<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>روزنوشت - کدیور</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/" />
<modified>2008-10-01T07:02:14Z</modified>
<tagline></tagline>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.31">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2008, kadivar</copyright>
<entry>
<title>عیدانه  ای برای شما</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/10/01/1094.php" />
<modified>2008-10-01T07:02:14Z</modified>
<issued>2008-10-01T07:00:52Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1094</id>
<created>2008-10-01T07:00:52Z</created>
<summary type="text/plain">همکار خوش صحبتی دارم که با لهجه شیرین اصفهانی حرف می زند. دیروز اسم یکی از اساتیدش در دانشگاه اصفهان را روی مجله ای دید که از آن مرحوم مقاله ای چاپ کرده بود. گفت چندی پیش خواب آن مرحوم...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>همکار خوش صحبتی دارم که با لهجه شیرین اصفهانی حرف می زند. دیروز اسم یکی از اساتیدش در دانشگاه اصفهان را روی مجله ای دید که از آن مرحوم مقاله ای چاپ کرده بود. گفت چندی پیش خواب آن مرحوم را دیدم. <br />
از او پرسیدم: استاد قدری از آن جهان برایم توضیح بده.آنجا چه خبر است؟<br />
پاسخ داد: فقط همین یک جمله تو را بس، که دنیا نیرزد به اینکه دلی را بیازاری.<br />
و از خواب بیدار شدم...<br />
همکارم داشت هنوز صحبت می کرد و من مست همان یک جمله بودم. در آخرین ساعات آخرین روز ماه مبارک رمضان،این جمله مثل  یک جرقه بر جانم زد.<br />
دیدم اگر از ماه مبارک ، روزه داران فقط توانسته باشند همین یک جمله را در زندگی خود جاری کنند، چه زلالی و شفافیتی بر روح آنان خواهد نشست.<br />
عید فطر بر آنان که دلی نیازردند و دستی گرفتند و توشه ای برداشتند و سبک بال از صداقتی که با خدا و خلق خدا داشتند، مبارک باد؛ که روزه داران واقعی همینانند.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>رمضان مبارک</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/09/02/1082.php" />
<modified>2008-09-02T17:18:24Z</modified>
<issued>2008-09-02T17:10:42Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1082</id>
<created>2008-09-02T17:10:42Z</created>
<summary type="text/plain">رمضان هم آمد. اینکه سفره هایمان از جنس و رنگ رمضان است، تردیدی ندارم. اینکه دلهامان چقدر رنگ و عطر رمضان خواهد داشت، آنم آزروست. رمضان بر دلهای رمضانی تان مبارک....</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>رمضان هم آمد.<br />
اینکه سفره هایمان از جنس و رنگ رمضان است، تردیدی ندارم. <br />
اینکه دلهامان چقدر رنگ و عطر رمضان خواهد داشت، آنم آزروست.<br />
رمضان بر دلهای رمضانی تان مبارک.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>تحلیلی وارونه و یک توضیح</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/08/30/1080.php" />
<modified>2008-08-30T11:52:47Z</modified>
<issued>2008-08-30T11:50:21Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1080</id>
<created>2008-08-30T11:50:21Z</created>
<summary type="text/plain"> مطلب قبلی ام در مکتوب با عنوان &quot; ...چه تشنه اند&quot; ، به شکل وارونه ای در برخی سایت هایی که بیشتر کژ اندیش سیاسی اند و یا دنبال خبرسازی اند؛ با تحلیل هایی عجیب در راستای ایجاد تفرقه...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p> <br />
مطلب قبلی ام در مکتوب با عنوان " ...چه تشنه اند" ،  به شکل وارونه ای در برخی سایت هایی  که بیشتر کژ اندیش سیاسی اند  و یا دنبال خبرسازی اند؛ با تحلیل هایی عجیب در راستای ایجاد تفرقه در بین اصلاح طلبان  منتشر شد. این گونه القا کردند که آن نوشته در واکنش به اعلام نامزدی جناب آقای کروبی از سوی حزب اعتماد ملی بوده است. کوشیدند تا با چنان تحلیلی به ظن  سوء خود، در میان اصلاح طلبان خدشه یا اختلاف تازه ای جستجو کنند.<br />
آن نوشته روی سخنش با هیچ حزب و یا کاندیدای مشخصی نبود. تنها به بیان یک مشکل فرهنگی- اجتماعی- سیاسی اشاره داشت.  در آن مقاله بر بی برنامگی ، شتابزدگی و بی توجهی به مصالح  جمعی توسط احزاب برای انتخابات پیش رو تاکید شده بود.<br />
  چنان که می دانیم و می دانند، خیلی زودتر از حزب اعتماد ملی، احزاب دیگری از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب، مستقیم و غیر مستقیم کاندیداهای خود را اعلام کرده اند و حتی ستاد های انتخاباتی خود را تشکیل داده اند. تمام سخن من این است که کاش در درون احزاب و جریانهای سیاسی ما هم  منافع و مصلحت جمعی بر مصالح و منافع حزبی و فردی غلبه می کرد. پیداست ما هنوز با ساختار و کارکرد حزبی فاصله ای بسیار داریم.<br />
نکته آخر این که اینجانب، جناب آقای کروبی را یکی از کاندیدهای موجه، با توجه به شرایط و ساختار حاکمیت و محدودیت های موجود می دانم؛ شخصیتی که نشان داده به خوبی می تواند با حاکمیت و نهادهای آن گفتگو و تعامل نماید و بدون بازی با الفاظ بر مواضع خود پافشاری کند.<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>...چه تشنه اند!</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/08/27/1079.php" />
<modified>2008-08-27T13:52:35Z</modified>
<issued>2008-08-27T13:50:33Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1079</id>
<created>2008-08-27T13:50:33Z</created>
<summary type="text/plain">از یک سواخبار مربوط به انتخابات کشور خودمان را پیگیری می کنم، از سوی دیگر هم خبرهای مربوط به انتخابات آمریکا تیتر شبکه های معروف تلویزیون های جهانی و روزنامه های مشهور است. امروز خبر دفاع جانانه هیلاری کلینتون از...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>از یک سواخبار مربوط به انتخابات کشور خودمان را پیگیری می کنم، از سوی دیگر هم خبرهای مربوط به انتخابات آمریکا تیتر شبکه های معروف تلویزیون های جهانی و روزنامه های مشهور است. امروز خبر دفاع جانانه هیلاری کلینتون از اوبا ما را گوش می کردم. هیلاری با شوق از اوباما حمایت کرد و گفت یک حزب یک کاندیدا دارد و یک هدف آن هم پیروزی و راه یافتن به کاخ سفید است...<br />
تلویزیون ها و روزنامه ها هم مدام نظر کاندیدا ها در باره مسایل مختلف را بررسی می کنند، حتی گرایش دینی آن ها را. <br />
به عبارت دیگر جامعه را از اطلاعات و تحلیل اشباع می کنند. <br />
اما انتخابات خودمان!  انگار بنا بر جا انداختن کاندیدای مورد نظربه هر قیمتی است و دیگران را در برابر عمل انجام شده قرار دادن شیوه همه است. ابتدا احزاب  کاندیدای خودشان را اعلام می کنند، در حالیکه خود کاندیداها بعضا  سخن صریحی در این باره نگفته اند.انگار کاندیداها هم تکلیف خود را نمی دانند.<br />
 اساسا بحث بر سر این نیست که کاندیدا های مورد نظر چه پیام و برنامه ای برای این دوره انتخابات دارند. تمام حرف این است که چه کسی بیاید. گویی هر کدام هم عصای سحر آمیزی در دست دارند که می توانند کشور را بعد از این همه عقب ماندگی ، به نحو احسن اداره کنند. <br />
نکته قابل توجه این است که غربی ها را متهم می کنیم که دنیا گرا هستند و ما این پست ها وسمت ها را برای انجام خدمت می خواهیم؛ شیفته خدمتیم نه تشنه قدرت! ولی وقتی حمایت کاندیداهای از دور خارج شده از مک کین و اوباما را می بینم و با جنگ قدرت درون جناح های خودمان مقایسه می کنم، به این نتیجه می رسم که شیفتگان خدمت چه تشنه اند!</p>

