چند نکته پیرامون اعتراضات اخیر ایران


قبلا گفتم، باز هم تکرار می کنم که اعتراض حق مردم است: اعتراض سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی. این اعتراض محدود به هیچ کس نیست. چه موافقان، چه مخالفان در هر رده سنی و سیاسی و فکری باید از این حق برخوردار باشند و بتوانند صدای خود را به گوش بالاترین مقامات و رده های نظام برسانند.

نزدیک به چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، این حق به دلایل مختلف از بسیاری سلب و سال به سال حق ابراز نظر محدود و محدودتر و حق اعتراض مردم نادیده گرفته شده است. و حق دیده و شنیده شدن فقط منحصر به طیف قلیلی از طرفدارانی شده که تایید کنند و بقیه بتدریج به طرق مختلف حذف شده اند.

روند حذف و نادیده گرفته شدن، قشرهای مختلف اجتماعی و سیاسی را هدف گرفته است. زنان و جوانان دو طیف اصلی اجتماعی بوده اند که بیش از بقیه متاثر از این فضای سلبی و محدود کننده بوده اند. هر وقت درخواست و مطالبه ای داشته اند، با دیوار و سدی بلند به نام شرع یا عرف مواجه شده اند.

سال ها نادیده گرفته شدن و تحقیر، فضای یاس و ناامیدی و نارضایتی را به جامعه تزریق کرده است. انبانی که دیرو یا زود منتظر شعله ور شدن بود. به هر بهانه ای یا با هر تحریک و تحرکی و این یعنی فوران نارضایتی.

به لحاظ اقتصادی به رغم اقدامات مثبتی که در دوران روحانی رخ داده، مردم آثار بهبود را بر سر سفره های خود ندیدند. زیاد شنیده ایم که کاد الفقر یکون کفرا. روحانی خود را در دور اول به برجام محدود کرد که در جای خود اتفاق بزرگی بود ولی سایر وعده ها به دلایل مختلف محقق نشد.

افزایش شکاف طبقاتی بین فقیر و غنی عامل دیگر نارضایتی های عمومی است. بخصوص اگر قشر ثروتمند از رانت قدرت سیاسی و مذهبی برخوردار بوده باشند. این شکاف منجر به گسترش نفرت و اعتراض محرومین به اقشار دارا شده است، بخصوص اگر رد پایی در حکومت و نهادهای مذهبی داشته باشند.

نقش نهادهای رسمی مثل صدا و سیما، شورای نگهبان و قوه قضاییه و نشریات و رسانه های بداخلاق را در پدید آمدن این وضعیت به هیچ وجه نباید دست کم گرفت. همه اینها در بدگمان کردن مردم به یکدیگر و رواج یاس و نفرت و نارضایی دخیل بوده اند.


دعواهای احمدی نژادیها با قوه قضاییه و نشان دادن اینکه صدر تا ذیل مملکت همه دزد و غارتگرند را به همه عوامل بالا اضافه کنید تا ببینید واکنش مردمی که خشم خود را سالها تنها در رانندگی یا مناسبات فردی و خانوادگی بروز داده اند، و امکان بیان خواسته خود از طرق قانونی نیافته اند.


اعتراض کنندگان در این مرحله هیجانی و احساسی عمل می کنند و اگر حاکمیت با تدبیر و درایت خواسته آنها را نشنود واین اعتراض را به چند نفری که ممکنست به خارج هم وصل باشند یا از طرف کشورهای خارجی یا گروههای بدنام سیاسی حمایت می شوند، تقلیل دهد به دست خود بر موج اعتراضات دامن زده است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)