايجاد شده است و هر روزي که مي گذرد تشديد مي شود؛ راه برون رفتي پيدا کنيم.گويي همه همزبان به دولت آقاي احمدي نژاد مي گويند؛ از طلا گشتن پشيمان گشته ايم/ مرحمت فرموده ما را مس کنيد.اجازه بدهيد نفت بر سر سفره مردم نيايد. بنابراين فکر مي کنم دغدغه اصلي کانديداهاي انتخابات آقايان کروبي و موسوي و خاتمي قطعاً همين دل نگراني بوده است که احساس مي کردند اگر فضاي سياسي- فرهنگي و حتي اقتصادي کشور با همين مختصاتي که پيدا کرده است و مهم ترين وجه آن بي اعتنايي به قانون و ويران سازي نهاد هاي کارشناسي و تحقق خرد جمعي مثل سازمان مديريت و برنامه و بودجه است؛ با همين روند و همين شرايطي که هست پيش برود، قطعاً آينده کشور آينده اميد بخشي نخواهد بود. البته اميد بخش قدري تعارف است، آينده نگران کننده يي را پيش رو خواهيم داشت.بنابراين به عنوان اولين کانديداي اصلاح طلبان، آقاي کروبي بر اساس راي حزب اعتماد ملي و برخي تقاضاهاي اجتماعي وارد صحنه شدند. در پي آن و در پي مطالبات و خواسته طيف هاي قابل توجهي، آقاي خاتمي اعلام کانديداتوري کردند و پس از آن آقاي موسوي با توجه به احساس مسووليت در پي رخدادهاي ذکر شده، تشخيص دادند ضرورت دارد وارد ميدان شوند. ايشان هم اعلام کانديداتوري کردند. بنابراين نفس کانديداتوري سه کانديدا در اين مقام و منزلت سياسي- اجتماعي نشان از حساسيت اوضاع دارد. بحث راي آوري که شما اشاره کرديد، به نظرم لازم است در کنار بحث راي آوري، مولفه ها و مباحث ديگري را مد نظر بگيريم. همچنان که در سال 76 با کانديداتوري آقاي خاتمي شايد آخرين مولفه مد نظر حاميان وي راي آوري بود و همه به دنبال راه حل برون رفت از شرايط آن زمان بودند و حس مي کردند اگر همان وضع پيش برود ديگر مجالي براي تنفس باقي نخواهد ماند، بنابراين فکر مي کردند خاتمي با راي چند ميليوني خود مي تواند مجالي ايجاد کند براي کساني که آن نوع تفکر را دارند و با همين تفکر وارد صحنه شدند.

بنابراين کساني که بحث راي آوري را مطرح مي کنند بايد در نظر داشته باشند ما بايد تغيير شرايط موجود را با تمام امکانات و لوازم بحث و دغدغه اول در نظر گرفته و بعد از آن راي آوري را مورد بررسي قرار دهيم. همان طور که قبلاً اشاره شد کانديداها با توجه به شرايطي که ايجاد مي شود بايد مطالباتي را که مغفول قرار مي گيرند و تنها زماني که مي توان آنها را بيان کرد ايام انتخابات است، طرح کنند. شما در نظر بگيريد در همين چند ماه اخير چقدر مباحث جديد پيرامون مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و سياست خارجي از طرف کانديداها مطرح شده است. قطعاً من فکر نمي کنم طرح اين گونه مباحث متنوع از طرف فقط يک کانديدا امکان بيان داشت به همين دليل نفس وجود چند کانديدا را نامناسب نمي دانم. البته لازم است دو کانديدا با هم نشست هاي مرتبي تا زمان انتخابات داشته باشند و به ارزيابي شرايط بپردازند و اگر خودشان تشخيص دادند تا چند روز قبل از انتخابات بايد طرفين به يک بحث پيرامون اجماع تن دهند. اگر فضا به نفع يک کانديدا با فاصله قابل توجه با کانديداي ديگر باشد، بايد خود کانديداها در نظر بگيرند مي توانند در آن مقطع و با توجه به شرايطي که ايجاد مي شود و تعداد کانديداهاي طرف مقابل چه راهکاري را به اجرا بگذارند. من افق پيروزي براي اصلاح طلبان را حتي در همان دور اول، در صورتي که با تدبير و انديشه و بهره گيري از تجربه انتخابات پيش عمل کنند، کاملاً روشن مي بينم.

