در گفتگو با تماشاگران امروز: رئیسی به استقبال روحانی نرفت، اما کاش رئیس جمهور به دیدنش برود


-تحلیل تان از علت مشارکت ۴۲ میلیونی چیست؟

غیر از رای دهندگان همیشگی (اعم از اصلاح طلب و اصولگرا) که در همه یا اکثر انتخابات های گذشته شرکت داشتند، به نظرم این بار رای مرددین و به اصطلاح آرای خاکستری نقش اساسی و تعیین کننده ای در نتیجه انتخابات داشت. این طیف که در انتخابات های گذشته معمولا شرکت نداشت، در این دور از انتخابات به طور جدی از انتخاب یک کاندیدای خاص و جریان فکری او احساس خطر کرد و به همین دلیل علیرغم شعارهای عوام پسندانه آن کاندیدا، رای خود را به روحانی داد. البته بی اخلاقی های مخالفین دولت چه در مناظره های تلویزیونی و چه در شهرها و روستاها نیز مزید بر علت شد تا این موج به ضد خود تبدیل شود. بعلاوه نقش بسیاری از شهروندان که سعی در قانع کردن دیگران، اعم از اعضای خانواده و دوست و همکار و همسایه و افراد غریبه را برای رای دادن داشتند، نیز نباید نادیده گرفت. فعالیت گسترده شهروندان در شبکه های اجتماعی و تولید محتواهایی که تشویق به حضور در انتخابات داشت نیز از جمله ابزارهای موثر این دوره بود که این نتیجه درخشان را در پی داشت. سوای آنچه اشاره کردم، البته درس هایی از انتخابات های گذشته و نتایج مخرب ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هم عامل مشدده بود که مردم را برای رای به پای صندوق های رای ترغیب کرد.


-رای روحانی را چطور ارزیابی می کنید؟

رای بسیار خوبی بود. رای به روحانی هم رای ایجابی به عملکرد او در چهار سال گذشته و تاکید بر ضرورت ادامه و تکمیل برنامه های نیمه تمام او بود. هم رای سلبی کسانی که نگران روی کار آمدن رقیب بودند. البته اگر با توجه به پیش بینی حضور گسترده مردم، امکانات لازم در نظر گرفته شده بود و مردم ساعتها در صف نمی ماندند یا شعب رای با کمبود برگ رای مواجه نمی شدند، قطعا آرا آقای روحانی بسیار بیش از این بود. اخبار حاکی از ضعف مدیریت در امکان رای دهی بسیاری از شهروندانی بود که قصد رای دادن داشتند ولی این امکان را پیدا نکرده اند. به نظرم از تجربیات این دوره باید برای ادوار آینده بهره گرفت. مردم در انتخابات سنگ تمام گذاشتند. امیدوارم آقای روحانی با چینش کابینه اش و اقدامات آینده پاسخگوی رای تک تک آحاد مردم در سراسر کشور باشد.


- دولت دوازدهم چه فرق هایی باید با دولت یازدهم داشته باشد؟

دولت یازدهم عمده تمرکزش بر محور سیاست خارجی و برجام بود. دولت دوازدهم ضمن ادامه آن سیاست بخصوص در جهت توسعه و بهبود روابط با همسایگان بایدتلاش کند. بعلاوه لازم است تمرکز خود را معطوف بر حوزه سیاست داخلی بگذارد. گذشته از مباحث اقتصادی و حل مشکلات معیشتی مردم، مبارزه با فساد اقتصادی و اداری را باید سرلوحه فعالیت خود کند. در رابطه با آزادیهای اجتماعی و نیازهای امروز جامعه باید برنامه ریزی جدی داشته باشد. به نظرم کابینه دوازدهم باید در چند حوزه تغییر جدی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی مطالبات مردم باشد. بالاخره رییس جمهور وعده هایی در ایام انتخابات داده است و شعارهای مردم را هم در سراسر کشور شنیده است. او باید از جایی تحقق وعده ها را عملی کند. تیم رسانه ای دولت و تیم سیاست داخلی دولت از جاهایی است که دولت باید به آنها توجه ویژه در این دوره داشته باشد.بعلاوه ، از شعارهای اصلی مردم در اکثر همایشهای انتخاباتی رفع حصر بود. آقای روحانی باید با رایزنی، اهتمام خود را برای تحقق این خواسته مردم داشته باشد. روحانی باید زمینه ساز رفع محدودیت ها و ممنوع التصویری سید محمدخاتمی ، رهبر جبهه اصلاحات هم باشد. ایشان باید برای بازگشت ایرانیان سراسر دنیا به کشور تلاش جدی به عمل آورد. باید از چهره ها و شخصیت هایی که در یک دهه گذشته عملا در انزوای سیاسی قرار گرفتند استفاده کند. اگر روحانی این اقدامات را انجام ندهد، قطعا در ادوار آینده هیچ کسی نخواهد توانست.


