آدمهایی که آب می روند!

چندی پیش یکی از خوانندگان قدیمی مکتوب، که از همان روزهای نخست با مکتوب بوده و نادیده برایم بغایت عزیز است، ایمیلی مشورتی فرستاده بود.
در ضمن این ایمیل هم به موضوعی اشاره کرده و گفته بود چندی پیش به دیدار بزرگی (بدون ذکر نام) به همراه بزرگوار دیگری، برای امر مهمی رفته، و چندان که شایسته آن بزرگ می دیده، ادب و احترام ندیده. از آن دیدار پس از گذشت روزها، بغایت دل چرکین بود.
این مهم، در زندگی روزمره هریک از ما شاید کمابیش رخ داده و یا می دهد. تصور می کنیم انسانها متناسب با شهرت رسانه ای، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، و... باید صاحب مراتب و ارزشهای دیگر هم باشند، که اینگونه نیست.
برایش نوشتم، برخی انسانها را خوبست صرفا از راه دور دید. هرچه نزدیک شوی کوچک و کوچکتر می شوند . و وقتی با آنها از نزدیک نشست و برخاست کنی، آب می روند.
شاید به همین دلیل است که می گویند اگر خواستی کسی را بهتر بشناسی با وی همسفر شو. این روزها دیگر حتی نیاز به زحمت همسفری هم نیست. صرف یک نشست و برخاست، کافی است تا برخی وزن و ارزش خود را در همان نشست نخست نشان دهند و یا از چشم بیافتند، یا بر دیده نشینند.
برای همین خیلی نباید اسیر اسم ها شد. چون واقعیت ورای اسم ها قرار دارد.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (4)