-يکي از سود هاي وجود چند کانديدا را چندصدايي بودن فضا مي دانيد. آيا مطالبات مطرح شده از سوي اين کانديداها متناسب با مشکلات امروز جامعه است؟ به عنوان مثال مباحثي نظير حقوق شهروندي آيا متناسب با مشکلات موجود جامعه است؟

بي تناسب هم نيست. مهم ترين مشکلات امروز مردم مسائل و بلکه مصائب معيشتي و اقتصادي است. در نطق هاي هر دو کانديدا اشاراتي به مشکلات اقتصادي بوده است. آقاي کروبي برنامه هاي اصلي اقتصادي خود را طي چند روز آينده به تفصيل بيان خواهند کرد. مشکلات ديگر مشکلات سياسي، دانشجويي و فرهنگي است که در صحبت هاي اخير آقاي کروبي به تفصيل به آنها اشاره شده است. آقاي موسوي نيز در پاسخ به سوالاتي که از ايشان مي شود، در اين مورد صحبت کرده اند. در بيانيه اخير آقاي کروبي به اصلاح بعضي از امور از جمله بومي گزيني جنسيتي اشاره شده است. در مورد دانشجويان ستاره دار آقاي کروبي صحبت هايي داشته اند. در مورد دراويش آقاي کروبي نامه يي نوشته اند. همين طور در مورد مبحث صيانت از آرا آقاي کروبي نامه يي به آقاي جنتي نوشته اند و طرفين نيز در مورد صيانت از آرا و نوع ساختار اين کار برنامه هايي ارائه داده اند. به نظرم آقاي کروبي به خوبي اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي را رصد کرده اند و با موضع گيري هاي به موقع خود، توجه خود را به مسائل و مشکلات طيف هاي مختلف معطوف کرده اند. من فکر نمي کنم اظهارنظرهايي که شده است خارج از مشکلات مردم باشد.

-بحث خارج بودن از مشکلات مردم نيست، بحث تناسب با مشکلات است. همان طور که خودتان مطرح کرديد مشکل اصلي مردم در اين شرايط مشکلات اقتصادي است. در اين مدت ما تنها شاهد بوديم آقاي کروبي بحث واگذاري سهام نفت به مردم را مطرح کردند که آن نيز يک طرح بلند مدت است. شعارها بيشتر رنگ و بويي غيراقتصادي دارند. مردم براي شرکت در انتخابات و راي دهي نياز دارند شعارها متناسب با مشکل اصلي شان مردم باشد.

تناسب نيز داشته است. شما مي توانيد يک مثال بزنيد از مباحث مطرح شده که تناسبي با مشکلات مردم ندارد؟

طرح مشکلات نيمي از راه است. مهم اين است که طرفين به طرح مشکلات بپردازند و موضع گيري هاي خود را درباره بحران مديريت اقتصادي و بعضاً نبود مديريت اقتصادي مطرح کنند. مطمئناً نمي توانند به مسائل اقتصادي بي تفاوت باشند. همان طور که هر دو کانديدا نيز مطرح کرده اند، يکي از مهم ترين مباحث براي تغيير وضعيت موجود مباحث اقتصادي است و در زمان مناسب نظرات اقتصادي خود را نيز مطرح خواهند کرد، البته واقعيت اين است که تا به حال بيشتر ايده ها و نظر ها مطرح شده است. اين ايده ها بايد تبديل به نظريه شوند و بر اساس نظريه ها برنامه پيشنهاد شود و نهايتاً کانديداي پيروز در دولت خويش برنامه را اجرا کند يا در مواردي که نياز به راهکار هاي قانوني دارد، از مجلس که در دولت فعلي در حاشيه مانده است، اجازه قانوني بگيرد. به نظرم حضور چهره هاي شاخص اقتصادي و مديريتي در تيم مشاوران و همکاران کروبي به اين مهم خيلي کمک مي کند.

-شما وجه ايجابي وجود دو کانديدا را مطرح کرديد، وجه سلبي آن چيست؟

وجه سلبي آن را هم ذکر کردم. گفتم اگر طرف مقابل با يک کانديدا وارد ميدان شود و ما با دو کانديدا در صحنه حضور داشته باشيم، کار قدري سخت خواهد شد.

- بعد از انتخابات سال 76 عده يي نزد آقاي موسوي رفتند براي کانديداتوري و ايشان هميشه از کانديداتوري به عنواني کنار کشيدند. از ديد شما به عنوان يک تحليلگر سياسي چه اتفاقي افتاد که آقاي موسوي با توجه به جمله معروف آقاي خاتمي وارد ميدان شدند؟

به نظر مي رسد شايد مهم ترين مشکلي که منجر به اين قضيه شد احزاب و گروه هايي هستند که در عرصه سياسي کشور فعال اند و به گفت وگو و لوازم آن خيلي اعتقاد ندارند، اگر هم در حيطه نظر باور دارند، در عمل چندان به آن پايبند نيستند. جاي گله هم نيست. ما راه طولاني مردمسالاري را خيلي وقت نيست که آغاز کرده ايم. اين راه از آن راه هايي است که به سرعت و آسان طي نمي شود. به قول سعدي؛ بيرون نمي توان کرد الا به روزگاران. من ريشه اين قضيه را اين موضوع مي دانم يعني کم تجربگي و همان استبداد پنهاني که در اندازه و حجم متفاوت در همه حضور و نفوذ دارد، يا بعضي بدفهمي هايي که ممکن است از بعضي گفت وگو هاي حاشيه يي صورت گرفته باشد يا فشار حامياني که مي خواستند با هر هزينه يي يک کانديدا را وارد ميدان بکنند. يادتان هست که حتي درباره شخصيت دانشمند و اهل انديشه يي مثل آقاي خاتمي، هواداران ايشان بعضاً مي گفتند مگر مي تواند نيايد. بعد هم مي گفتند مگر مي تواند برود، در حقيقت اينها همان نشانه هاي جوسالاري بود.اخباري که از جلسات درون احزاب مي آمد، مبني بر اين بود که قرار است کانديداهاي اصلاح طلب، خود را با مکانيسمي مشخص به جامعه معرفي کنند و در زمان لازم با يک روشي که مورد پسند کانديداها و حاميان آنها بود به اجماع برسند، تا مشکلاتي که اين روزها وجود دارد پديد نيايد. متاسفانه به آن سقف زماني که مورد نظر بود بعضي از کانديداها و دوستان بي توجه بودند. اگر همه طرفين به قواعد بازي که خودشان پيشنهاد کرده بودند پايبند مي ماندند وضعيت ما اين نبود. نه خاتمي با آن وضعيت کنار مي رفت و نه موسوي با اين مشکلات وارد ميدان مي شد. اگر تا 20 آذر همان گونه که قرار بود، تمام کانديداهاي اصلاح طلب اعلام آمادگي مي کردند و بعد از آن برنامه هاي خود را براي اجماع مورد بررسي قرار مي دادند، وضعيت چنين نمي شد. در حقيقت مشکل اين بود که برخي دوستان اصلاح طلب خود در خلوت خويش، تصميمي مي گرفتند و انتظار داشتند بقيه هم از آنان تبعيت کنند. به نظرم منيت حزبي به مراتب مخرب تر از منيت فردي است و اين موضوعي است که برخي احزاب ما به آن مبتلا شده اند. در هر حال چه آقاي خاتمي و چه آقاي موسوي مي خواستند با خواسته خود و حاميان خود و در زماني که خود مناسب مي دانستند، وارد عرصه شوند نه بر اساس تصميمي که اتخاذ شده بود. اين کار را براي هر سه کانديدا دشوار کرد.

-آيا با اين روند اميدي به پيروزي در انتخابات هست، هر چند همه از آن ناراضي باشند؟

اگر هدف ما پيروزي است که هست، به قول آقاي خاتمي انتخابات که تفنن نيست. بايد تلاش هاي خودمان را به اين سمت سوق دهيم. همان طور که گفتم تا چند روز به انتخابات اين روند مناسب است اما در آستانه انتخابات بايد سناريوهاي مختلف مورد بررسي قرار بگيرد. بعد از تمام محاسبات و رايزني هاي کانديداها بايد با نظرسنجي ها يا مکانيسم ديگر، محبوبيت کانديداها مورد بررسي قرار بگيرد. اگر واقعيات آن زمان نشان مي داد که احتمال رسيدن به دور دوم وجود دارد، شايد در آن صورت به سود اصلاح طلبان باشد که با دو کانديدا به ميدان بيايند اما اگر بر اساس همان واقعيات احتمال پيروزي در همان دور اول بود بايد با يک کانديدا وارد ميدان شوند. بايد تحليل هاي ما در «زمان» و متناسب با زمان باشد چرا که در ايران هيچ دو روز ما مانند هم نيست. کل يوم هو في شان، ما بايد پيش برويم و در شرايط تحليل کنيم. البته از شرايط موجود نيز بايد استفاده کنيم فشار نياوريم که يکي از کانديداها به نفع ديگري کنار برود آن هم کانديدايي که اول آمده، از لوازم دستيابي به قدرت برخوردار است و واجد بسياري ويژگي ها است که او را نسبت به سايرين متمايز مي کند.

-اين مباحث در کلام زيباست اما واقعيات جامعه سياسي ما چيز ديگري است. از ديد شما چقدر اين امور قابل اجراست؟

من نا اميد نيستم و تلاش خودم را هم در راه مي کنم. به نظرم تيم مشورتي آقاي کروبي نيز بر اين باورند. با توجه به حضور من و آقاي دکتر مهاجراني و ديگر دوستان در ستاد آقاي کروبي و گفت وگوهايي که با برخي اعضاي ستاد آقاي موسوي داريم، تلاش خودمان را مي کنيم که اين هدف محقق شود. البته با توجه به مشکلاتي که سر راه هست و دغدغه اصلي اصلاح طلبان که پيروزي است، بايد تلاش کرد اين هدف محقق شود.

-در ستاد آقاي کروبي چنين جوي وجود دارد اما از ديد شما در ستاد آقاي موسوي نيز چنين موضع گيري وجود دارد؟

قطعاً عقلا در هر دو ستاد در اکثريت هستند و نبايد نا اميد بود و من فکر مي کنم نقش رسانه ها در اين مباحث بسيار مهم است يعني در سوق دادن کانديداها و حاميان آنها به اين سمت. من از اين موضع که هر دو کانديدا چنين باوري دارند، اطمينان دارم اما از اين نکته که بعضي از حاميان ممکن است بازي را بر هم بزنند، هراس دارم. البته تا به حال که به قول معروف غضنفر هاي شبه اصلاح طلب وارد صحنه نشده اند تا فضا را غبارآلود کنند. اميدوارم تا پايان با همين آهنگ منطقي و روال طبيعي پيش برويم.

-زنان در اين دور خيلي متفاوت وارد عرصه شدند، شما خودتان در ستاد آقاي کروبي کميته زنان را تشکيل داده ايد. ديگر دوستان نيز به مطالبات زنان اشاره خاصي دارند، به نظر مي رسد جمهوري اسلامي در مورد سياست خود براي برخورد با زنان ثبات خاصي ندارد. آيا ما مي توانيم اميد داشته باشيم نظام در مورد برخورد با زنان مانند برخورد با مساله هسته يي به يک ثبات برسد؟

نظام سياست هاي مشخصي در اين رابطه دارد. اين سياست ها را مي توان از صحبت هاي امام و رهبري و مواد مختلف قانون اساسي استخراج کرد که هم زنان بايد در حيطه هاي اجتماعي و سياسي حضور داشته باشند و در مقدرات خود و کشور مشارکت داشته باشند و هم به عنوان محور خانواده نقش خود را در آن قسمت نيز به صورت

پررنگ نشان دهند. ضمن اينکه بايد حفظ تعادل ميان اين دو بخش را محقق کنند. فکر مي کنم مهم ترين سياست نظام نسبت به زنان تاکيد بر تعادل ميان اين دو کارکرد است اما در هر مقطعي به تناسب رويکرد مسوولان اجرايي و فضاي حاکم بر جامعه اين رويکرد ممکن است فرق داشته باشد.نکته مهم اين است که نقش زنان در دوره هاي مختلف نوعاً تحت الشعاع مسائل سياسي ديگر قرار گرفته است. در هر شرايطي که زنان خواسته اند مطالبات خود را مطرح کنند دولتمردان اول مسائل ديگر را مطرح کرده اند و بعداً براي خالي نبودن عريضه به موضوع زنان توجه کرده اند. از ديد من بايد کانديداهاي انتخابات اول نقش زنان را متناسب با کرامت آنها در نظر بگيرند. به همين مقياس بايد ديد حاکم نيز نسبت به زنان از جايگاه حاشيه يي تغيير کند و نگذارند بعضي از ديد هاي متحجرانه به زنان جايگاهي براي اجرايي شدن بيابند. حرف اصلي من اين است که نبايد اداره امور را به زنانه و مردانه تقسيم کرد. بايد زنان را متناسب با توانمندي هايشان وارد صحنه کرد، نه به خاطر جنسيت شان آنها را از گردونه سياست و قدرت خارج کرد.

