هزینه های یک تصمیم بدون منطق


هفته پیش اخباری پیرامون عدم حضور زنان برای تماشای مسابقات والیبال ایران و برزیل، ایران و ایتالیا و ایران و لهستان در ورزشگاه‌ها و اعتراض جمعی از زنانی که بلیت خریده بودند و امکان حضور نیافته بودند، در رسانه ها منتشر شد. خبر بعدی جالبتر از خبر اول بود. زنانی که با لباس تیم رقیب و به عشق تماشای ورزش و ورزشکاران مورد علاقه خود در بازی وارد ورزشگاه شده بودند و عکس شان هم منتشر شد و متاسفانه باز هم بر خلاف وعده های نمایندگان دولت در بازی بعد هم شرایط برای ورود زنان به ورزشگاه بهتر نشد، در این رابطه چند نکته قابل توجه است:
اول: در گذشته این امکان برای حضور بانوان وجود داشت که آنها هم برای تماشای والیبال به ورزشگاه بیایند، به گونه ای که برای ورود و خروج و جایگاه نشستن آنها تمهیداتی اندیشیده می‌شد و مشکلی برای حضورشان در ورزشگاه نبود. حال چه اتفاق جدیدی افتاده که چنین امکانی از زنان علاقه مند سلب می شود؟
دوم: عدم امکان حضور زنان ایرانی در ورزشگاه‌ها در کنار امکان حضور زنان خارجی از تیم رقیب معنی دار است. اگر دلیل عدم حضور زنان ایرانی عدم امکانات لازم است، این نبود امکانات زنانه برای شرکت کنندگان تیم رقیب چگونه توجیه می شود؟ آیا این امر به معنی تحقیر زن ایرانی است یا تکریم وی؟ طبعا هرکدام باشد در مورد زنان تیم رقیب که امکان حضور می یابند معنی نقیض خواهد یافت.
سوم: منع زنان از برخی حقوق بدیهی مثل مورد فوق الذکر زمینه های اعتراضاتی می شود که چنین عملکردهایی و مسوولانی که چنین تصمیماتی می گیرند عامل موثر در آن اعتراضات خواهند بود.از یکسو موج نارضایی در برخی مسایل که حق بدیهی ست را می افزاید. از سوی دیگر زمینه ساز برخی رویه ها برای تحقق هدف مورد نظر می شود. به‌عبارتی وقتی برخی خانم های ایرانی با تغییر ظاهری خود به‌عنوان طرفدار تیم حریف امکان شرکت پیدا می کنند در واقع به دنبال حق اولیه خود هستند که منع قانونی هم ندارد.
وقتی با چنین عملکردی تماشای یک بازی و تشویق تیم خودی تحقق یابد، این رویکرد را بتدریج جا می اندازد که درموارد بسیار دیگری که حتی حق با ما نیست می شود قانون را دور زد یا نقض کرد و به هدف رسید.
چهارم: یکی از مشکلات جامعه ما تصمیماتی ست که در آن مرجع تصمیم گیرنده روشن نیست. به‌عبارتی تصمیماتی یکشبه اتخاذ می شود و کسی هم حاضر به پذیرش مسوولیت نیست. در این زمینه چه کسی مسئول است؟ مسولان تامینی؟ حراست؟ مسوولان ورزشی؟ فدراسیون والیبال؟...اظهارات و خبرهای موجود ضد و نقیض است. برخی اخبار حاکی از این است که فدراسيون واليبال ايران ورود تماشاچيان زن به ورزشگاه‌ را ممنوع اعلام کرده و دبير فدراسيون واليبال ايران گفته "بهتر است خانم‌ها در خانه بنشينند و براي تيم خود دعا کنند." اگر این خبر صحیح باشد مسوولین ورزش کشور باید پاسخگوی چنین تصمیمات تامل برانگیزی باشند و بعد از گذشت یک هفته صریحا مواضع رسمی بالاترین نهاد مربوطه در زمینه حضور زنان بیان شود. برخی اخبار دیگر حکایت از نقش نیروهای تامینی و حراست در منع ورود دارد. که در این زمینه هم باید دلایل روشن شود.
پنجم: باتوجه به اخباری که مبنی بر ممنوعیت زنان در ورزشگاهها قبل از برگزاری بازیها بود و معاون رییس جمهور نیز مخالفت خود را با چنین محدودیت هایی بیان کرده بود، این سوال مطرح می شود که پس چرا اقدامی قبل از برگزاری بازیها صورت نگرفت. تا اینکه بالاخره بعد از انجام بازی بدون امکان حضور زنان قرار شد معاونت زنان و وزارت ورزش به بررسی موضوع بپردازند.
ششم: عدم حضور بانوان در سالن برای فدراسیون والیبال ایران امتیاز منفی محسوب می شود.خوبست قبل از اینکه به فایل محکومیت های بین المللی ایران ورق تازه ای اضافه شود، زودتر مسوولین مربوطه به اصلاح رویه بپردازند و تا موضوع مشمول مرور زمان نشده ، نتیجه بررسی ها هم به اطلاع افکارعمومی رسانده شود تا موضوعات به ظاهر کوچکی که به راحتی می تواند موجب تقویت همبستگی بیشتر داخلی شود، چنین زمینه ساز نقار و واگرایی نشود.
روزان

جمیله کدیور | لینک ثابت