<p><br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>دکترای آکسفورد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/08/10/1072.php" />
<modified>2008-08-10T16:59:38Z</modified>
<issued>2008-08-10T16:43:29Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1072</id>
<created>2008-08-10T16:43:29Z</created>
<summary type="text/plain">مدرک دکترای وزیر کشور اسباب بگو مگو شده است. وزیر کشور مدعی ست که از یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیا دکترا گرفته است. به قول علما هنیئا له! اما اگر این ادعا درست نباشد می توان پیش بینی کرد...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>مدرک دکترای وزیر کشور اسباب بگو مگو شده است. وزیر کشور مدعی ست که از یکی از معتبرترین دانشگاه های دنیا دکترا گرفته است. به قول علما هنیئا له! اما اگر این ادعا درست نباشد می توان پیش بینی کرد که وزیر کشور دچار مشکل بزرگی شده است. البته خود کرده را تدبیر نیست. این تعبیر رییس جمهور محترم هم که فرموده اند این ورق پاره ها ارزشی ندارد؛ از اهمیت موضوع نمی کاهد.<br />
تازگی اعلام شد که این دکترا افتخاری ست. دکترای افتخاری در حقوق اساسی. خوشبختانه مدرک دکترا امروز بین رسانه ها پخش شده و باید از وزیر کشور ممنون بود. اما اگر بررسی ها نشان داد که این مدرک بی اعتبار و جعلی ست چه باید کرد؟<br />
چنان که می دانیم مدرک دکترای افتخاری را معمولا به اشخاصی می دهند که در زمینه های علمی گام های بلندی برداشته اند و یا در سطح روسای جمهور چنین مدرکی اعطا می شود. آقای کردان که نه شخصیت علمی بوده و هستند ونه از مدیران طراز اول بوده اند؛ به چه مناسبت دکترای افتخاری نصیب ایشان شده است؟<br />
چه طور ممکن است کسی که از خواندن وفهم یک صفحه متن  حقوقی به زبان انگلیسی عاجز است دکترای حقوق اساسی از آکسفورد بگیرد. گفته شده است که ایشان رساله ای در باب تعلیم و تربیت در اسلام نوشته اند؛ چنان رساله ای چه نسبتی با حقوق اساسی دارد؟<br />
وزیر کشور امانت دار مردم در انتخابات است. اگر با مدرک جعلی و دروغ بنیان کارش نهاده شود. فردای انتخابات چه خواهیم کرد؟<br />
باید قدردان رییس مرکز پژوهش های مجلس باشیم که این موضوع را پیگیری می کند اما چرا وزارت علوم که مرجع تشخیص صلاحیت مدارک تحصیلی خارج از کشورست ساکت است؟<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>مبعث رسول گرامی اسلام</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/07/29/1068.php" />
<modified>2008-07-30T00:21:47Z</modified>
<issued>2008-07-29T19:13:41Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1068</id>
<created>2008-07-29T19:13:41Z</created>
<summary type="text/plain">مبعث رسول گرامی اسلام را تبریک می گویم. گویی بیش از همیشه ی تاریخ نیازمند او هستیم. او دین و ایمان را مبتنی بر عشق و عقل معرفی می کرد. اسلام او اسلام زندگی بود؛ سرشار از رحمت و حقیقت...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>مبعث رسول گرامی اسلام را تبریک می گویم. گویی بیش از همیشه ی تاریخ نیازمند او هستیم. او دین و ایمان را مبتنی بر عشق و عقل معرفی می کرد. اسلام او اسلام زندگی بود؛ سرشار از رحمت و حقیقت و مهر. .<br />
 او با خشونت و قساوت جاهلی مبارزه کرد و چراغ فطرت دینی را بر افروخت. ما در جهانی به سر می بریم که چهره دین با تندی و خشونت و قساوت آلوده شده است. تنها راه نجات ما همان است که یک بار دیگر به پیام او گوش جان بسپریم و از دین به عنوان وسیله ای برای توجیه فدرت و فساوت و جهالت  استفاده نکنیم. شعار پیامبر ما خواندن و اندیشیدن بود، نه خرافه و عصبیت. </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title> مبارک باد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/07/04/1061.php" />
<modified>2008-07-04T09:14:16Z</modified>
<issued>2008-07-04T08:59:41Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1061</id>
<created>2008-07-04T08:59:41Z</created>
