گفت وگوی شفقنا با جمیله کدیور: انتظار تحول خاصی در خاورمیانه نباید داشت

هنوز صدای خشم فلسطینی‌ها در جمعه‌های فلسطین شنیده می‌شود اما دستان ترامپ بر گوش‌های آمریکا نشسته است. بعد از رای مجمع عمومی سازمان ملل در خصوص تصمیم ترامپ درباره‌ی قدس، بسیاری معتقد بودند این زنگ انزوای آمریکا بود که به این صورت به صدا درآمد. دکتر جمیله کدیور نیز با نگاه علمی و تخصصی در تحلیل وقایع منطقه، اعتقاد دارد که واکنش جهانی به این اقدام ترامپ، سطح انزوا و عدم مقبولیت آمریکا را به حد اعلای خود رساند اما در عین حال تأکید می‌کند که در مورد انزوای آمریکا باید قدری با احتیاط سخن گفت. در همین راستا نیز می‌گوید که شاید حتی اراده‌ی برخی کشورها در حمایت از قطعنامه از چهاردیواری سازمان ملل عبور نکند چه رسد به تغییر نظر آمریکا. او که مقالات و تحلیل‌های متعددی درباره‌ی مسایل منطقه دارد، ضمن خبر دادن از اینکه اعتراضات به آمریکا و تصمیمش برای انتقال سفارت ادامه خواهد یافت، نوید می‌دهد که اگر کشورها دست به اقدامی عملی بزنند یا مردم این کشورها دامنه‌ی اعتراضات خود را گسترش دهند، ممکن است اتفاقات جدیدی رخ دهد.

با ما همراه باشید تا نظرات خانم جمیله کدیور درخصوص تحولات اخیر قدس و حمایت مصرانه‌ی ترامپ از انتخاب بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسراییل را بخوانید.

**

*رای اعضای سازمان ملل در مورد تصمیم ترامپ برای به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسراییل چه آثاری بر مقبولیت جهانی آمریکا دارد و آیا این موضوع، نشانه‌هایی از به انزوا رفتن آمریکا و کم شدن قدرت تصمیم‌گیری‌اش در مسایل جهانی است؟

انزوای امریکا پیش از این، با ریاست جمهوری ترامپ و سیاست های مختلفش تا حدودی شروع شده بود. انتخاب بیت المقدس بعنوان پایتخت اسراییل و واکنش جهانی به این موضعگیری، سطح انزوا و عدم مقبولیت امریکا را به حد اعلای خود رساند، به گونه ای که موتلفان سنتی امریکا در گذشته همچون انگلیس و بسیاری از کشورهای غربی و غیر غربی، بطور خاص از میان کشورهای اسلامی نیز تعارف را کنار گذاشتند و راه خود را از امریکا در این مورد خاص جدا کردند. و هیچ کشور مهم و قابل اعتنایی از تصمیم امریکا در مجمع عمومی حمایت نکرد. حتی دوستان سنتی امریکا نیز با رای ممتنع و یا عدم حضور در مجمع عمومی سازمان ملل فاصله خود با آمریکا را نشان دادند. با وجود این امریکا ابزارهای مهم زیادی دارد که دولتها را ناگزیر از همراهی در مسایل مختلف جهانی می کند. مضافا اینکه خیلی از دولتها هم وقتی پای عمل باشد، از مرحله حرف فراتر نمی روند. بنابراین در مورد انزوای امریکا باید قدری با احتیاط سخن گفت.

*چرا اروپایی‌ها بر این مخالفت خود ایستادند، در حالی که تصمیم آن ها آمریکا را شوکه کرد و تا کجا بر این تصمیم خواهند ماند؟

به نظر می اید آمریکا در رابطه با موضوع قدس یک جانبه عمل کرد و اروپا را در تصمیم خود شرکت نداد. همین یک جانبه نگری یا یک جانبه گرایی موجب شد که اروپا موضعی متفاوت داشته باشد. من عامل اساسی اختلاف اروپا و آمریکا را در شیوه اعلام این تصمیم ترامپ و زمان نامناسب آن بزعم اروپاییها می‌دانم. البته مشکل جدی با شخصیت ترامپ هم باید اضافه به موضوع کرد.

