نقش و جایگاه بانوی اول در سیاست و جامعه


در آخرين روزهاي رياست جمهوري باراك اوباما، گفتگويي داشتم با نسيم بيداري در مورد نقش بانوان اول در أمريكا و بطور خاص ميشل اوباما. اين گفتگو قبل از انتخابات اخير رياست جمهوري أمريكا انجام شده است.
متن کامل این گفتگو بشرح زیر است:
***


-بانوی اول در کشوری چون آمریکا چقدر می تواند مفید باشد؟


هر زنی چه بانوی اول امریکا باشد و چه جایگاهی متفاوت در کشوری در حال توسعه و جهان سومی، می تواند در تاریخ کشور خود نقش آفرین باشد، اگر خودش را و توانایی خود را برای ایجاد تغییر باور کند. البته طبیعی است که دامنه نفوذ متفاوتست و موانع حرکت و فعالیت برای چنین زنانی فراوان است.
بانوی اول امریکا به طور سنتی، نقشی غیرانتخابی و تشریفاتی است که همسر رییس جمهور به تبع رییس جمهور شدن همسرش به دست می آورد و نوعا بیشتر معطوف به انجام تکالیفی مثل فعالیت های اجتماعی، خیریه یا حقوق بشری بوده است. بسته به شخصیت بانوی اول و عقبه کاری و تحصیلی و شخصیت و علایق او از یکسو و رویکرد و نگاه رییس جمهور به زنان و جایگاه بانوی اول، این کارکرد تغییر کرده است. اگر نگاه رییس جمهور و بانوی اول نگاهی سنتی باشد، نقش بانوی اول حداکثر همراهی در سفرهای رییس جمهور و ملاقات با زنان هم شان خود در چنین سفرهایی است، در کنار فعالیت های خیریه ای به مناسبت های متفاوت. زنانی با این رویکرد سنتی معمولا کم سخن می گویند ، کم در برنامه های رادیو- تلویزیونی شرکت می کنند، سخنرانی نمی کنند یا میزان آن بسیار کم است. و نوعا هم حرف تازه ای برای گفتن ندارند. بعبارتی این طیف زنان همواره در سایه همسر خود می مانند. ولی اگر نگاه رییس جمهور و یا بانوی اول متفاوت از این دیدگاه سنتی باشد، قطعا بانوی اول خود وزنه ای در عالم سیاست بوده و یا خواهد بود و در آینده در سطوح قدرت موثر و نقش آفرین است. نمونه روشن آن هیلاری کلینتون است که چه در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون فعال بود و چه پس از ریاست جمهوری همسرش. هیلاری کلینتون در طول زندگی با همسرش در کنار او قرار داشت و در سایه بیل کلینتون نبود. توانایی او در بحث های سه گانه با ترامپ، به روشنی نشان داد که هیلاری سیاستمداری مجرب، هوشمند و و تاثیر گذار است و زنی نیست که در سایه شوهرش رشد کرده باشد.
بانوان اول معمولا توانسته اند در بسیاری زمینه ها پیشگام باشند و مباحثی را مطرح کنند و پیش ببرند که دغدغه بسیاری از زنان جهان بوده و هست. از جمله مباحث آموزشی، اجتماعی، بهداشتی، حقوقی و...


- میشل اوباما را به لحاظ شخصیتی چطور تحلیل می کنید؟


به عنوان یک ناظر خارجی که خبرها را دنبال می کند، به نظرم میشل اوباما شخصیتی قوی، مستقل و موثر دارد. البته از زنی که تحصیلکرده است و در بهترین دانشگاههای دنیا درس حقوق خوانده است،و وکالت کرده، همین انتظار می رود. او خوب سخنرانی می کند، سخنان تازه می گوید. به فن خوب سخن گفتن و سخن خوب گفتن برای مخاطبانش خوب واقف است و به همین دلیل هم سخنانش در شنوندگان و مخاطبانش اثر می گذارد. در دوران کارزار انتخاباتی اوباما بطور جدی فعال بود و سخنرانیهای پرسر و صدایی انجام داده است.
در طی این ماهها نیز در حمایت از هیلاری کلینتون سخنرانی های مختلفی داشته که تاحدودی تاثیر خود را بر طیف هایی که نظر مساعدی نسبت به کلینتون ندارد یا همچنان در انتخاب خود مرددند، گذاشته است.


