وزارت؛ حق معطل مانده زنان

اول: دوران دوم ریاست جمهوری حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی بود که به همراه فراکسیون زنان مجلس ششم به دیدار ایشان رفتیم و درخواست انتخاب وزیر زن از جمله درخواست های فراکسیون از ایشان بود. از جمله دلایلی که در آن مقطع برای عدم انتخاب وزیر زن از سوی رییس جمهور وقت عنوان شد، این بود که زنان باید رده های مدیریتی را بتدریج طی کنند تا به وزارت برسند. و با توجه به عدم طی رده های مدیریتی در آن مقطع، عملا این موضوع منتفی دانسته شد. مبنای استدلال رییس جمهور این بود که اگر اشتباه یا سوء مدیریتی از سوی وزیر زن درصورت انتخاب صورت بگیرد، انگشت اتهام بسوی همه زنان بلند می شود و گفته می شود که همه زنان فاقد کارایی و توانایی برعهده گرفتن مسوولیت هستند. برغم استدلالهای جمع حاضر در رد دیدگاه مطرح شده، عملا خواسته فراکسیون زنان مجلس ششم از رییس جمهور اصلاح طلب به نتیجه نرسید و انتخاب اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی به نام رییس جمهوری ثبت شد که دوران ریاستش بیشترین اجحاف ها به زنان شد.

دوم: امروز، بعد از گذشت سال ها از آن مباحث، وقتی اظهارنظرهای این روزها را دنبال می کنم، احساس می کنم زمان همچنان در مباحث آن سال ها متوقف مانده است. به رغم همه تحولات جامعه پویای امروز ایران، بخصوص جامعه زنان و جوانان، خواسته ها در بعد سیاسی، همچنان همان خواسته ها و استدلال های مخالفان همان استدلال هاست. تاسف زمانی بیشتر می شود که می بینیم زنان در جامعه جهانی در همه حوزه ها در حال ارتقای جایگاه خود هستند و زنان ایران علیرغم همه شایستگی ها، درگیر بحث های تکراری بی پایان برای اثبات خود. مخالفان هم با همان استدلال های قدیمی، سد راه زنان برای پیشرفت اند. گویی حضور زنان در عرصه قدرت، فضای فعالیت را برای مردان تنگ کرده یا می کند و منابع قدرت شان را محدود می کند.

سوم: درحالیکه بسیاری از مباحث جاری در جامعه امروز ما در ایران، مثل وزارت و ریاست و قدرت سیاسی نه فقط در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته جهان، بلکه در کشورهای درحال توسعه و جهان سوم و بسیاری از همسایگان ایران که به لحاظ وضعیت زنان، از ایران جایگاه پایین تری را دارند، حل شده است؛ ایران همچنان درگیر مباحث قدیمی ست که گفته می شود که زنان باید سطوح مدیریتی را طی کنند تا به جایگاه وزارت و سطوح بالای مدیریتی برسند. یا گفته می شود حالا با وزیر شدن زنان، کدام مشکل اساسی زنان حل شده یا حل می شود، که زنان وزیر شوند؟ و یا همان بحث های سنتی که وظیفه اصلی زنان خانه داری و رسیدگی به امور خانه است. گفته می شود، زن را چه به سیاست و وزارت و کسب قدرت؟!

چهارم: اگر در این نزدیک به چهار دهه که از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران می گذرد، زنان بعنوان نیمه فعال جامعه ایران، پا به پای مردان در سطوح و رده های مختلف مسوولیت های سیاسی حضور داشتند، و مشارکت سیاسی را نه فقط در هنگام انتخابات با رای دادن، به معنای واقعی و در عرصه عمل سیاسی آن تجربه کرده بودند، امروز بعد از چهار دهه، شاهد تکرار این استدلال معیوب نبودیم که زنان برای وزیر شدن و داشتن مسوولیت های بالا، باید پلکان مدیریتی را پله پله طی کرده باشند. هرچند این استدلال را قبول ندارم، ولی می شود پرسید که اگر امروز چنین زنانی با تجربه مدیریتی در سطوح مختلف به زعم آقایان مسوول نداریم، چه فرد یا افراد یا نهادهایی مسوولند که به زنان مجال و فرصت بهره گیری از فرصت های برابر حضور سیاسی را نداده اند و همه منابع مطلوب قدرت را تخصیص به مردان داده اند؟ و با کلیشه های جنسیتی فضا را برای فعالیت زنان در حوزه های مشخصی تنگ کردند و با گذاشتن سقف های شیشه ای پیدا و پنهان مانع پیشرفت و ارتقای وضعیت زنان در عرصه سیاست شده اند؟