*تصمیم مصر و ترکیه و اردن با وجود نوع رابطه ای که با آمریکا دارند را چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا شاهد تغییر رویکردها در خاورمیانه خواهیم بود؟

به نظرم موضوع فلسطین هنوز در بین کشورهای عرب و مسلمان جایگاه ویژه خود را دارد. این کشورها نگران افکار عمومی ملت های خود هستند. به دلیل فشار افکار عمومی بناگزیر در رابطه با فلسطین و بیت المقدس موضعی مستقل از امریکا در محمع عمومی اتخاذ کردند. این موضع خاص را من به منزله تغییر رویکرد این کشورها در خاورمیانه نمی دانم. بعلاوه مشکل اساسی در میان خیلی کشورها تفاوت و تناقض رفتار و گفتار آنهاست. این تناقض در رابطه با موضوع فلسطین کاملا عیان است. اگر چنین نبود اوضاع فلسطین بعد از گذشت بیش از چند دهه اشغال، چنین نبود. برخی کشورهای عربی مثل عربستان و امارات هم به رغم رایی که داده اند، حاضر به حمایت بدون قید و شرط از امریکا تحت هر شرایطی و حمایت از هر طرح صلحی هستند. بنابراین انتظار تحول خاصی در خاورمیانه را نباید داشت.

*برخی با قرار دادن حمایت اردوغان از قدس در کنار اتهام حمایت وی از داعش، معتقدند که اردوغان نمی تواند قدس را نجات دهد، اما قدس می تواند او را نجات دهد. نظر شما چیست؟

اردوغان سیاستمداری جاه طلب و بلندپرواز است و سالهاست که مي خواهد خود را در قالب رهبر جهان اسلام معرفی کند.در مقطعی هم برای نیل به این هدف موفق بود. ولی سیاست هایش در سالهای اخیر بعد از خیزش های عربی در سال ۲۰۱۱ و جنگ داخلی در سوریه و حمایت از جریانهای افراطی معارض اسد، و کودتای سیسی در مصر و... برای رسیدن به این جایگاه عملا با شکست مواجه شد. اردوغان عملا با موضوع قدس چند هدف را نشانه گرفته است. شاید مهمترین هدف کسب وجهه از دست رفته خود و تقویت قدرت خود است. او می خواهد خود را ناجی و احیاگر امپراطوری عثمانی معرفی کند. موضوع قدس به او چه در میان ترک ها و چه افکار عمومی کشورهای مسلمان برای پیشبرد اهدافش کمک می کند.

*این تصمیم سازمان ملل می‌تواند چهره تخریب شده سازمان ملل را ترمیم کند؟

تصمیمات مجمع عمومی ضمانت اجرایی خاصی ندارد. در حد اعلام موضعی جهانی بدون پشتوانه ای برای اعمال و اجرای آن است. بنابر این تصور نمی کنم این مصوبه تغییر خاصی بر وجهه سازمان ملل بگذارد. مضافا اینکه مشکل اصلی سازمان ملل در درجه نخست شورای امنیت و حق وتوی اعضای دایم آن و در درجه دوم رویکرد سیاسی و غیرحقوقی سازمان در کمیته ها و نهادهای مختلف این سازمان است.

*با اصرار ترامپ بر این تصمیم و مخالفت سایر کشورها که نمود بارز آن را در رای اعضای سازمان ملل دیدیم، فکر می کنید مناسبات بین کشورهای عربی و آمریکا، کشورهای اروپایی و آمریکا و همچنین روسیه و آمریکا به چه سمتی خواهد رفت؟

ظاهر قضیه این است که انزوای امریکا رو به فزونی خواهد بود. ولی به نظرم در لایه های زیرین اتفاقاتی دیگر در جریان خواهد بود. و ارتباطات و هماهنگی های غیرآشکار بین امریکا و برخی کشورهای عربی ادامه خواهد یافت. عرب ها فراموش کارند. از همین حالا دارند از منافع رابطه با امریکا سخن می گویند. بحرین در همان روز اعلام قدس به عنوان پایتحت اسرائیل هیاتی را به اسراییل فرستاد. محمود عباس تحت فشار محمد بن سلمان است که قدس را فراموش کند.
تعاملات روسیه و امریکا هم به دلیل رابطه خوب روسیه و اسراییل، به نظرم بیش از آنکه متاثر از موضوع فلسطین باشد، متاثر از عوامل دیگر درون و برون منطقه ای است. بعلاوه روسیه نقش منطقه ای جدیدی برای خود تعریف کرده است. روسیه با کارت فلسطین در جهت منافع خود و تعمیق و گسترش سیاست منطقه ای اش استفاده خواهد کرد. اختلاف نظر بین امریکا و اروپا هم بسیار محدود خواهد بود. اروپایی ها که خود موسس اسراییل بوده اند مثل انگلستان و یا در تجهیز اتمی اسراییل نقش داشته اند مثل فرانسه و یا همچنان خود را شرمنده می دانند و غرامت می دهند مثل المان بدیهی است که در برابر امریکا نخواهند ایستاد. امریکا ابزارهای متعددی برای فشار بر کشورهای مختلف دارد که به تناسب هر کشور از انها استفاده می کند. با وجود این از فشار افکار عمومی جهان نباید غافل ماند و اگر عاملی بتواند موثر واقع شود همین اعتراضات جهانی است.