<summary type="text/plain">شمیم دلنواز ماه رجب ، عجیب روح نواز و شوق برانگیز ست. انگار احساس نزول برکت از همه سو می کنی ای کاش بتوانیم قدر این ایام - که ما را به استقبال رمضان و سفره گشوده رحمت خداوندی می...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>شمیم دلنواز ماه رجب ، عجیب روح نواز و شوق برانگیز ست.<br />
انگار احساس نزول برکت از همه سو می کنی<br />
ای کاش بتوانیم قدر این ایام - که ما را به استقبال رمضان و سفره گشوده رحمت خداوندی می برد- بیشتر بدانیم.<br />
در فضای پر تنش و سیاه تحمیلی این ایام، که آدمها را از انسانیت خود دور و دورتر می کند و نفرت و خشم سکه رایج زمانه شده،نفس کشیدن در فضای معنوی ماه رجب چه احساس خوشی دارد.<br />
گویی سبک بال در دنیایی بدور از دنیای پیرامونت زندگی می کنی..،</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>نسبت فاطمه (س) با روز زن</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/06/24/1057.php" />
<modified>2008-06-24T10:16:14Z</modified>
<issued>2008-06-24T09:00:43Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1057</id>
<created>2008-06-24T09:00:43Z</created>
<summary type="text/plain">امروز روز زن است. روز مادر است. روز میلاد فخر زنان عالم است. یک روز نمادین در برابر همه روزهای سال که زنان در&quot; حاشیه&quot; و در خدمت اند، امروز قرار برمحوریت، تکریم و بزرگداشت آنهاست. روزی که قرار ست...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>امروز روز زن است. روز مادر است. روز میلاد فخر زنان عالم است.<br />
 یک روز نمادین در برابر همه روزهای سال که زنان در" حاشیه" و در خدمت اند، امروز قرار برمحوریت، تکریم و بزرگداشت آنهاست.<br />
 روزی که قرار ست مقام زن، مقام مادر، مقام فاطمه زهرا به عنوان الگو و اسوه ای برای همه نسل ها و عصرها تبیین و تحلیل شود.<br />
قرارست حرف های جدید و زوایای بکر و ناگفته ای غیر از پهلوی شکسته آن حضرت و سقط محسن شش ماهه  بیان شود. <br />
فاطمه؛ دختری که از بدو تولد در شرایط بحرانی آن روز، شخصیت اش با سیاست و مبارزه عجین شد و در" متن" جامعه ، حامی پدر و پس از آن پشتیبان همسر بود. <br />
انتظارست در این روز،  شخصیت مقتدر و آزاده ی حضرت زهرا که از کودکی و پس از مرگ مادر، ام ابیها بود و با همان دلسوزی مادرانه ، پدر را در خانه و اجتماع توجه و مراقبت می کرد و پس از آن، با خطبه های آتشین بعد از رحلت حضرت رسول  و سکوت مولا، تنها زبان گویای اسلام و محور تمییز راستی از  انحرافات وکژی ها بود، بیان شود.<br />
فاطمه نه آن زن ست که تا امروز توسط نهادهای رسمی معرفی شده؛ زنی که حقش را می گیرند.<br />
 فاطمه ، فاطمه است، چون زنی در متن جامعه و صحنه مبارزه است. زنی ست که برای ستاندن حقش، حاکمیت را به چالش می کشد و از پای نمی نشیند.<br />
اگر فاطمه الگوی زنان است، به خاطر روح آزاده اوست ، که ظلم را بر نمی تابد. فرزندانش هم متاثر از همین باور و تربیت مادرحق طلب و ظلم ستیزند.<br />
روز زن زمانی می تواند نماد فاطمه زهرا باشد که حقی از حقوق فراوان بر زمین مانده زنان احیا شود، وگرنه به سرعت پژمردگی گل های رز اهدایی به همسران و مادران، در مقابل دیگر روزهای سال پژمرده و بی رنگ و بو خواهد شد. <br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>وای بر ما</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/05/15/1048.php" />
<modified>2008-05-15T13:39:56Z</modified>
<issued>2008-05-15T13:33:17Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1048</id>
<created>2008-05-15T13:33:17Z</created>
<summary type="text/plain">این روزها گاهی خبری را می خوانی و یا می شنوی که تا عمق جان می لرزی و تو که می بینی و می شنوی هیچ کاری از دستت برنمی آید و آنها که کاری از دست شان برمی آید،...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>این روزها گاهی خبری را می خوانی و یا می شنوی که تا عمق جان می لرزی و تو که می بینی و می شنوی هیچ کاری  از دستت برنمی آید و آنها که کاری از دست شان برمی آید، یا نمی بینند یا نمی شنوند یا...<br />