بعلاوه، مگر مردان وزیر امروز و دیروز و فردا، همه دوره های مدیریت سیاسی را پله پله با موفقیت طی کرده بودند که وزیر و معاون رییس جمهور و معاون وزیر و... شدند؟ قطعا پاسخ منفی است. اتفاقا برخی از وزرا با آزمون و خطا پیشرفت کردند. از طرف دیگر، بعضی از وزرای خوب هم، وزرایی هستند که با تخصص در حوزه وزارتی خود، برخوردار از قدرت مدیریت وزارت تحت پوشش خود هستند، و ضرورتا پلکان مدیریتی را برای وزیر شدن در وزارت خانه مورد نظر طی نکرده اند.

پنجم: وقتی بحث وزیر شدن زنان مطرح می شود، برخی استدلال می کنند اصل بر شایستگی است و نباید جنسیت را دخیل در انتخاب وزرا کرد. اتفاقا بحث زنان هم همین است. منتها از زایه ای دیگر. زنان می گویند زنان شایسته را به حیث زن بودن، آنگونه که این سال ها متداول بود، از دایره انتخاب ها خارج نکنید. افراد شایسته محدود به آقایان نمی شوند. در میان زنان، نیز طیف گسترده ای از خانم های فعال و توانا حضور دارند که همیشه به دلیل قرار گرفتن در نقطه کور (Blind spots) دید صاحبان قدرت دیده نشده اند. قطعا این سوال را باید از مسوولین محترم داشت که مگر توانایی وشایستگی زنان ایرانی با زنان دیگر نقاط جهان چه تفاوتی دارد، که زنان در کشورهای مختلف دیگر، اعم از اسلامی و غیر اسلامی رییس جمهور، نخست وزیر و صدراعظم و وزیر و... می شوند، در حوزه خود هم بسیار موفق و مقتدرانه عمل می کنند، ولی در ایران، زنان تحصیل کرده باید برای بدیهی ترین حقوق خود، مبارزه کنند؟

ششم: وزیر شدن زنان، نه امتیاز، که حقی است معطل مانده که توسط مردان قدرت غصب شده و حق زنان در طی این سال ها تضییع شده است. بنابراین با انتخاب وزیر از میان زنان شایسته، مسوولیت به اهل آن واگذار می شود.

هفتم: برخی می گویند با وزیر شدن زنان در وضع زنان تغییری حاصل نشده و نمی شود. نکته مهم آنست که با وزیر شدن زنان قرار نیست برای جامعه زنان بطور خاص اتفاقی بیافتد. بلکه، آثار مثبت و خیر وزارت زنان عام است و شامل همه مردم اعم از مرد و زن بطور عمومی خواهد شد. تاثیر وزارت زنان در حوزه تخصصی وزارت مربوطه حادث می شود، نه در عرصه مباحث امتیازات جنسیتی برای قشری خاص.

هشتم: بعنوان زنی که سیاست خوانده و سال ها در عرصه سیاسی کشور فعال بوده، و همراهی با فعالین زن را از جمله افتخارات خود می داند، معتقدم سالهاست تحت عناوین مختلف به زنان توانمند کشور تحت عناوین مختلف و متاسفانه بسیاری مواقع با پوشش دین ستم شده و آنها را از مواهبی که حق بدیهی آنها بوده، محروم کرده اند. بسیاری از آسیب هایی که جامعه امروز ما شاهد آنست ناشی از نادیده گرفته شدن، نشنیده شدن صداها و ندیده شدن استعدادهاست، که به گونه ای اعتراضی در اشکالی دیگر بروز و نمود پیدا می کند. امیدوارم، با انتخاب چهره های شایسته از میان زنان توانا و کارامد در رده های مختلف مدیریتی، یکی از خواسته های مهم زنان محقق شود و امید و نشاط به جامعه خصوصا به زنان و دختران جوان برگردد.
***
نسیم بیداری

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)