*رفتارها و تصمیمات ترامپ چه آسیبی بر وجهه‌ی بین‌المللی آمریکا خواهد داشت و آینده‌ی آمریکای ترامپی را چظور می‌بینید؟ نقش آمریکا در خاورمیانه چگونه از این بحث، متاثر خواهد شد؟

مهمترین اثر تصمیمات ترامپ منزوی شدن امریکا در عرصه بین المللی است. چندین دهه امریکا تلاش کرد برای پیشبرد سیاست های خود از شیوه های غیر مستقیم و باصطلاح قدرت نرم و قدرت هوشمند (تلفیقی از قدرت نرم و سخت) به جای قدرت سخت بهره گیرد. ولی با روی کار آمدن ترامپ دوباره شاهد شکل گیری سیاست های مبتنی بر تهدید و زور و چماق برای پیشبرد اهداف هستیم و این در دنیای امروز امری غریب است. نقش امریکا در خاورمیانه بسته به نحوه مقابله کشورهای خاورمیانه با سیاست امریکاست. اگر در حد شعار و حرف و همین یک رای باشد وطرح های مخفیانه ادامه یابد، هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و بتدریج خواسته امریکا عملی خواهد شد. اگر کشورها دست به اقدامی عملی بزنند یا مردم این کشورها دامنه اعتراضات خود را گسترش دهند، هم وجهه امریکا اسیب جدی دیده و هم ممکن است اتفاقات جدیدی هم رخ دهد. اما همه چیز منوط به همین اما و اگرهاست.

*این جمله نیکی هیلی پس از آرای موافق به پیشنهاد محمود عباس که «آمریکا این روز و این رای را به یاد خواهد سپرد» را چگونه تحلیل می کنید؟

هیلی پیش از رای مجمع عمومی در حرکتی بسیار عجیب کشورهای عضو مجمع را تهدید کرد که کشورهایی که در مجمع عمومی علیه تصمیم ترامپ درباره قدس موضع گیری می‌کنند، منتظر باشند تا اسامی آنها به رئیس جمهوری آمریکا داده شود. او گفت رئیس جمهوری آمریکا از او خواسته تا اسامی کشورهایی را که علیه امریکا رای می‌دهند، یادداشت کند. البته از رییس جمهوری با چنان طرز فکری، چنین سفیری نیز شایسته است. این اظهارات به منزله تهدید آشکار کشورهای عضو بود. اگر در گذشته امریکا کشورها را در خفا به رای یا عدم رای در موضوعاتی خاص تهدید یا تطمیع می کرد، این بار بسیار آشکار امریکا را آنگونه که هست به جهانیان معرفی کرد و نشان داد چگونه از زور در عرصه بین المللی استفاده می کند.

*آیا این موضوع نشانه یا از تقویت نظام چندقطبی است یا کاهش قدرت آمریکا و تقویت قدرت اروپاست و رنگ و بوی قدرت گرفتن اروپایی ها در مسایل خاورمیانه را دارد؟ روسیه در این بین چه نقشی ایفا خواهد کرد؟

تصور نمی کنم نشانه ای از نظام چند قطبی باشد. با یک رای موافق یا مخالف در مجمع عمومی نظام بین المللی تغییر نمی کند. قطب شدن در نظام جهانی نیازمند ابزارهای قدرتمند اقتصادی، نفوذ و قدرت سیاسی، توانایی نظامی و تسلیحاتی و... است. اروپا با مشکلات خاص خود دست به گریبان است. خروج انگلیس از اتحادیه اروپا، نژادپرستی و راست گرایی افراطی، مشکلات اقتصادی، مساله مهاجرین و... از جمله مشکلاتی است که اروپا با آن مواجه است و عملا موانعی هستند که از شکل گیری یک اروپای قدرتمند بعنوان یک قطب جلوگیری می کند. نقش روسیه به نظرم پررنگ خواهد بود. بخصوص بعد از ورود به جنگ علیه داعش در سوریه می توان از روسیه بعنوان یک قدرت مهم که توان تغییر توازن در منطقه را به نفع خود دارد، یاد کرد. در عین حال فراموش نکنید که ترامپ در امریکا با مشکلات مهمی مواجه است که خواه ناخواه می تواند در سیاست خارجی امریکا و قدرت چانه زنی این کشور اثر کند.

*آیا تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل، قدرت سیاسی ایجاد تغییری در تصمیم آمریکا برای به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسراییل دارد یا خیر؟ چه تبعاتی برای این تصمیم در دنیای سیاستی و به ویژه برای فلسطین تصور می‌کنید؟
خیر. قطعنامه های مجمع عمومی بار حقوقی برای محقق شدن ندارد. بنابراین تاثیری بر تصمیم امریکا به لحاظ حقوقی ندارد. ولی با توجه به رای بالای اعضای مجمع، این قطعنامه برای امریکا هزینه سیاسی در بر دارد. بعلاوه ترامپ و دولت او اعتبارى براى تصميم مجمع عمومى سازمان ملل و يا أساسا جامعه بين المللى قائل نیست. به همین دلیل هم دیدیم که پیرو تصمیم مجمع عمومی و تهدیدهای امریکا علیه رای دهندگان، نيكى هيلى اعلام كرد كه امريكا كمك خود به سازمان ملل را كاهش خواهد داد. تعبیری که نتانیاهو در باره سازمان ملل بکار برد هم بسیار تامل برانگیز است. او گفت: "تمایل بسیاری از کشورهای جهان در قبال اسرائیل خارج از دیوارهای سازمان ملل تغییر کرده و در نهایت به داخل سازمان ملل نیز نفوذ خواهد کرد: خانه دروغ." بعبارتی شاید حتی اراده برخی کشورها در حمایت از قطعنامه از چهاردیواری سازمان ملل عبور نکند. چه رسد به تغییر نظر امریکا.

*طرح شدن بحث اسکان آوارگان فلسطینی در صحرای سینا و تشکیل فلسطین در آنجا توسط یک وزیر صهیونیستی در هفته‌ی اخیر را چگونه تحلیل می‌کنید؟

گفته ميشود اين طرح با موافقت امريكا و عربستان سعودى تهيه شده است.
محمود عباس تا كنون اين طرح را نپذيرفته از اين رو عربستان او را تهديد به بركنارى و جايگزينى محمد دحلان كرده است. محمد دحلان قبلا مسئول امنيت دولت خود گردان و متهم در قتل عرفات است. تصور نمی کنم این اتفاق بیافتد و مورد حمایت از طرف فلسطینیان و افکار عمومی در جهان اسلام واقع شود. با وجود این خیلی از امور ناممکن با تطمیع و تهدید در گذشته، ممکن شده است. اگر اعتراض جدی از سوی مردم و دولتها صورت نگیرد بعید نیست بتدریج امریکا با کمک متحدین عرب خود زمینه سازی برای تحقق آن را شروع کند.

*آیا حمایت سازمان ملل، مردم فلسطین را راضی می کند یا تداوم اعتراضات برای بازگشت سفارت آمریکا به تل آویو را خواهیم داشت؟

حمایت مجمع عمومی سازمان ملل جنبه ضمانت اجرایی ندارد. تصور می کنم اعتراضات به امریکا و تصمیمش برای انتقال سفارت ادامه خواهد یافت. از طرف مقابل هم تلاشهای امریکا برای تهدید و تطمیع کشورهای جهان برای پیوستن به اردوگاه چندنفره اش ادامه خواهد یافت. همچنان که دیدیم گواتمالا بعنوان اولین کشور حاضر به انتقال سفارت خود به بیت المقدس شد. از طرف دیگر امریکا حمایت های خود را از سازمان ملل تقلیل می دهد. همانگونه که دیدیم نیکی هیلی اعلام کرد امریکا ۲۸۵ ملیون دلار از کمک هایش به بودجه عملیاتی دوسالانه سازمان ملل را برای سال مالی ۲۰۱۸-۲۰۱۹ کاهش خواهد داد. بنابراین امریکا از ابزار چماق وشیرینی برای تهدید و تطمیع کشورها و نهادهای بین المللی استفاده می کند. فلسطین و کشورهای حامی هم ابزاری به جز بسیج افکار عمومی جهان برای جلب حمایت دولتهای خود ندارند. بدون اقدام عملی دولت های جهان اعم از کاهش روابط سیاسی یا تقلیل مناسبات اقتصادی و کاستن از خریدهای تسلیحاتی نمی شود انتظار خاصی از این رای مجمع و یا اظهارنظرهای بدون پشتوانه دولتها داشت. و چون عملا این اتفاق از سوی کشورها نمی افتد، بنابراین مهمترین عامل تاثیرگذار نقش اعتراضات مردمی به این اقدام دولت ترامپ است.