-می توان اینطور گفت که او به عنوان بانوی کاخ سفید یکی از شهروندان موثر آمریکا در این چند سال بود؟

بله به نظرم همین گونه بود. آمریکا پیش از این بانوان اولی داشت که به استثنای النور روزولت یا هیلاری کلینتون ، تقریبا اکثرا نقش شان این بود که در کنار رییس جمهور لبخند می زدند، عهده دار رتق و فتق امور خانواده بودند و درحد تغییر مبلمان کاخ سفید نظر می دانند. دامنه نفوذ محدودی داشتند و اگر خیلی فعال بودند، اقدام چشمگیرشان در حوزه مباحث اجتماعی و خیریه بود.
به نظرم، سوای فعالیت های گسترده خانم روزولت در حوزه حقوق بشر و فعالیت های انسان دوستانه نهادهای بین المللی، این وضعیت بویژه از زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون تغییر جدی کرد و خانم کلینتون نیز بعنوان یک وزنه جدی درعالم سیاست مطرح شد.
خانم اوباما هم تلاش کرده در حوزه های متنوعی فعال باشد و دایره نفوذ خود را گسترش دهد. بسیاری معتقدند خانم اوباما سبک جدید زندگی برای امریکاییان به ارمغان آورده است و می تواند گزینه مناسبی برای برخی مناصب سیاسی آینده باشد.


-به طور مشخص نوع رقتار وی را در این هشت سال چطور ارزیابی می کنید؟


به نظرم این سوال شما را باید از منظر جامعه امریکا و جانعه شناسی مردم این کشور بررسی کرد. و اینگونه تصحیح نمود که مردم امریکا رفتار و عملکرد خانم اوباما را چگونه ارزیابی می کنند؟ اخبار و گزارش های خبری که دیده ام مبتنی بر این است که ارزیابی مردم نسبت به عملکرد خانم اوباما نوعا مثبت بوده است. حتی بیش از آقای اوباما. برایشان مهم است که خانم و آقای اوباما اصل خود را فراموش نکرده اند. نوع نگاهش به ارزش های خانوادگی و اهمیت توجه به فرزندانش گرفته تا فعالیت های متنوع و متعددش برای خانواده، حوزه بهداشت، کمک به نیازمندان، کودکان و نظامیان امریکایی برای مردم امریکا مطلوب و خوشایند است. از منظر ارزش های امریکایی، میشل اوباما از محبوب ترین بانوان اول امریکا محسوب می شود.