فقر چه ها که نمی کند این روزها. از خودکشی دسته جمعی اعضای یک خانواده، از قتل سایر اعضای خانواده، از خودفروشی تا فروش سایر اعضای خانواده تحت هر عنوان،از فروش کلیه یا سایر اعضای قابل فروش، از...<br />
خبری دیدم به نقل از یک کارمند سازمان ملل در مشهد در تشریح حال دختری 19 ساله با 7 شوهر. دختری که توسط پدر معتادش به یک مرد افغانی به 700000 تومان فروخته شده و مرد افغان که خود قادر به تامین همه پول نبوده ، با 6 نفر دیگر در تامین هزینه، شریک شده است و این دختر بخت برگشته هر شب قسمت یک همسر است.<br />
نمی دانم در یک مملکت اسلامی که برای همه دنیا نسخه صادر می کند و از رسیدگی به وضعیت شهروندان خود ناتوان است، در این یک نمونه کوچک چه فرد یا نهاد و ارگانی مسئول است.<br />
وای بر ما اگر ببینیم و بشنویم و سکوت کنیم و بر آنچه در ایران بر هموطنان مان می رود، اعتراض نکنیم.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>کتاب</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/05/05/1044.php" />
<modified>2008-05-06T18:53:07Z</modified>
<issued>2008-05-05T19:12:16Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1044</id>
<created>2008-05-05T19:12:16Z</created>
<summary type="text/plain">امسال هم امید ایرانیان در نمایشگاه کتاب حضور ندارد. دوستانی تماس می گیرند و جویای کتابهای امید ایرانیان می شوند. به سایت امید ایرانیان به آدرسhttp://www.omid-iranian.ir مراجعه کنید و قیمت کتابهایی که متمایل به خرید آنها هستید، به شماره حساب...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>امسال هم امید ایرانیان در نمایشگاه کتاب حضور ندارد.<br />
دوستانی تماس می گیرند و جویای کتابهای امید ایرانیان می شوند.<br />
به سایت امید ایرانیان به آدرسhttp://www.omid-iranian.ir مراجعه کنید و قیمت کتابهایی که متمایل به خرید آنها هستید، به شماره حساب 153/8574 بانک مسکن شعبه بهار شمالی ، انتشارات امید ایرانیان واریز و کپی رسید بانکی را به همراه آدرس و شماره تماس خود  به آدرس تهران ،صندوق پستی 6547-19395<br />
 انتشارات امید ایرانیان ارسال نمایید. در اسرع وقت کتابها به آدرستان ارسال خواهد شد. <br />
قیمت برخی کتابهای درخواستی دوستان به شرح زیر است:<br />
میناگران:2000 تومان<br />
مسیحیت و اسلام:3100 تومان<br />
بهشت خاکستری،2400 تومان<br />
سهراب کشان:1400 تومان<br />
هفت خوان بزرگمهر:1600 تومان<br />
برف:1800 تومان<br />
چه طور می شه یه ستاره چید؟:2600 تومان<br />
رویاهای زنانه در دنیای مردانه:2100 تومان<br />
والیان و استانداران فارس(جلد اول 7500 تومان)<br />
والیان و استانداران فارس(جلد دوم):9000 تومان<br />
کمیسیون اصل 90(3 جلد )12500 تومان<br />
هدف:3000تومان<br />
مهارت ارتباط با مردم:800 تومان<br />
لاهوت:1700 تومان<br />
سیمرغ:1400 تومان<br />
و...<br />
با توجه به محدود بودن تعداد برخی کتابها، در صورتی که دوستان در خواست کننده بیش از تعداد موجود کتاب مورد نظربود، هزینه ارسالی کتاب عودت داده خواهد شد.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>چرا هراس؟</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/04/23/1040.php" />
<modified>2008-04-23T12:32:07Z</modified>
<issued>2008-04-23T12:31:10Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1040</id>
<created>2008-04-23T12:31:10Z</created>
<summary type="text/plain"> 1- حکایت اصلاحات ، اصلاح طلبان و اندیشه اصلاح طلبی در جامعه ای که تار و پود آن استبداد زده است ؛ حکایت غریبی ست. حکایتی که جدید نیست؛ ریشه در تاریخ ملتی خسته، ولی بزرگ با اندیشه های...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>  <br />
1- حکایت اصلاحات ، اصلاح طلبان و اندیشه اصلاح طلبی در جامعه ای که تار و پود آن استبداد زده است ؛ حکایت غریبی ست. حکایتی که جدید نیست؛ ریشه در تاریخ ملتی خسته، ولی بزرگ با اندیشه های آرمانی ، ولی ناکام مانده دارد.</p>