*با توجه به فضای فعلی نظام بین‌الملل و به ویژه مسایل خاورمیانه و طرح صلح اسراییل و فلسطین فکر می‌کنید چه آینده ای در انتظار فلسطین است؟

اگر جهان اسلام همینگونه متشتت و گرفتار خود باشند و به تعبیر قران مجید یخربون بیوتهم بایدیهم، خود خانه خویش را ویران کنند. و اقداماتی مثل حمایت از تروریسم در عراق و سوریه، جنگ علیه یمن، فشار بر دولت لبنان... و معرفی ایران به عنوان خطر اول کشورهای عربی و منطقه و تلقی اسراییل به عنوان دوست و هم پیمان... چه انتظاری می توان داشت؟ داعش در سالهای اخیر موجب شد که فلسطین به موضوع فراموش شده یا درجه دوم جهان اسلام تبدیل شود. تصور من بر این است که پیشنهاد ترامپ برای انتقال پایتخت به بیت المقدس بدون هماهنگی های پنهان با برخی کشورهای عربی در چارچوب طرحی گسترده تر نمی تواند باشد.

*نقش ایران را در کنفرانس استانبول چطور بررسی می کنید و در قیاس با نقشی که اردوغان در این زمینه ایفا کرد، چطور تحلیل می‌کنید؟

با توجه به اینکه اردوغان به دلیل برخی سیاست هایش در چند سال گذشته منزوی شده بود، طبیعی بود که بخواهد از کنفرانس استانبول حداکثر بهره برداری را ببرد و این کنفرانس را بعنوان فرصتی تاریخی برای جلب توجه جهان اسلام و متحدان سنتی خود تلقی کند. به همین دلیل هم به نظرم سخنان اردوغان بیشتر توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. با وجود این اردوغان موضعی ثابت و روشن در قبال اسرائیل و قدس و گروه های فلسطینی دارد و از طرف دیگر دولتش با اسرائیل روابط سیاسی و اقتصادی و حتی امنیتی دارد. بنابراین قدرت مانورش در مساله قدس محدود است. البته امتیاز ترکیه این است که در غیاب مصر و موقعیت مساله دار و آمریکا گرایانه سعودی می خواهد خود را در موضع رهبری جهان اسلام/سنی قرار دهد. اردوغان به دلیل نکاتی که پیش از این گفتم نمی تواند از این ماجرا بهره برداری تبلیغاتی کند. چنان که رهبران حماس اخیرا همگی از مواضع ایران اخیرا تجلیل کرده اند. البته اردوغان هم بدنبال یارگیری در بین کشورهای منطقه است.

*برخی کارشناسان از فاصله گرفتن تدریجی فلسطین از جهت سیاسی ایران و کاهش ارتباط اعتقادی و سیاسی ما با ایشان خبر می‌دهند، این موضوع را تأیید می‌کنید؟ آیا با شواهد موجود، فلسطین در حال دور شدن از ایران است؟

نه به نظرم این داوری درستی نیست. در عرصه سیاسی فلسطین گرایشهای متنوع و متعددی مشغول فعالیت هستند که به تناسب اوضاع به ایران دور یا نزدیکند. بنابراین نمی شود صحنه سیاسی فلسطین را یکدست انگاشت. همانگونه که در ایران نیز در مباحث خارجی و داخلی رویکردهای یکسانی نداریم. بنابراین با توجه به تنوع دیدگاهها در فلسطین به نظرم می شود سوال شما را اینگونه پاسخ داد که با توجه به اوضاع پیچیده خاورمیانه و فلسطین و عوامل متعدد دخیل و دلارهایی که هزینه می شود، روابط ایران و فلسطین در مقاطعی دچار قبض و بسط شده است. علیرغم همه افت و خیزها در روابط، هنوز ایران مهمترین حامی فلسطین تلقی می شود. طی چند سال اخیر شرایط به گونه ای پیش رفته است که فلسطینی ها به ویژه فتح و حکومت خودگردان در صدد بازسازی رابطه خود با ایران هستند. حماس و جهاد اسلامی که همیشه رابطه خوب و نزدیکی با ایران داشته اند. هر چند حماس در موضوع سوریه اشتباهی استراتژیک مرتکب شد ولی موضوع سوریه هم با تسلط دولت و ارتش بر گروه های معارض دولت متفاوت شده است. البته همانگونه که گفتم نمی توان نقش دلارهای نفتی را که متاسفانه دولت فلسطین با همین دلارها می گردد، نادیده گرفت.

***
http://fa.shafaqna.com/news/506255/

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)