من و شانزده شهریور

از اولین فاز مهاجرتم از فسا به شیراز در یک سالگی که بگذرم، شانزده شهریور ۵۹ دومین مرحله زندگیم با سفر از شیراز به تهران آغاز شد. شروعی جدید، زندگی جدید، مدرسه جدید، مناسبات جدید و خانه جدید که دو هفته بعد با حمله عراق به فرودگاه تهران که فاصله نه چندان دوری از منزل داشت، برای من دنیای جدیدی را به ارمغان آورد. در این مرحله یاد گرفتم که خودم را با شرایط سخت پیش رو تطبیق دهم.
مرور آن روزها در این روزها که در سومین مرحله مهاجرت هستم، ترکیبی از تلخی ها و شیرینی هاست.
سخت ترین بخش شروع این مهاجرت، تغییر مکان تحصیل از یکی از بهترین مدارس کشور(دبیرستان دانشگاه شیراز) به مدرسه ای بسیارمعمولی در تهران بود. مدرسه ای که یکی دو ماه اول معلم ریاضی و شیمی نداشت! معلم زیست شناسی هفته ای یک بار. وقتی هم معلم ریاضی آمد با ادبیاتی خاص که بسیاری از عبارات در مدرسه ای دخترانه برایم تازگی داشت... و هم کلاسی هایی که هر کدام با هم کلاسی های سابق دنیایی متفاوت بودند. این مدرسه مرا با واقعیات و آدمهای دنیای پیرامونم بیش از پیش آشنا ساخت. مدرسه ای که برخلاف مدرسه قبلی درس برای دانش آموزان اصل نبود. هرکدام دنیای پنهانی با خود داشتند و مدرسه مکانی برای تبادل تجربیات رنگارنگ آنها بود.
شانزده شهریور برای من شروع تجربه های جدید در متن جامعه و سیاست است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (3)