-آيا انتخابات رياست جمهوري و رئيس جمهور مي تواند در اين تغيير رويکرد نقشي داشته باشد؟

قطعاً. به نظر من چه نطق ها و اعلام مواضع رئيس جمهور و چه برنامه هاي او مي تواند در اين تغيير رويکرد موثر باشد و بعد از آن با استفاده از زنان کارآمد در پست هاي بالاي کشوري به عنوان وزير و معاون رئيس جمهور يا مشاور و... مي تواند تغيير اساسي ايجاد و اين سياست را به وزرا نيز ابلاغ کند و در هيات دولت با تصويب لوايح حمايت از زنان در قالب معيشت زنان بي سرپرست و بد سرپرست و فقر زنان به مسائل اقتصادي آنان اهتمام ورزد. اگر رئيس جمهور ديد مثبتي به زنان داشته باشد و در هيات دولت از زنان به عنوان وزير استفاده کند يا از افرادي استفاده کند که ديد مثبتي نسبت به کارآمدي زنان داشته باشند مطمئناً اين نگرش در جامعه نيز رسوخ پيدا مي کند. تصويب يا ترميم لوايح مربوط به زنان نيز در حيطه مسووليت هيات دولت است که در اين زمينه موثر خواهد بود. به نظرم سيستم سهميه بندي به نفع زنان را رئيس جمهور مي تواند از کابينه خود شروع کند و به وزراي خود نيز ابلاغ کند که حداقل 25 درصد پست ها به زنان تخصيص داده شود...

-فکر مي کنيد اگر آقاي کروبي بتوانند رئيس جمهور شوند اين اتفاقات را سازماندهي خواهند کرد؟

بر اساس شعارهاي انتخاباتي و بر اساس عملکرد افراد من اظهارنظر مي کنم. آقاي کروبي در طول 30 سال گذشته عملکرد مثبت تري نسبت به ديگر مسوولان درباره حقوق زنان داشته اند؛ در همه دوران هايي که مسووليت داشته اند. از ديد من با توجه به مجموع عملکرد هاي ايشان، بله ايشان مي توانند به اين کارها جامه عمل بپوشانند. ايشان در زمان تصدي بنياد شهيد از زنان به عنوان مدير استفاده کردند. اين از طرف يک روحاني در آن شرايط بسيار مهم بود. ايشان در زمان رياست مجلس نيز با توجه به ديد مثبت نمايندگان به زنان، تشويق کردند که خانم هاي نماينده وارد هيات رئيسه شوند. ايشان حرف هاي مترقي درباره رياست جمهوري زنان، قضاوت زنان و وزارت زنان و حضور زنان در مراکز قدرت دارند.

-اگر آقاي کروبي راي بياورند خانم کديور نوعي در هيات دولت چه نقشي خواهد داشت؟

نه من و نه هيچ يک از افرادي که در ستاد آقاي کروبي به کار مشغول هستند چنين هدفي براي خود نداشته اند. هيچ يک از افرادي که در ستاد آقاي کروبي فعاليت دارند براي پست و مقام اين کار را نمي کنند، اما از ديد من با توجه به سابقه آقاي کروبي در طول اين سال ها ايشان در هيات دولت از زنان به عنوان وزير، معاون و مشاور استفاده خواهند کرد. مهم اين است که اين خواسته ها و اهداف محقق شود.

-به شکل مشخص معلوم است کدام وزارتخانه ها مدنظر ايشان است؟

ما اصلاً خود را محدود به وزارتخانه هايي که نوعاً براي زنان مطرح مي شود نکرده ايم، بلکه مي گوييم زنان در تمام وزارتخانه ها مي توانند مسووليت داشته باشند. مگر زنان ما از زنان ديگر کشورها که وزير اطلاعات و وزير خارجه شان خانم ها هستند، صلاحيت کمتري دارند؟ قبلاً هم گفته ام وزارت بهداشت و آموزش و پرورش کف خواسته زنان است. آنها مي توانند در تمام وزارتخانه ها حضور فعال داشته باشند.

-آقاي خاتمي نيز مي خواستند زنان وزير را به جامعه معرفي کنند.

ايشان در محذور قرار گرفتند و برخوردشان در اين مورد قوي نبود. ما همان زمان وزارتخانه ها و افرادي براي اين وزارتخانه ها را به ايشان معرفي کرديم اما ايشان نخواستند يا نتوانستند.