<p>2- تجربه سه سال گذشته و حجم انبوه و گسترده حملات تخریبی تمامیت خواهان حاکم در عرصه قدرت (به معنای عام آن ) به اندیشه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان نشان از زنده بودن اصلاحات و ترس جریان حاکم از اقتدار دوباره اصلاحات در کشور داشته و دارد. </p>

<p>3- نماد اصلی هراس از اصلاح طلبان در این سه سال به طور قابل توجهی در جریان برگزاری انتخابات مجلس هشتم به عینیت پیوست. فرایندی که از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط هیات های اجرایی شروع شد ، و با تایید این رد صلاحیت ها توسط هیات های نظارت و شورای نگهبان که عملا در یک فرد خلاصه می شود، ادامه یافت؛ با شمارش شبهه برانگیزی که حتی صدای برخی مجریان ووابستگان جریان حاکم را هم درآورد و منجر به برکناری یا استعفای آنها در آستانه دور دوم گردید، گسترش یافت؛ با تایید سریع انتخابات علیرغم اعتراضات کاندیداها و برخی بزرگان، تکمیل شد؛ و با حرکت رسانه ای خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و روزنامه های وابسته به جریان حاکم شدید شد.</p>

<p>4- علیرغم پیروزی ظاهری 71درصدی جریان اصولگرای چند شقه شده در انتخابات مجلس هشتم، نگرانی و هراس آنها از اصلاح طلبان نه فقط کمتر نشده، که به نظر می رسد فزونی یافته است. نگاهی به گفته ها، اظهار نظرها، مصاحبه ها، سخنرانی ها، میزگردها، نوشته ها و...چهره های شاخص و تازه به دوران رسیده های اصولگرا در این ایام، نشان از یک چیز دارد که همواره درختان پرثمر در معرض سنگ اندازی قرار می گیرند نه درختان خشک و مرده.</p>

<p>5-اگر بخواهیم واقع بینانه به ارزیابی انتخابات مجلس هشتم بپردازیم،و بر این اساس به روال اصولگرایان به وزن کشی بپردازیم،( که با توجه به رد صلاحیت کاندیداها وچهره های شاخص یک طرف نمی توان این اقدام را صحیح و اصولی دانست) حساب آمار شرکت کنندگان در این انتخابات در شهرهای بزرگ که همیشه مولفه سیاسی در انتخاب نمایندگان موثر ست را باید از سایر مناطقی که عوامل غیرسیاسی مثل تعلقات قومی، خانوادگی،مذهبی، طایفه ای، اقتصادی و... دخیلند، جدا دانست. به عبارتی سوای آمار 47 الی 51 در صدی ارائه شده از حضور مردم سراسر کشور در انتخابات توسط مراجع مختلف، آمار شهرهای بزرگ نشان از حضور 30 درصدی مردم در انتخابات را دارد. در تهران هم که شواهد حکایت از حضور 27-8 در صدی مردم در انتخابات را دارد. به این ترتیب اگر به رویه اصولگرایان مست پیروز بخواهیم تحلیل کنیم، نتیجه این انتخابات رفراندومی برای سکوت و اعتراض بود. و پیروز واقعی انتخابات بر این مبنا کسانی بودند که معترض بودند ورای ندادند.</p>

<p>6-  سوای تمام مطالب پیش گفته ، مصوبه جدید مجلس برای منتخبین 25 درصدی از کل شرکت کنندگان و سیاست در نظر نگرفتن آرای باطله در سرجمع کلی آرا و کنار گذاشتن بسیاری از آرای اصلاح طلبان به عنوان آرای باطله ، از جمله امدادهای غیبی دیگری بود، که فضا را برای منتخبین پیروز فراهم تر کرد.</p>

<p>7- ازدور دوم انتخابات در غیاب مشارکت مردم و نگرانی از سلامت انتخابات نمی توان انتظار فوق العاده ای داشت. ولی اگر اعتقاد به نقش آفرینی اقلیتی هر چند اندک ولی قوی داشته باشیم که بتواند جلو زیاده خواهی های جریان حاکم را بگیرد، هر یک رای ما می تواند تاثیر گذار و تعیین کننده باشد.  شاید دلیل فرافکنی ها و موضعگیریهای اخیر چهره های اصولگرا در قبال اصلاح طلبان نیز ناشی از همین نگرانی باشد.چون خود کارنامه قابل دفاعی برای بیان ندارند، به تخریب رقیب مشغول شده اند و چون قدرت را کامل می خواهند،از ورود هر نماینده جدید غیر همسو به مجلس احساس خطر می کنند.      </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>بازنده واقعی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/04/17/1037.php" />
<modified>2008-04-17T05:00:21Z</modified>
<issued>2008-04-17T04:56:01Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1037</id>
<created>2008-04-17T04:56:01Z</created>
<summary type="text/plain"> انتخابات مجلس هشتم با رویاهای متنوع و متعددی همراه بود. این رویاها هم برای احزاب و گروههای سیاسی بود و هم برای اشخاصی که مستقلا در انتخابات شرکت کردند. هم برای زنان بود و هم برای مردان. البته بستری...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p></p>