-چه نکته های مثبت و منفی ای داشتند؟


زنان درس خوانده، مستقل، منضبط و قوی همیشه برایم قابل تحسین و توجه بوده اند. خانم اوباما از این جهات به نظرم یکی از زنان تاثیرگذار در جامعه امریکا بوده که نقش مهمی در فرهنگ و سیاست عمومی جامعه امریکا داشته است.
مهمترین نکته مثبت خانم اوباما این بود که در این سال ها تلاش کرده در سایه همسرش قرار نگیرد و فعالیت های مستقل خود را انجام داده است. اینکه رییس جمهور آمریکا، او را پشتوانه و حامی خود می داند، تعارف یا تبلیغ انتخاباتی نیست، نشانه شخصیت قوی خانم اوباما است.
این که به مردم نزدیک بوده و بانوی اولی او خللی به این نزدیکی وارد نکرده، بلکه گسترش هم داده است، مهم و مثبت است. روحیه طنز او البته در این نزدیکی و جذابیت موثر بوده و شرکت او در شوهای تلویزیونی طنز نیز به این نزدیک بودن به مردم و نفوذ بیشترش کمک کرده است. بعبارتی مردم امریکا، در میشل اوباما زنی فعال، سالم، شاد و بذله گو، و خوش صحبت و خوش لباس دیده اند که دغدغه های اصلی مردم را می داند و با آنها هم صدا می شود. زنی که هم مادری می کند، هم در باغچه کاخ سفید کشاورزی و زنبورداری می کند و با دانش آموزان محصولات را برداشت می کند، هم به مناسبت های گوناگون اظهار نظر می کند و فعالیت های متنوع در سطوح مختلف دارد. اینکه در روز تولدش به زنان پیام دهد که به تغذیه سالم و سلامت خود بیشتر توجه کنند و خودش هم برای سلامت خود اهمیت قابل است و روزانه بطور جدی ورزش می کند و کمپین های ورزشی در شبکه های اجتماعی برای گسترش سلامت در جامعه راه می اندازد. طرح بیایید تحرک داشته باشیم، در جامعه ای که چاقی مفرط یکی از مشکلات کودکان و مردم محسوب می شود، نقش مهمی در جلب توجه مردم به سلامت، تغذیه سالم و ورزش داشته است. در شبکه های اجتماعی فعال است و خیلی از نظرات و برنامه های خود را از طریق این شبکه ها پیش می برد.
این که از همان روزهای اول از ایجاد تعادل بین مادری و فعالیت های انتخاباتی برای همسرش سخن گفت و تقریبا در اکثر مصاحبه ها و یا صحبت هایی که داشته از ارزش های خانواده صحبت کرده، از جنبه های مثبت دیگر خانم اوباما است. با این اقدامات، او تلاش کرده سبک نوینی از زندگی به جامعه امریکایی بخصوص به زنان و دختران جوان نشان دهد.
عکس العملش در قبال ربوده شدن ۲۰۰ دختر توسط بوکوحرام نیز از اقداماتی بود که موجب توجه بیشتر جامعه جهانی به این موضوع شد.
برگزاری نوروز و پیامش با تاکید بر تنوع جامعه امریکا از نکاتی است که نشان می دهد کاخ سفید و خانم اوباما برای نفوذ بیشتر برای اقدامات فرهنگی نیز اهمیت قایلند.
البته اقداماتی چون اعلام نام فیلم ضدایرانی آرگو بعنوان بهترین فیلم اسکار در سال ۲۰۱۳، از سوی خانم اوباما اقدامی خوشایند نبود و از این اقدام تلقی اقدامی سیاسی علیه ایران و ترویج ایران هراسی شد. یا هزینه های گزافی که برای تهیه لباس هایش بعمل آورده، موضوعی نیست که بشود از آن دفاع کرد. خیلی از اظهارنظرهایش هم برای یک ناظر بیرونی قابل قبول نیست. ولی آنچه که گفتم بیشتر از زاویه کسانی است که در جامعه امریکا و با ارزش های غالب این کشور زندگی می کنند.


-میشل برای اینکه بتواند از این پس هم موثر باشد، چه کارهایی می تواند انجام بدهد؟


بسته به این است که موثر بودن را چه معنی کنیم و در چه سطح و حوزه ای بدانیم. حوزه سیاسی؟ اجتماعی؟ حقوقی؟...؟ باید منتظر ماند و دید. به هر حال کسی که دکترای حقوق از هاروارد گرفته و پیشینه تحصیل جامعه شناسی در پرینستون دارد، از لحاظ رده بندی اجتماعی جزو رده نخست الیت جامعه محسوب می شود و خواه ناخواه تاثیرگذار است. اگر بلندپروازی لازم برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد، پذیرفتن سمت های سیاسی تسهیل کننده این روند است. به هرحال در کنار انگیزه شخصی، باید اولا نتیجه انتخابات پیش رو را دید و بعد هم نتیجه عملکرد رییس جمهور جدید را (بخصوص اگر یک زن باشد) ارزیابی کرد. چون اینها همه فاکتورهای موثری است که در انتخاب مردم برای دوره های بعدی می توانند موثر واقع شوند.

