خلاصه ای از یک سخنرانی: قدرت سياسي زنان بعد از انقلاب اسلامي ايران


در نشستی با محوریت موضوع انقلاب دعوت داشتم.


عنوان صحبتم را قدرت سياسي زنان بعد از انقلاب اسلامي ايران انتخاب كردم.


موضوعي چالش برانگيز در زمانه اي دشوار براي زنان و براي حاكميت. صحبتم را با اشاره به اين نكته شروع كردم كه تقريبا تمام زندگيم با سياست ممزوج بوده است. از رشد و نمو در خانواده اي سياسي تا پيوند نوجواني ام با دوران انقلاب تا تحصيلات در رشته علوم سياسي در دانشگاه تهران و نوشتن كتب و مقالات سياسي و مرتبط با زنان و بالاخره مشاغل و فعاليت هاي سياسي... و همه اينها دلايلي بر اينكه كمابيش با جوهره سياست و فعاليت هاي سياسي از يك سو و تفاضاهاي سياسي زنان بعد از انقلاب آشنا هستم.
محورهاي اصلي اين سخنراني تيتروار بدين شرح است:


١- با توجه به تعريفم از قدرت سياسي و فعاليت هاي زنان گفتم قدرت سياسي زنان بعد از انقلاب نسبت به قبل از انقلاب افزوده شده است.


٢- در غرب پيرامون زن ايراني و قدرت او كليشه هايي غيرواقعي وجود دارد كه با واقعيت امروز زن ايراني بسيار متفاوت و بيشتر مبتني بر اطلاعاتي غيرصحيح منبعث از أفراد و گروههاي مخالف انقلاب است.


٣- گفتم براي داشتن شناخت صحيح از قدرت سياسي زنان بعد از انقلاب بايد هم خواسته ها و دغدغه هاي زنان حاضر در قدرت را شناخت و هم دغدغه منتقدين و مخالفيني كه قدرت حاكم را به چالش مَي كشند. هر تحليلي غير از اين باشد، تحليلي ناقص و يك بعدي است كه تنوع و پيچيدگي جامعه زنان را نشان نمي دهد.


٤- قدرت سياسي را به معناي هرگونه تلاش براي دستيابي، تغيير، كنترل. شكل دهي، نفوذ در ساحت قدرت عمومي دانستم كه محدود به ورود به رده هاي بالاي شغلي سياسي نيست و دولت هم تنها منبع قدرت سياسي نيست، بلكه هر فعاليتي چه در نظام سياسي و چه جامعه مدني به منظور شكل دهي يا تغيير گفتمان مَي تواند نشانه قدرت سياسي زنان باشد.


٥- به فعاليت هايي چون ورود زنان به رده هاي بالاي قدرت گرفته تا شركت در تظاهرات در موافقت يا مخالف با نظام حاكم، فعاليت در كمپين هاي مختلف، شركت در انتخابات براي شكل دهي فعالانه سرنوشت خود به دست خود از جمله مصاديق فعاليت هاي زنان در عرصه سياسي اشاره كردم و به تلاشهايي كه براي پيشبرد وضعيت خود در اين چهار دهه به رغم همه موانع و مشكلات اشاره كردم.


٦- درمورد دو رويكرد غالب در مورد زنان كه از بدو پيروزي انقلاب تا به امروز وجود داشته صحبت كردم. رويكردي سنتي كه بنايش بر محدوديت زنان است و رويكردي كه از حضور زنان در عرصه هاي مختلف حمايت كرده است.


٧- به سياسي بودن موضوع زن چه قبل و چه بعد أز انقلاب اشاره كردم. و اينكه موضوع زن از سياست جدا نيست.
البته به سیاسی بودن بحث پوشش برای مخالفین و حتی موافقین هم اشاره کردم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)