<p> </p>

<p> </p>

<p>انتخابات مجلس هشتم با رویاهای متنوع و متعددی همراه بود. این رویاها هم برای احزاب و گروههای سیاسی بود و هم برای اشخاصی که مستقلا در انتخابات شرکت کردند. هم برای زنان بود و هم برای مردان. البته بستری که برای برگزاری انتخابات آماده شد، بستری کاملا مهندسی شده و طراحانه بود؛ بستری که با بسیاری از رویاهای مشارکت جویانه و مبتنی بر رقابت همگون نبود. بستری که با هماهنگی دقیق هیاتهای اجرایی ، نظارت، شورای نگهبان، وزارت کشورو بسیاری از نهادهای پیدا و پنهان قدرت برای چینشی محاسبه شده ، سازمان یافت.</p>

<p>در این وانفسای پس از انتخابات همه گروهها و جریانهای سیاسی سعی می کنند با ارقام و آمار و عدد و رقم و تحلیل و تاویل و تفسیر و رمزگشایی آرا، خود را برنده واقعی انتخابات معرفی کنند. شاید از جهاتی همه هم راست بگویند و اظهارات هریک از جهاتی رگه هایی از واقعیت با خود به همراه داشته باشد. یکی سقف آرا را می بیند و یکی کف آن. یکی سقف را با رای اول مجلس ششم که به لحاظ اقبال عمومی مردم بی سابقه بود، مقایسه می کند و یکی کف مجلس ششم را با کل آرای فعلی و نه حتی با سقف آن.... یکی مو را می بیند و یکی پیچش مو!</p>

<p>من در این نوشتار اصولا به دنبال برنده انتخابات نیستم، چرا که بر این باورم این انتخابات برنده واقعی نداشت؛ حتی بعد از اعلام نتایج دور دوم هم هیچ جریان و گروهی  نمی تواند خود را برنده انتخابات معرفی کند. انتخابات در عرف سیاسی ملزومات خاصی داشته و دارد که در این دوره حاصل نبود.به هر تقدیر هرچند انتخابات برنده حقیقی نداشت، ولی بازنده واقعی داشت و آن کسی نبود به جز ملت بزرگ ایران. اگر از این واقعیت اساسی بگذریم ، مشخصا یک قشر عمده نیز بازنده انتخابات بود و آن قشر ، زنان کشورمان بودند.</p>

<p>هر چند در هیچ انتخاباتی از چندین انتخابات گذشته، هیچ گاه حقوق زنان متناسب با خواسته ها ، شایستگی ها و آرمانهایشان تامین نشده ، ولی انتخابات مجلس هشتم از این جهت رکورد را شکست. به تعبیری چه می خواستیم و چه شد؟ از مدتها قبل از برگزاری انتخابات، زنان هر دو طیف که شاید تنها وجه مشترک شان زن بودن است، خواهان حضور 30درصدی در لیستها شدند. با این تصور که با این خواسته می توانند تعداد کرسی های موجود مجلس را برای زنان قدری افزایش دهند. اصولگرایان که عملا با تعدد کاندیداها مواجه بودند، به همین دلیل نتوانستند خواسته خود را پیش ببرند. اصلاح طلبان برعکس به دلیل رد صلاحیت گسترده کاندیداهای خود امکان معرفی زنان را مطابق خواسته 30 درصدی خود پیدا نکردند. به این ترتیب امکان حضور زنانی که عملا امکان حضور و کسب رای در انتخابات داشتند، در سراسر کشور بخصوص در تهران، افت جدی پیدا کرد. این در شرایطی بود که با مصوبه جدید مجلس کاندیداها با 25 درصد آرا امکان  انتخاب شدن داشتند و بسیاری از کاندیداها(106 نماینده از جمله همه نمایندگان تهران) با حداقل مقبولیت عمومی  و با حداقل آرا به مجلس راه یافتند و در برخی نقاط هم مطابق آمار حتی با درصدی کمتر از ربع آرا برکرسی نمایندگی مجلس هشتم دست پیدا کردند. </p>

<p> مقایسه تطبیقی تعدادنمایندگان زن در  مجالس هفت گانه بعد از انقلاب  به شرح زیر است:</p>

<p>مجلس اول 4 نماینده زن</p>

<p>مجلس دوم 4  نماینده زن</p>

<p>مجلس سوم 4  نماینده زن</p>

<p>مجلس چهارم  9 نماینده زن</p>

<p>مجلس پنجم 14  نماینده زن</p>

<p>مجلس ششم14 نماینده زن</p>

<p>مجلس هفتم 13  نماینده زن</p>

<p>مشخصا از مجلس چهارم به این سو تعداد زنان نماینده افزایش یافت، بخصوص زنان از شهرستانها امکان ورود به مجلس را  یافتند.</p>