- منتقدان دولت عصبانی اند و احتمالا فشار را بیشتر خواهند کرد؟ برای مقابله چه راه کارهایی لازم است؟

قرار نیست هرچه منتقدان می گویند را رد کنیم. بالاخره به دولت یازدهم در جاهایی ایراد وارد بوده و هست. اتفاقا بهترین راه اینست که دولت و طرفداران آن از خود انتقاد کنند و مواردی که انتقاد وارد است را خود مطرح و حل کنند و زمینه فشارهای بیرونی را تقلیل دهند. بنابراین در درجه اول اصلاح امور را باید مد نظر داشت. در درجه بعدی، باب مذاکره و گفتگو با عقلای جریان مقابل باز شود. باید پذیرفت که روحانی رییس جمهور همه مردم است. نه فقط رییس جمهور کسانیکه به او رای داده اند. برای همین هم به نظرم به جای آنکه آقای روحانی بر اختلافات بیفزاید، باید با به رسمیت شناختن تفاوتها، بر اختلافات پل بزند. مثلا وقتی آقای رییسی به عنوان رییس آستان قدس به استقبال روحانی نمی رود، آقای روحانی شایسته است به دیدن او برود. این نحوه برخورد می تواند تفاوت یک رییس جمهور اعتدالگرا را از یک کاندیدای انتخابات متمایز کند.


- زنان از جه جایگاهی باید برخوردار باشند؟

مثل همه نقاط دنیا، زنان ایرانی باید متناسب با شایستگی های خود امکان رشد و پیشرفت داشته باشند. وقت شعار و حرف به سر آمده. الان وقت عمل است. به نظرم در همه سطوح باید از حضور زنان استفاده شود. رای بالای زنان در انتخابات شوراها در سراسر کشور نشانه آنست که مردم به زنان اعتماد دارند. از دورافتاده ترین روستاها تا شهرهای کوچک و بزرگ در استانهای مختلف. وقت آنست که مسوولین و دولتمردان نیز به زنان اعتماد کنند و حضور در عرصه قدرت را منحصر به مردان ندانند.


- با معرفی یک یا چند وزیر و معاون، مطالبه زنان برآورده می شود؟

خیر. معرفی چند وزیر یا معاون بخشی از مطالبه زنان است. البته بگویم که اصولا من با چنین پرسش هایی مشکل دارم. انگار با انتخاب چند نفر، قرار است امتیازی به زنان داده شود. ابدا اینگونه نیست. این بخشی از حقی است که سالیان سال است که از زنان دریغ شده و الان قضای آن را باید به جا آورند. به نظرم باید وزیر و معاون شدن زنان مثل وزیر و معاونت مردان امری عادی و بدیهی در جامعه تلقی شود. مطالبات زنان صرفا محدود به حوزه سیاست نمی شود، شامل ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سیاسی است. ببینید هم اکنون در کانادا و فرانسه وقتی دولت جدید شکل گرفت نیمی از پست های وزارت را در اختیار زنان قرار داده اند.در درجه اول باید نوع نگاه و رویکرد جامعه به زنان عوض شود. به تبع آن قطعا تحولات دیگر هم رخ خواهد داد. حقوق زنان در حوزه های مختلف، اعم از خانواده و جامعه باید مورد بازنگری قرار گیرد. مجال کار و فعالیت برای زنان در سراسر کشور فراهم شود. نگاه خودمان را متمرکز بر پایتخت و شهرهای بزرگ نکنیم. در سراسر کشور باید در ادارات مختلف حضور زنان در سطوح مختلف مشهود باشد.


- جریان اصلاح طلب برای تداوم پیروزی های انتخاباتی چه کاری باید انجام بدهد.

به نظرم جریان اصلاح طلب از سال ۱۳۹۲در چند انتخابات اخیر بسیار خوب عمل کرده است و نتایج درخشان رویکرد معقول خود را نیز دیده است. این درسی است که جریان اصلاح طلب از اقدامات گذشته گرفته است. به نظرم همین روال برای آینده نیز باید ادامه پیدا کند. البته انتخابات بخشی از برنامه اصلاح طلبان باید باشد. تمرکز بر فعالیت در حوزه های مختلف اعم از فعالیت های فرهنگی- رسانه ای، در حوزه جامعه مدنی، در کنار فعالیت های سیاسی- انتخاباتی از جمله اقدامات موثر برای آینده است. البته یک بخش مهم دیگر فعالیت جریان اصلاح طلب باید متوجه روستاها از یکسو و اقشار محروم اعم از کارگران و کشاورزان از سوی دیگر باشد. بعبارتی اصلاح طلبان نباید خود را محدود به الیت و مباحث حوزه روشنفکری کنند. ترمیم رابطه با برخی مراجع و روحانیون نیز که در دهه اخیر دچار آسیب شده، از جمله راهکارهای مهم دیگریست که باید مد نظر اصلاح طلبان واقع شود.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)