با توجه به اینکه در آمریکا شاهد حضور چهره های غیر سیاسی چون ریگان یا دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری بودیم؛ می توان احتمال داد که میشل اوباما هم روزی سودای ریاست جمهوری به سرش بزند؟

نظام ریاست جمهوری در امریکا نظامی مبتنی بر احزاب است. بنابراین هرکسی که بخواهد رییس جمهور شود باید در چهارچوب نظام حزبی موفق شود تا نردبان ترقی را طی کند. هرچند افرادی هم مستقلا اقدام می کنند، ولی هیچوقت امکان دیده یا شنیده شدن پیدا نمی کنند و کسی آنها را جدی نمی گیرد.ریگان و ترامپ هم بر اساس همین قاعده نظام حزبی تبدیل به کاندیداهای اصلی حزب شدند. بنابراین هرکسی از جمله میشل اوباما اگر بخواهد وارد عرصه مبارزات ریاست جمهوری شود باید روالی که بقیه طی کردند را طی کند. معمولا هیچ کسی یکباره کاندیدای رییس جمهوری نمی شود. باید یک دوران فعالیت های جدی سیاسی را طی کند. بحث هایی در مورد پیشنهاد کاندیداتوری عضویت در سنا یا شهرداری به میشل اوباما مطرح شده است. باید منتظر ماند و دید مولفه های موثر بر عالم سیاست در امریکا چه خواهد کرد.


.بارزه های شخصیتی میشل اوباما را با هیلاری کلینتون مقایسه کنید-


این امر مستلزم مطالعه و شناخت نزدیک هر دو طرف است که برای من بعنوان یک ناظر بیرونی تاحدودی دشوار است. حداکثر من بر اساس اخبار منتشره یا برخی سخنرانی های این دو یا مصاحبه هایشان بتوانم این دو را مقایسه کنم.
شباهت های این دو را غیر از بانوی اولی، که امری عرضی بر این دو بوده، می توانم در چند محور اهمیت خانواده، داشتن تحصیلات عالی، مشاغل درجه اول، استقلال رای و استحکام در اندیشه و نظر، و سخنوری ذکر کنم.
طبیعی است که در امریکا نیز مثل سایر نقاط جهان زنان برای رشد و پیشرفت با موانعی مواجهند. شاید میزان آن متفاوت باشد، ولی اصل آن را نمی شود انکار کرد. بنابراین خانم کلینتون و خانم اوباما، هر دو بعنوان یک زن برای پیشرفت، در جامعه خود با موانعی مواجه بوده اند. در نظر داشته باشید که هیلاری کلینتون متعلق به یک نسل قبل از میشل اوباما است. این به معنی آنست که در آن مقطع محدودیت های زنان بیشتر بوده است. از طرف دیگر میشل بعنوان یک زن سیاهپوست، با محدودیت های مضاعف رنگ پوست سیاه خود باید مقابله می کرد. از این جهت هر کدام را در ظرف و بازه زمانی خود باید بررسی کنیم و ببینیم چه اقداماتی برای رسیدن به مقصود خود انجام داده اند.
تفاوت های بارز این دو را در سیاسی تر بودن خانم کلینتون می دانم. نه فقط از این رو که اولین زنی است که هشت سال قبل در امریکا وارد عرصه مبارزات ریاست جمهوری شد و همچنین بعنوان اولین کاندیدای حزب در این دوره انتخاب شده، بلکه در عملکرد و اظهارنظرهایش در طول دوره بانوی اولیش. این درحالیست که خانم اوباما به نسبت خانم کلینتون کمتر به موضوعات سیاسی و اظهارنظرهای سیاسی رغبت نشان داده است و نشستن دور یک میز با مشاوران سیاسی و صحبت از موضوعات سیاسی را خواب آور (و باعت خمیازه) دانسته است. البته شاید در آینده این نظر عوض شود.
از طرف دیگر تاکید خانم اوباما بر نقش مادری بیشتر بوده است. شاید به خاطر سن نوجوانی دو دخترش این ملاحظه را با تاکید بیشتر عنوان کرده است. هرچند خانم کلینتون هم در مواجهه با مشکلات زندگی خصوصی اش، با اقتدار و استحکام تمام عمل کرد.
و نهایتا توجه بیشتر خانم اوباما نسبت به مد و لباس های شیک امر بارز دیگریست که وی را از خانم کلینتون و برخی دیگر از بانوان اول امریکا متمایز می کند.

***
telegram.me/maktuob


جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)