احساس خطر اصولگرایان از فعالیت مجدد اصلاح طلبان

گفتگویی که با مجله نون داشتم و اخیرا با عنوان احساس خطر اصولگرایان از فعالیت مجدد اصلاح طلبان منتشر شده است:

سوال1. چه تفاوت ها و چه تشابهاتي بين 24 خرداد 92 که منجر به روي کار آمدن گفتمان اعتدالگرايي شد با 2 خرداد 76 و پيروزي سيد محمد خاتمي وجود دارد؟
مهمترین شباهت شور و نشاط عمومی و حضور گسترده مردم در دو انتخابات بود. شباهت دیگر اجماع گروههای مخالف با تمامیت خواهان برسر یک کاندیدای واحد بود که همین امر منجر به پیروزی انها در دو انتخابات شد.
تشابه شعارها و برنامه های جریان پیروز در دو انتخابات وجه شباهت دیگر دو دوره است.
علاوه بر آن، شخصیت و منش آقایان خاتمی و روحانی نیز شباهت زیادی با یکدیگر دارد.
اختلاف اصلی دو انتخابات تغییر صف بندی ها است. در سال ۷۶ دو جریان اصلی جریان اصلاح طلب و اصولگرا بود. کاندیداهای اصلی هم این دو جریان را نمایندگی می کردند. در حالی که در انتخابات ۹۲ صف بندی ها و جناح بندیها تغییر جدی داشت. نه فقط جریان اصولگرا چند شقه و با چند کاندیدا وارد عرصه انتخابات شد، بلکه برخی نمادهای اصولگرایی انتخابات ۷۶ در سال ۹۲مدافع کاندیدای اعتدال و اصلاحات شدند.


سوال2. تا چه ميزان قبول داريد که در انتخابات دور يازدهم رياست جمهوري اصلاح طلبان به نوعي پوست انداختند و به نوعي به بازتوليد تفکر خود در جامعه پرداختند؟
بسیار زیاد. بر این باورم که اصلاح طلبان با درس از سالها دوری از قدرت و شکست در چندین انتخابات پیاپی، اعم از انتخابات ریاست جمهوری، خبرگان رهبری، انتخابات مجلس و انتخابات شوراهای شهر و روستا به بازبینی شیوه های گذشته خود روی آوردند. عبرت از بسیاری اتفاقات گذشته، کنارگذاشتن برخی تندروی ها، گذشتن از کاندیدای اصلاح طلب خود و اجماع بر سر کاندیداتوری هاشمی در مرحله نخست و روحانی در مرحله بعدی از نشانه های این پوست اندازی بود.


سوال3. با آنکه نامزد گفتمان اصلاح طلبي و اعتدالگرايي با حمايت قاطع اصلاح طلبان شناسنامه دار در انتخابات گذشته توسط مردم برگزيده شده اما خود جريان اصلاحات چنانکه بايد در مسند امور قرار نگرفتند، به نظر شما دليل اين موضوع چيست؟
من در جریان رایزنی ها و توافق های پشت پرده دو جریان اصلاح طلب و اعتدالگرا از یکسو، و از سوی دیگر توافقات اقای روحانی و اصحاب قدرت برای تقسیم کرسی ها نیستم. ولی به نظر می رسد آقای روحانی با شناخت دقیقی که از صحنه سیاسی کشور داشت، سعی کرد کابینه ای نسبتا فراجناحی، کاری، و غیر حساسیت برانگیز به مجلس معرفی کند. چنانچه دیدیم مجلس با رای عدم اعتماد در مقابل معرفی برخی چهره های شاخص سیاسی برای وزارت خانه های آموزش و پرورش و وزارت علوم و ورزش و جوانان مقاومت کرد.
بنابراین با توجه به همه ابعاد و ملاحظات عرصه سیاسی کشور، معتقدم که نمی بایستی انتظار انتخاب افراد شاخص جریان اصلاح طلب در کابینه را داشت. تصور نمی کنم خود آنها نیز این انتظار را داشتند. اظهارات و مصاحبه های چهره های شاخص اصلاح طلب طی این مدت در حمایت از اقدامات دولت و نفی ورود به کابینه به معنای خاص آن بوده است. علاوه بر آن چنان که می دانید، مطابق رویه دولت های گذشته،‌ وزرای کلیدی پنج وزارتخانه استراتزیک می بایست با توافق رهبری انتخاب شوند و نه عدم مخالفت.