-چه افرادي؟

نام نمي برم اما همان زمان با فشار قم اين قضيه ختم شد. البته نه ختم به خير. ختم به شر، آقاي خاتمي نيز تلاش کافي را انجام ندادند. ايشان جمله معروفي دارند در اين رابطه. ايشان گفتند وزارت زنان ريسک است. اين نشان دهنده ديد ايشان نسبت به اين قضيه بود. در برابر فشارها ايشان مي توانستند مقاومت کنند يا حداقل سکوت کنند، که به دليل اين نگرش مقاومت نکردند.

اعتماد


پيروزي اصلاح‌طلبان بدون اجماع امكان‌پذير نيست

جميله كديور نماينده اصلاح‌طلب مجلس ششم كه اكنون مسئول كميته بانوان ستاد انتخاباتي كروبي است در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، گفت: به نظر من هدف اصلي اصلاح‌طلبان پيروزي در انتخابات رياست جمهوري است و اين پيروزي امكان‌پذير نيست مگر اينكه اصلاح‌طلبان بر روي يك كانديدا اجماع كنند اگرچه اين مسئله بدان معنا نيست كه كانديداي متعدد اين جريان را در اين مقطع، نفي كنيم.
كديور به تعدد كانديداهاي اصلاح‌طلب اشاره كرد و افزود: اين اتفاق مباركي است چرا كه اين امر بلندگويي است براي بيان ديدگاه‌هاي كانديداهاي اصلاح طلب در اين مقطع؛ اما به هر حال بايد يك سقف زماني بگذارند تا در اين سقف زماني، در نهايت به مكانيزمي كه مورد قبول هر سه كانديداي اصلاح طلب است، دست يابند.
وي در خصوص نقدهاي اخير خود نسبت به عملكرد خاتمي، گفت: بالاخره ديدگاه‌هاي انتقادي را بايد هر فعال سياسي نسبت به مسائل پيرامون خود داشته باشد؛ نه روي شخصيت‌ها، بلكه بر روي برنامه‌ها و اقدامات صورت گرفته آنان بايد انتقاد داشته باشد.
رئيس كميته بانوان ستاد انتخاباتي كروبي در ادامه تاكيد كرد:‌ بايد كارنامه‌ و عملكرد هر يك از كانديداها را مورد بررسي قرار دهيم و پس از آن ارزيابي و نقد خود را به صورت منصفانه به آنان ارائه كنيم.
كديور با اشاره اعلام كانديداتوري خاتمي،‌ كروبي و احتمالا ميرحسين، تصريح كرد: هر سه بزرگوار براي من عزيز هستند و به آ‌نها احترام مي‌گذارم و اصلاح‌طلبان اگر بر روي هريك از اين سه نفر به وحدت نظر برسند بايد بر روي آن تمكين كرد اما در حال حاضر شخصا با كروبي و ستاد ايشان در حال همكاري هستم.
همسر وزير ارشاد دولت خاتمي درباره مؤلفه موفقيت كانديداي موردنظر خود گفت:‌ شانس پيروزي يكي از مؤلفه‌هايي است كه يك فعال سياسي براي فعاليت خود مدنظر قرار مي‌دهد چراكه مؤلفه‌هاي ديگري در اين زمينه وجود دارد؛ از اين رو من در جمع‌بندي كلي چند محوري كه مورد نظرم بود به اين رسيدم كه از كروبي حمايت كنم.
وي با اشاره به حضور خود در شوراي برنامه‌ريزي ستاد انتخاباتي كروبي، اين ستاد را در عمل فراجناحي دانست و گفت: حضور من و آقايان كرباسچي، رهايي، عبدي، رحماني و كساني كه به طور مستقيم در ستاد فعاليت مي‌كنند، نشان‌دهنده آن است كه اين عضويت و راي حزب اعتماد ملي است.
نماينده اصلاح طلب مجلس ششم با بيان اينكه در اين شوراها عملكرد كروبي را مورد توجه قرار مي‌دهيم، افزود: با توجه به شرايط روز جامعه اگر هدف ما پيشبرد اصلاحات است معتقدم با توجه به پيشينه و عملكرد قبلي كروبي شايد بهتر بتوانيم اهداف اصلاح‌طلبانه را با رياست جمهوري كروبي مورد حمايت قرار دهيم.
انتهاي پيام/
گفت‌وگو با فارس؛