خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
يك عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات تبيين گفتمان اصلاحطلبي در جامعه را حلقه مفقوده ارتباط اصلاحطلبان با مردم دانست و گفت: اصلاحطلبان بايد با ايجاد اتاق فكر به آسيبشناسي مسائل روز پرداخته و با شناسايي اولويتها راهكارهاي مناسبي براي حل آنها اتخاذ كنند.
جميله كديور در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با بيان اينكه " گفتمان اصلاحطلبي هنوز در جامعه تبيين نشده است" اظهار كرد: هركسي از ظن خود يار اصلاحات شد و ديدگاههاي خود را به نام گفتمان اصلاحطلبي بيان كرد و همين تنوع در آراء بدون آنكه مرزي براي آن مشخص گردد، ضربه بزرگي به جريان اصلاحات وارد كرد و به دليل آنكه هيچ گروه يا فردي متولي مشخص كردن چارچوب و محور جنبش اصلاحات و تبيين گفتمان اصلاحات در جامعه نبود، مشكلات زياد و قرائتهاي متفاوتي از اين جريان صورت گرفت.
وي افزود: شرط تبيين گفتمان اصلاحطلبي در جامعه، اين است كه ابتدا مشخص شود چه فرد يا گروهي بيان محورهاي آن را به عهده خواهند گرفت، در عين حال بايد همه گروهها و جرياناتي كه مشي اصلاحطلبي دارند، گرد هم آيند و وجوه مشترك خود را پيرامون اصلاحات و گفتمان اصلاحطلبي تبيين كنند و در نهايت وقتي متوليان و نقاط مشترك مشخص شدند، ضمانت اجرايي براي عملي شدن محورهاي اين گفتمان بايد تعيين گردد و اگر فرد يا گروهي از آنها عدول و يا نقض كرد بايد از دايره اصلاحطلبي خارج شوند؛ بنابراين به نظر من اين موارد نوعي پيشنياز براي طرح گفتمان اصلاحطلبي محسوب ميشوند.
وي در ادامه، به تشريح محورها و مولفههاي گفتمان اصلاحطلبي پرداخت و گفت: اولين و مهمترين محور، حركت در چارچوب نظام و احترام به قانون اساسي است و مولفه ديگر، چنانچه از نام جريان اصلاحطلبي برميآيد بايد حركت در جهت اصلاحات تعريف شده باشد و محور سوم تجميع خواسته اصلاحطلبان است كه بايد مورد توجه قرار بگيرد.
اين عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات با تاكيد بر اينكه " مرز دقيق گفتمان اصلاحطلبي بايد با گروهها و افرادي كه اين نام را با خود يدك ميكشند اما مشي اصلاحطلبي ندارد مشخص گردد" اين امر را مولفه چهارم گفتمان اصلاحطلبي خواند و خاطرنشان كرد: چنانچه مرزبندي با گروههايي كه به مشي اصلاحطلبي اعتقادي ندارد مشخص نشود آنها بزرگترين ضربه را به اصلاحات وارد خواهند كرد.
وي افزود: مولفه پنجم اين است كه استراتژي حركت اصلاحطلبي بايد مشخص شود مشكل ما همواره اين بود كه هيچگاه استراتژي مشخصي براي حركت وجود نداشته است و در عين حال فردي رهبري اين جريان را مشخصا به عهده نگرفت و به رغم آنكه همه گروههاي اصلاحطلبان حول آقاي خاتمي اجماع نظر داشتند، اما ايشان هيچگاه نپذيرفتند كه رهبري جريان يا گفتمان اصلاحات را به عهده بگيرند؛ بنابراين بايد مشخص شود كه آيا يك فرد بايد رهبري گفتمان و جريان اصلاحطلبي را بر عهده بگيرد يا اينكه گفتمان اصلاحطلبي تجميع ديدگاههاي گروههايي است كه تحت عنوان اصلاحطلبي فعاليت ميكنند.
وي ادامه داد: محور ديگر كه در چارچوب گفتمان اصلاحطلبي ميگنجد، توجه به آزاديهاي عمومي كه در قانون اساسي مصوب شده مانند آزادي بيان، آزادي قلم، آزادي تجمع كه به عنوان آزاديهاي مشروع مورد نظر قرار گرفته است.
اين عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات همچنين به تحكيم و تقويت حلقههاي ارتباطي اصلاحطلبان با مردم تاكيد كرد و تقويت اعتماد عمومي را محور ديگري از گفتمان اصلاحطلبي دانست و ادامه داد: طبق گفتمان اصلاحطلبي، اولويتهاي اساسي مردم بايد شناسايي و براي حل آن، برنامهريزي شود و نيز مطالبات اقشار مختلف اجتماعي از جمله زنان، دانشجويان، كارگران، بازنشستگان، مدنظر قرار بگيرد و اين موارد در گفتمان اصلاحات بايد جايگاه متفاوت و مشخصي داشته باشد.
وي در ادامه با تكيه بر توجه هرچه بيشتر گفتمان اصلاحات بر اعتبار بينالمللي كشور گفت: جريان اصلاحات بايد فكري براي وجهه بينالمللي ايران داشته باشد؛ چراكه معتقديم همه ما به عنوان يك مجموعه هستيم كه اگر به اعتبار بينالمللي كشورمان خدشه وارد شود، اصلاحطلب و اصولگرا فرقي ندارد و همه بايد براي جلوگيري از اين امر تلاش كنند.
اين عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات هدف رويكرد اصلاحطلبي را حركت به سمت انتخابات رياست جمهوري آينده خواند و تصريح كرد: اصلاحطلبان بايد به گونهاي برنامهريزي كنند كه كمكم از حاشيه به متن نزديك شوند و اين ميسر نيست مگر آنكه اعتماد عمومي را طلب و استراتژيهاي لازم را اتخاد كنند در عين حال، اصلاحطلبان بايد به تقويت دروني خود بپردازند تا بتوانند اهداف و برنامههاي خود را به پيش ببرند.
اين عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در پايان خاطرنشان كرد: ما اصلاحطلبان حرف براي گفتن با مردم زياد داريم متاسفانه در مقاطع پشين، دايره مخاطبين خود را به نخبگان محدود كرديم، اما امروز ضروري است كه از اين لايه خارج و به لايههاي ديگر اجتماعي هم نفوذ كرده و سعي كنند براي نيازهاي كليدي لايهها برنامه داشته باشند و تقويت روابط خود با آنها بپردازند. در عين حال بر فضاي موجود غلبه كنند البته ورود به صحنه انتخابات ملزوماتي دارد كه از دست اصلاحطلبان خارج است، اما در بعدي كه به اصلاحطلبان مربوط ميشود، يعني در برنامهريزي و ارتباطگيري بيشتر با مردم نبايد كوتاهي كنند و در اين زمان باقي مانده تا انتخابات كه به نظر من، فرصت زيادي هم نيست، بايد استراتژيهاي خود را تعيين و حركت بر مبناي آن را آغاز كنند