سوال4. حمايت دولت تدبير و اميد را از ورود اصلاح طلبان به عرصه قدرت و دست کم به دست آوردن تريبون چطور ارزيابي مي کنيد؟
طبیعی است که بخش قابل ملاحظه ای از آرای روحانی مدیون حمایت جریان اصلاحات در ایام انتخابات است. این حمایت با محوریت سید محمد خاتمی از یک سو و هاشمی رفسنجانی از سوی دیگر و البته کناره گیری دکترعارف و اجماع بر یک کاندیدای واحد به سرانجام پیروزی رسید. ازین رو، به نظرم حمایت دولت از ورود اصلاح طلبان به قدرت یا حمایت از آنها در زمینه های مختلف امری مرسوم در عرف سیاسی است و بسیار بدیهی به نظر می رسد. این حمایت ضرورتا به معنی پست داشتن یعنی وزیر و معاون وزیر و استاندار و مدیر و... شدن نیست. بلکه فراهم آوردن فضایی است که اصلاح طلبان بتوانند آزادانه فعالیت سیاسی، حزبی، فرهنگی ومدنی داشته باشند. بلندگوی خود را داشته باشند و بتوانند با داشتن رسانه (روزنامه و مجله) صدای خود را به مردم برسانند و به خاطر اصلاح طلب بودن در حاشیه قرار نگیرند و انگ نخورند.


سوال5. با اين روند آيا مي توان پيشبيني کرد که سرنوشت انتخابات مجلس دهم هم با پيروزي جريان اعتدالگرايي که حمايت اصلاح طلبان را دارند گره بخورد؟
این قضیه چند وجهی است. از یک طرف به عملکرد جریان اعتدالگرا و اصلاح طلب برمی گردد که تا زمان انتخابات به چه میزانی در تحقق وعده ها موفق بوده اند، گفتگوهای هسته ای به چه سرانجامی منجر شده است، وضعیت اقتصادی و معیشت مردم بدتر از گذشته نشده باشد. از سوی دیگر، به وضعیت جریان اصولگرا برگشت می کند که تا چه حد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری درس گرفته، بر اختلافات درونی خود فایق شده باشند. و نهایتا به نظرم به تدبیری وابسته است که عملا در رفتار شورای نگهبان و برخی نهادهای دیگر قابل ارزیابی ست.


سوال6. در ادبيات سياسي کشور از بعضي چهره ها به عنوان اصلاح طلبان بدلي ياد ميشود، به نظر شما نقش اين افراد که فارغ از نظر بزرگان اصلاحات در حوزه هاي مختلف اعمال نظر مي کنند در آينده جريان اصلاح طلبي چيست؟
من بشخصه با چنین القابی موافق نیستم. ممکنست افرادی اصلاح طلب باشند و با جریان اصلی اصلاح طلبی در برخی زمینه ها اختلاف نظر داشته باشند. این اختلاف سلیقه یا اختلاف نظر نباید باعث آن شود که ما آنها را از دایره اصلاح طلبی خارج کنیم و به آنها لقب اصلاح طلب بدلی دهیم و زمینه را برای تشدید اختلاف و شکاف در جریان اصلاح طلب فراهم آوریم و آنها را به سمت اصولگرایان هل دهیم.
به نظرم اصلاحات دامنه وسیعی دارد که می تواند طیف های مختلفی را زیر پرچم خود گرد آورد. نباید با تنگ نظری حزبی اصلاح طلبی را صرفا به هم فکران خود و یا تایید کنندگان نظر خود تقلیل دهیم.

سوال7. از سوي ديگر با توجه به روي کار آمدن دولت تدبير و اميد آيا روند مواجهه نيروهاي محافظه کار و اصولگرا با فعاليت مجدد اصلاح طلبان آيا تغييري مثبت و يا منفي داشته است؟
به عنوان یک ناظر که از بیرون تحولات داخل کشور را رصد می کند، معتقدم طیفی از جریان اصولگرا نسبت به فعالیت اصلاح طلبان احساس خطر کرده اند و این نگرانی را آشکار یا بطور ضمنی بیان می کنند. طیفی هم مترصد فرصتند و فعلا سکوت را ترجیح داده اند. ولی روی هم رفته به نظر می رسد اصولگرایان از نزدیک شدن اصلاح طلبان به ارکان قدرت نگرانند. البته ناگفته نماند، ما شاهد اصولگرا یانی نیز بودیم که در انتخابات خردمندانه و سنجیده رفتار کردند، می توان از دکتر ولایتی به عنوان شاخص این گروه نام برد

سوال8. بنظر شما اصلاح طلبان براي حضور تاثيرگذار در مجلس آينده بايد به سمت شخصيت هايي چون محمدرضا عارف بروند و يا شخصيت هاي ديگري چون علي اکبر ناطق نوري؟ اين سوال را از آن جهت پرسيدم که اختلاف سليقه اي ميان انتخاب اين دو روش ميان برخي از شخصيت هاي اصلاح طلب به وجود آمده است، در کل نظر شما در اين خصوص چيست؟
به نظرم بهتر آنست که به جای محور قرار دادن افراد، برنامه و نوع نگرش آنها طی سال های گذشته بررسی شود و بر اساس این مقیاس دست به انتخاب زد. من به شخصه ترجیح می دهم مجلسی داشته باشیم که رییس با سابقه و توانایی مثل آقای ناطق نوری و نایب رییسی مثل دکتر عارف داشته باشد.

سوال9. نقش افرادي چون علي مطهري که در دايره اصولگرايي تعريف ميشدند اما امروز از نظر مردم از چهره هاي شاخص اصلاح طلب پررنگ تر مدافع گفتمان تحول خواهي هستند در آينده جريان اصلاح طلبي چيست؟
علی مطهری فراتر از جریان اصولگرایی قرار دارد. بشخصه او را انسانی حق مدار می دانم که هرجا احساس کند حقیقت در خطر است، موضع می گیرد. از واکنش ها نمی هراسد، ملاحظه کسی را ندارد و مصلحت گرایی نمی کند. چیزی را که صحیح بداند بدون ملاحظه می گوید ولو خوشایند دیگران اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و اصحاب قدرت نباشد. از نظر من صراحت لهجه و عملکرد علی مطهری از هر حیث قابل تحسین است و اقدامات و اظهاراتش از عملکرد و اظهارات مجموعه اصلاح طلبان در مجلس و طیف قابل ملاحظه ای از اصلاح طلبان در خارج مجلس به مراتب شاخص تر و اصلاح طلبانه تر است. در یک کلام می توان علی مطهری را به مثابه یک نماد و نمونه، در تاریکی های تعصبات سیاسی تلقی کرد.


سوال10. در انتها ميخواستم از شما بپرسم که اکنون اصلاح طلبان حامي کانديداتوري حسن روحاني تا چه ميزان در تحقق عملي شدن وعده هاي انتخاباتي رئيس جمهور منتخب ميتوانند تاثيرگذار باشند؟
بسته به جایگاهشان نقش شان متفاوت است. برخی مقام اجرایی دارند. طبیعی است که هرچه بهتر انجام وظیفه کنند به تحقق وعده های رییس جمهور کمک کرده اند. برخی در نهادهای مدنی یا سازمانهای غیر دولتی مشغول فعالیتند یا آنها که در مطبوعات قلم می زنند. این طیف ها ضمن حمایت در جنبه های مثبت، باید با رویکرد انتقادی نسبت به اوضاع مراقب باشند که دولت در مسیر صحیح گام بردارد و از وعده ها و برنامه ها دور نشود. ضمن اینکه همه باید به گونه ای عمل کنند که به انتظارات دامن نزنند و متناسب با امکانات دستگاه اجرایی و شرایط و مقتضیات خاص کشور از رییس جمهور و دستگاه اجرایی انتظار فعالیت داشته باشند.


جمیله کدیور | لینک ثابت