سخنی با برادر حسین

سید امیرعلی مهاجرانی

عطف به یادداشت روزنامه کیهان مورخ ۹ تیر ۹۷ تحت عنوان کارچاق کنی روزنامه اطلاعات برای وزیر فراری که در آن مجددا به مقوله تحصیل بنده پرداختید، آن هم بدون آنکه مطلقا اشاره ای به جوابیه ارائه شده بنده به کیهان و تعدادی از رسانه ها و اشخاص همسو نمایید، تصمیم گرفتم که پاسخ خود را در قالب این یادداشت ارائه کنم. لازم به ذکر است به منظور تسریع در رسیدن به درکی مشترک، تلاش کردم این یادداشت کوتاه را مبتنی بر ادبیات آشنا و گفتمان وزینی که در چند دهه اخیر مورد استفاده قرار داده اید بنویسم.

همانطور که میدانید در میان دانشگاهیان رسم است هر از چندی اساتید که در دانشگاه محل خدمت به واسطه گرفتاریهای اداری و تدریس و غیره شاید از پژوهش و مطالعه کافی باز مانده باشند، به کشوری دیگر رفته و با استفاده از فرصت مطالعاتی مجددا دانش خود را به روز نمایند.

جناب شریعتمداری، سوال من - به عنوان یک شهروند که در رابطه با بیت المال حق پرسشگری دارد - از شما اینست که چرا بازنشسته نمیشوید یا حداقل به یک دوره استراحت و فرصت مطالعاتی نمی روید؟ آیا در کل این سالها نتوانسته اید فردی که بتواند جایگزین مناسب شما در روزنامه باشد تربیت کنید؟

در سن و سال حضرتعالی معمولا افراد به فکر میراثی که از خود به جای میگذارند هستند. در وضعیت کنونی، مهمترین میراث حضرتعالی روزنامه ایست که آنطور که میگویند شاخص ترین ویژگی و وجه تمایزش مرغوبیت آن برای پاک کردن شیشه و استفاده در نظافت منازل و صد البته مهمتر از همه پیچیدن انواع سبزی است.

روزنامه ای متعلق به بیت المال که پیش از شما اگر مهمترین روزنامه کشور نبوده باشد، همواره جز بهترینها بوده است، تحت مدیریت شما به وضعیتی رسیده است که حمایت و تمجیدش از یک فرد باعث سقوط او، و در مقابل توهین و برچسب زدن های شما باعث افزایش مقبولیت و عزت فرد میشود. چرا اینگونه است؟

وضعیت روزنامه تان آنقدر فاجعه بار است که فارغ از مطالب کذب و تهمت ها و افتراهایی که تقریبا در هر شماره روزنامه شما به کرّات دیده میشود، گاف های متعدد و ضعف محتوای مطالبتان به حدَی رسیده است که حتی من هم که از دوران نوجوانی و خصوصا روزهایی که برق میرفت با مطالعه داستانها و تئوری های توطئه تان سرگرم میشدم، الان ترجیح دهم به فانتزی های به مراتب سرگرم کننده تر و نوآورانه تر مشرق و فارس بپردازم!

این یادداشت را با ذکر یک خاطره به پایان میبرم. در دوران پس از انتخابات ۸۸، هنگام بازگشت به ایران مانند بسیاری دیگر، پاسپورت و مدارک بنده هم برای مدتی توقیف شد و در آن مدت چند جلسه ای را خدمت سایر برادران بازجویتان بودم. در یکی از جلسات و زمانی که بازجوی گرامی پاسپورتم را ورق میزد و در رابطه با موضوع پایان نامه و ویزاهای دانشجویی در پاسپورتم سوال میکرد،‌ به وی اعتراض کردم که شما که انواع ویزاهای دانشجویی و غیره را در گذرنامه من می بینید، چطور به حسین شریعتمداری و امثالهم اعتراض نمیکنید که انقدر راحت و بی پروا در رسانه ملی (رجوع به مناظره شما و کواکبیان) و روزنامه اش دروغ میگوید و توهین میکند و از پناهنده شدن خانواده ما در انگلستان صحبت میکند؟!‌ بازجوی گرامی خندید و توضیح داد تندرَوی های کیهان و شریعتمداری در بسیاری موارد نه فقط مطلقا مورد تایید نظام نیست، بلکه با منافع آن هم در تعارض است و نتیجه عکس دارد (رجوع به فایل صدای ضبط شده جلسه دوم). نکته مهم آنکه آن بازجوی محترم در وزارت اطلاعات دوران دکتر احمدی نژاد مشغول به کار بود، همان اعجوبه محبوب و دوست داشتنیتان که در این سالها از معجزه هزاره سوم تغییر کاربری داده و به نظر میرسد این بار در قامت ارّه در نقاطی که انگار به مذاق حضرتعالی چندان خوش نمی آید حضوری پررنگ دارد.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)