غزه و رنج هایش

تردیدی نیست هیچ ملتی به اندازه فلسطینی ها در طول حیات خود مصیبت، سختی و رنج را تجربه نکرده اند. سوای آوارگان فلسطینی در اردوگاههای سرزمین های هم جوار که رنج ها و مشکلات آنها هم حدیث خود را دارد، فلسطینیان ساکن در سرزمین های اشغالی چندین دهه است در وطن خود محصور و زندانی اند. سیاستمداران فلسطینی به رغم سالها مذاکره و چشم پوشی از بسیاری از حقوق خود، هنوز در نقطه صفر اند و فلسطینی ها همچنان از داشتن سرزمینی با مرزهای مشخص و با کلیه حقوق رسمی یک دولت مستقل برای خود محروم اند. نوار اشغالی غزه و کرانه باختری دو پاره تن فلسطین یکی تحت مدیریت حماس و دیگری حکومت خودگردان همچنان طعم تلخ اشغال و فشار زورگویی های اشغالگران را بر گرده خود احساس می کنند.


اسراییل برای آنکه مبادا فلسطینیان فراموش کنند ملتی تحت اشغال اند هر از چندی حملات سبعانه خود را آغاز می کند. گذشته از حجم گسترده تخریب و ویرانی، تعداد کشته ها و زخمی های فلسطینی طی این حملات قابل تامل است. آثار و عوارض آسیب های روحی و روانی این حملات در کنار حجم جراحت ها نگران کننده است. غزه طی سال های گذشته بیشترین سهم سبعیت را در قیاس با سایر مناطق تحت سلطه و جنگ تحمل کرده است. ۳حمله متوالی در عرض ۶ سال و هزاران کشته و زخمی و حجم فراوان ویرانی، نمایشی از سهم رنجیست که اهالی غزه در این سالها از زندگی زیر سایه اشغال داشته اند.


بهانه های اسراییل برای حمله به غزه در سال ۲۰۰۸، سال ۲۰۱۲ و اکنون در سال ۲۰۱۴ تقریبا یکسان بوده است. قساوت، سنگدلی و خشونت استراتژی مداوم اسراییل بوده و هست. سکوت محافل حقوق بشری و چراغ سبز امریکا و کشورهای غربی در این سالها یکسان است. توصیه امریکا به اسراییل در اینکه در حملات مراقب باشد با دقت بکشد، قابل تامل است.


و مقاومت مردم برغم همه این یکسانیها هنوز پابرجاست.


اهداف اسراییل درحمله اخیر را می توان چنین برشمرد:


یکم: ضربه زدن به برنامه ملی فلسطینی ها برای وحدت میان کرانه باختری و نوار غزه و تشدید اختلاف میان حماس و دولت خودگردان. دو ماه پیش حماس و دولت خودگردان برای پایان بخشیدن به اختلافات و تشکیل دولتی متحد و فراگیر توافق کردند. در واقع با تشکیل دولت وحدت ملی فلسطینی، اسراییل نمی توانست از اختلاف و فاصله بین حماس و فتح، کرانه غربی و غزه به عنوان دستاویزی برای به تعویق انداختن مذاکرات استفاده کند.


دوم: تضعیف مقاومت فلسطینی ها در مقابل اشغال. غزه تحت مدیریت حماس طی سالهای اخیر نماد مقاومت فلسطین در قبال اسراییل بوده است. هدف حملات اسراییل آن است که اولا این مقاومت با حملات هر از چندی تضعیف شود. ثانیا اعتراضات مردم علیه حماس و مقاومت را موجب شود.


سوم: از بین بردن زیر ساخت های اداری، اقتصادی، آموزشی، و بهداشتی فلسطینی ها و قرار دادن آنها در وضعیتی متزلزل و بی ثبات.


چهارم: منحرف کردن توجه مردم اسراییل از مشکلات اقتصادی داخلی. طیف زیادی از مردم اسراییل نتانیاهو و سیاست های اقتصادی او را مسئول افزايش فقر می دانند.


پنجم: به تعویق افکندن مذاکرات صلح و پرهیز از تشکیل دولت حقیقی فلسطینی.


نهایتا اینکه شکستن مقاومت در غزه هدف اصلی اسراییل است. هدفی که تاکنون در تحقق آن توفیقی نداشته است. حملات هوایی، دریایی و زمینی اسراییل به غزه با هدف نابود کردن پایگاههای حماس همچون گذشته این بار هم بی نتیجه پایان می یابد.هر چند این خونریزی ها برای تعویق در تشکیل دولت فلسطین است ولی اسراییل راهی به جز به رسمیت شناختن کشور فلسطین ندارد. کشوری که حماس بخشی از آن را تشکیل خواهد داد.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت