سه اتفاق و موج هایی که آفرید


در هفته ای که گذشت چند اتفاق مهم در حوزه های فرهنگی و اقتصادی رخ داد که هر کدام به تناسب، توجه رسانه ها و افکار عمومی را در داخل و خارج به خود جلب کرد و در مواردی ایران را دوباره در معرض داوری افکار عمومی جهانی قرار داد و تصاویری نامناسب و شبهه ناک از ایران را رونمایی کرد. گویی دست هایی در کارند که آنچه دولت برای اصلاح و ویرایش تصویر مخدوش ایران در جهان و در سطح ملی انجام می دهد را با برنامه ریزی حساب شده، شکست خورده جلوه دهد.
۱- اتفاقاتی که حول حضور لیلا حاتمی در جشنواره فیلم کن رخ داد، واکنش هایی در داخل برانگیخت که نهایتا منجر به توضیح توام با عذرخواهی حاتمی شد. البته جماعت خواهران حزب الله و دلواپسین فرهنگی به این عذرخواهی هم رضایت نداده اند و هنوز خواهان برخورد با این هنرمند شاخص و ممتازعرصه سینما هستند. کسانی که در فضای خارج از کشور حضور داشته اند می دانند رعایت بسیاری از رویه ها و سنت های داخل کشور در محیط بیرونی غیرممکن و یا بغایت دشوار است. بخصوص اگر این محیط ها صبغه فرهنگی-هنری هم داشته باشند، چنین رخدادهایی اجتناب ناپذیر است. همچنانکه نمونه های دیگری پیش از این در رابطه با فرهادی و کیارستمی و... وجود داشته است، که صدالبته چنین واکنش هایی برنیانگیخت.
چرا به جای اینکه حضور یک زن توانمند که توانسته با حضور باشکوه، خردمندانه، پر لطف و زیبای خود نام ایران و سینمای آن را به بهترین نحو ممکن با داوری در یکی از بزرگترین اتفاقات هنری سال زنده کند قدر دانسته شود، جماعنی با چنین برخوردهای عصبی و منفی فضا را مشوش می کنند؟ از چنین برخوردهای غضب آمیز و پیامدهای سویی که پیش از این هم داشته ایم، کی قرار است عبرت گرفته شود؟

۲- بازداشت و اعتراف تلویزیونی ۶ جوان که اقدام به انتشار یک نوار ویدیویی در یوتیوب کرده بودند بازهم برای چند روز ایران را در راس اخبار رسانه های جهانی قرار داد. به گونه ای که خواننده آمریکایی آهنگ مورد نظر واکنش نشان داد، فیلم این جوانان گمنام هزاران بار در فضای مجازی به اشتراک گذاشته شد و در عرض چند ساعت شهرت این ۶ نفر جهانی شد و در شبکه های اجتماعی بحث های زیادی در رابطه با تناقض های اعترافات این ۶ نفر در تلویزیون با محتوای صفحه فیس بوکی آنها قبل از بازداشت پیرامون این نوار ویدیویی به جریان افتاد.
درصدد ارزش گذاری یا ارزیابی حرکت این جوانان در این نوشته نیستم و تناسب یا عدم تناسب آن با سبک زندگی جامعه امروز ایران نیستم، ولی آیا تا بحال بررسی شده که چنین برخوردهایی چقدر هزینه به اعتبار ایران وارد کرده است؟ و اصولا نقش دستگاههای حاکمیت برای ورود به فضاهای خصوصی تاچه حد باز است؟ و آیا چنین برخورد هایی از مصادیق اشاعه منکرات به زعم خود آقایان نیست؟ و واکنش های مقابله گونه دیگری را در فضای مجازی و حقیقی جامعه موجب نمی شود؟

۳- اعدام مه آفرید خسروی یکی از اتفاقات دیگر مهم کشور در هفته گذشته بود که باز هم مانند دو اتفاق قبلی واکنش های زیادی هم در رسانه های خارجی داشت و هم در داخل و هم در بین کاربران شبکه های اجتماعی. شاید مهمترین دلیل این واکنش ها غیر منتظره بودن آن، بی خبر بودن وکیل و خانواده از صدور این حکم و حاشیه هایی که به خاطر نامه وی برای رهبری و پرونده برخی مسوولین رده بالای کشور پیرامون آن وجود داشت، بود. حواشی این اعدام با بازداشت ۲ نفر در مراسم تشییع و عدم برگزاری مراسم ختم در تهران همچنان ادامه دارد.
در این مورد خاص، هم بحث بر سر بی گناهی نامبرده نیست، فقط این سوال وجود دارد که چرا برخی از دست اندرکاران به گونه ای عمل می کنند که با عملکرد خود به شبهات دامن می زنند؟ مگر قرار بود چه اتفاقی یبافتد که چنین تعجیلی در صدور حکم و بی خبر گذاشتن وکیل و خانواده بعمل آمد؟
این سه نمونه، صرفا بهانه ای برای بیان دغدغه هایی است که نوعا هیچ پاسخ قانع کننده ای بدانها داده نشده و نمی شود و عملا به دردی مزمن در جامعه تبدیل می شود.
وقتی واسلاو هاول به عنوان رییس جمهور پس از دوران دیکتاتوری سیاه، در چک اسلواکی انتخاب شد، در نطق کوتاهش گفت: خواهد کوشید کشورش را از صفحه اول و تیتر اول روزنامه ها به صفحات دوم و سوم انتقال بدهد! با این سه اتفاق ما در جهان در هفته ای که گذشت، تیتر اول بودیم، کاش نبودیم!
روزان

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)