<p>در مجلس هشتم ( در دور اول  ) تعداد زنان منتخب 5 نفر است، که در خوش بینانه ترین وضع ممکن در دور دوم  به 12 نفر و درتحلیلی  واقع بینانه و مبتنی بر وضع موجود به   9الی 10 نفر  خواهد رسید. و این موضوع حتی بدون توجه به گرایش های زنان منتخب که همگی اصولگرا و یا منتسب به اصولگرایان هستند وبا در نطر گرفتن نوع نگاه خاص آنان نسبت به مسئله زنان، یعنی چند گام به عقب.</p>

<p>با این حساب آیا زنان بازنده اصلی انتخابات هشتم نبودند؟ به هیچ وجه تردیدی در این موضوع نیست. </p>

<p> </p>

<p>(ویژه نامه اعتماد)</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>اتفاق یا انفجار بمب؟</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/04/14/1035.php" />
<modified>2008-04-14T06:08:39Z</modified>
<issued>2008-04-14T06:07:04Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1035</id>
<created>2008-04-14T06:07:04Z</created>
<summary type="text/plain"> در رابطه با حادثه اسف بار شنبه شب انفجار در مرکز فرهنگی- مذهبی رهپویان وصال حضرت سیدالشهدای شیراز، نکات چندی وجود دارد که قابل تامل است و بر اهمیت موضوع می افزاید: 1- چنین اتفاقی با این تعداد کشته...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p><br />
در رابطه با حادثه اسف بار شنبه شب انفجار در مرکز فرهنگی- مذهبی رهپویان<br />
وصال حضرت سیدالشهدای شیراز، نکات چندی وجود دارد که قابل تامل است و بر اهمیت<br />
موضوع می افزاید:</p>

<p>1- چنین اتفاقی با این تعداد کشته و زخمی( 12 کشته و نزدیک به 200 زخمی بنا به<br />
روایت منابع رسمی دولتی) طی سالهای گذشته  در سراسر کشور کم سابقه بوده است.</p>

<p> 2- این حادثه تلخ در آستانه سفر رهبری به شیراز اتفاق افتاده است.</p>

<p>3- این اتفاق در بزرگترین مرکز فرهنگی غیر دولتی منطقه جنوب  کشورکه همواره با<br />
استقبال گسترده اهالی( چیزی بیش از 5000 نفر در نشست های عادی هفتگی و چند ده<br />
هزار نفر در مراسم های خاص) همراه بوده، رخ داده است.</p>

<p>4- خبر این حادثه به رغم اهمیت، با چندین ساعت تاخیر در لابلای بخش های خبری<br />
صدا و سیما پخش شده؛ در حالی که کلیه کانالهای خبری دنیا به محض اطلاع از وقوع<br />
حادثه، گزارش های زنده خود را شروع و به کرات  پخش کردند.</p>

<p>5- مثل موارد مشابه و حوادث طبیعی و غیر طبیعی دیگر در کشورمان که مدیریت بحران<br />
در آن بسیار مهم است و معمولا این مسئله یا وجود ندارد یا کم به چشم می خورد؛<br />
در این حادثه نیز  ضعف مدیریت بحران به گفته شاهدان عینی وجود داشته است. در<br />
چنین مواقعی اولویت با تخلیه محل از اشخاص عادی و خانواده هایی ست که به دنبال<br />
خبر از عزیزان خود هستند.  به گفته همین شاهدان ، عدم کنترل نیروی انتظامی بر<br />
محل در ابتدای وقوع حادثه و در نتیجه کند عمل کردن آمبولانسها ، حضور دهها<br />
نیروی لباس شخصی و بالاخره مدیریت ضعیف ،حجم آسیب دیدگان از این حادثه را بیش<br />
از پیش افزوده است.</p>

<p>6- در رابطه با علت وقوع این حادثه نیز مثل بسیاری موارد مشابه دیگر تناقض<br />
بسیار است. طبیعی ست که دولت و نهادهای امنیتی و انتظامی  برای نشان دادن توان<br />
و اقتدار سربازان گمنام امام زمان و امن نشان دادن کشور به طور کلی و شیراز به<br />
طور خاص ، بویژه در آستانه سفر قریب الوقوع رهبری ، این واقعه را نه ناشی از<br />
بمب گذاری و خرابکاری، بلکه ناشی از یک اتفاق و سهل انگاری تلقی کنند. چیزی که<br />
شاهدان عینی حادثه آنرا رد کرده اند. انجوی نژاد مسئول و سخنران اصلی این  مرکز<br />
فرهنگی – مذهبی، با رد این موضوع ، با قاطعیت این واقعه را ناشی از بمب گذاری<br />
دانسته،با بیان این تعریض که" عده ای سعی می کنند این ماجرا را حادثه جلوه<br />
دهند، تا شهر را امن جلوه دهند، در حالیکه وظیفه آنها این است که امنیت ایجاد<br />
کنند"، به تلویح وضعیت امنیتی شهر را زیر سئوال برده است.</p>

<p>7- بیان دلایل ارائه شده از سوی مسئولین سیاسی، انتظامی حول موضوعاتی چون<br />
انفجار کپسول گاز متصل به بخاری(  در شرایطی که هوای شیراز از اسفند ماه  گرم<br />
شده و نیاز به بخاری نبوده، ضمن اینکه سیستم لوله کشی گاز در محل اصولا ضرورتی<br />
به  استفاده ازکپسول گازبرای بخاری  را ایجاب نمی کرده) ، یا انفجار مهمات باقی<br />
مانده از برگزاری نمایشگاه دفاع مقدس،( در حالی که معمولا ادواتی که برای نمایش<br />
آورده می شود،همه خنثی شده و با مهر و مشخصات بوده است  و یا به تعبیر مسئول<br />
کانون فقط چند پوکه منور خالی بوده) تا حدودی نشان از کم توجهی گویندگان این<br />
دلایل  به شعور مخاطبین دارد.</p>

<p>8-  گمانه زنی برای عاملان این حادثه، اگر آنرا همچون محافل رسمی اتفاقی<br />
ندانیم، باید اولویت اصلی و دغدغه اساسی همه باشد.دامنه وسیعی از نیروهایی<br />
همچون نیروهای القاعده( با توجه به ماهیت این نیروها)، وهابیون( با توجه به<br />
سخنرانی های موجود در این مرکز در رابطه با وهابیت و حرکتهای ضد شیعی اخیر<br />
وهابیون)،  طرفداران  اندیشه بهاییت ( با توجه به برخوردهایی که در شیراز اخیرا<br />
نسبت به آنها شده بود و جلسات این مرکز در مقابله با بهاییت) ، عمال وابسته به<br />
سازمان مجاهدین خلق( با توجه به ماهیت تروریستی این سازمان ) و برخی نیروهای<br />
وابسته  (که در ناامنی مردم، احساس امنیت می کنند) می توانند از جمله گزینه های<br />
احتمالی عاملین وقوع این حادثه باشند.</p>

<p>9- و بالاخره تلخی این حادثه برای بازماندگان با هیچ واژه ای تسکین پذیر نیست،<br />
مگر آرزوی صبر و استقامت برای آنها در این حادثه.</p>

<p>(اعتماد)</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>دروغ سیزده و تکراری ها</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/04/09/1031.php" />
<modified>2008-04-09T19:09:31Z</modified>
<issued>2008-04-09T19:08:31Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1031</id>
<created>2008-04-09T19:08:31Z</created>
<summary type="text/plain">سال 87 هم مثل سالهای قبل با همان موضوعات همیشگی تکراری شروع شد.هر چند زندگی درلحظه در جریان است، ولی سیاست های تکراری، حرفهای تکراری، عوام فریبی های تکراری، دروغ های تکراری و حافظه های ضعیف کوتاه مدت و بلند...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>سال 87 هم مثل سالهای قبل با همان موضوعات همیشگی تکراری شروع شد.هر چند زندگی درلحظه در جریان است، ولی سیاست های تکراری، حرفهای تکراری، عوام فریبی های تکراری، دروغ های تکراری و حافظه های ضعیف کوتاه مدت و بلند مدت عوام الناس و سیاسیون که انگار با کور رنگی همراه شده، هیچ تناسبی با بهارو جریان سبز زندگی ندارد.<br />
سال 87 با تایید انتخاباتی شبهه برانگیز شروع شد.اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از فضای فاجعه آمیز حاکم بر نشر  به وزیر نامه نوشت. تعطیلی چند نشریه  در همان روزهای اول بهار باز هم تکرار شد .خدیجه مقدم فعال زنان بازداشت شد. جشن هسته ای برگزار شد. درحالیکه گرانی کمر مردم را شکسته و رمقی برای شرکت در جشن هسته ای نمانده، تغییرات کابینه ادامه دارد .تغییراتی که حتی سخنگوی دولت هم از آنها بی خبراست. وقتی هیچ چیز تغییر نمی کند،معلوم نیست این همه تغییر چرا اتفاق می افتد؟ جنگ قدرت ادامه دارد و فعلا کرسی ریاست مجلس موضوع نزاع است. دروغ سیزده  گفتمان غالب همه شده و وارد ادبیات سیاسی کشور شده است، از مردم عادی تا دولتمردان همه دروغ سیزده می گویند و معلوم نمی شود چه کسی راست می گوید.خوشمزه اینکه در گذشته دروغ سیزده مخصوص روز سیزده فروردین بود، امروزه تبدیل به ادبیات حاکم همه شده ...غیر از این آخری همه موارد تکراری بود؛ نبود؟   <br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>بهاران خجسته باد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://kadivar.maktuob.net/archives/2008/03/20/1025.php" />
<modified>2008-03-20T09:41:44Z</modified>
<issued>2008-03-20T09:34:05Z</issued>
<id>tag:kadivar.maktuob.net,2008://4.1025</id>
<created>2008-03-20T09:34:05Z</created>
<summary type="text/plain">در بهاران کی شود سر سبز سنگ خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ سالها تو سنگ بودی دلخراش آزمون را یک زمانی خاک باش دلی شاد، بهاری و سبز برایتان آزرو می کنم...</summary>
<author>
<name>kadivar</name>


</author>

<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://kadivar.maktuob.net/">
<![CDATA[<p>در بهاران کی شود سر سبز سنگ  <br />
خاک  شو تا گل بروید رنگ رنگ<br />
سالها   تو  سنگ  بودی  دلخراش<br />
آزمون را یک  زمانی  خاک  باش<br />
دلی شاد، بهاری و سبز برایتان آزرو می کنم</p>]]>

</content>
</entry>

</feed>