ملاحظاتی چند پیرامون سخنان رییس جمهور


سخنان رییس جمهور به مناسبت روز ارتباطات و اطلاعات را از جهات مختلف هم باید مورد توجه قرار داد و هم به فال نیک گرفت. سخنان روحانی در شرایطی که نگاه غالب حاکمیت به شبکه های اجتماعی طی چند سال گذشته در کشور منفی و منبعث از رویکرد صرفا 'امنیتی' و نه 'رسانه ای' بوده، و به تبع این نگاه، بسیاری از رسانه های اجتماعی- از فیس بوک و توییتر گرفته تا یوتیوب و ویکی پدیا- در کشور فیلترشده و دامنه این محدودیت ها حتی در دوره روحانی نیز ادامه پیدا کرده و در مواردی حتی توسعه یافته است، اهمیت بیشتری دارد.

اول، هرچند سخنان روحانی محورهای متفاوتی داشت، ولی به گمانم بخش هایی از صحبت وی در مقام رییس جمهور و شخص دوم کشور در شرایط امروز ایران که شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید با محدودیت زایدالوصفی مواجهند و این محدودیت ها مبتنی بر مصوبات یک نهاد حکومتی که در شرایط خاص تدوین شده است، بیشترشایسته تامل است. او می گوید:" گویی دوران پیام‌های یک‌طرفه به سرآمده و کم کم به نقطه‌ای می‌رسیم که جایی برای استبداد پیام نباشد و دیگر دوران رساندن پیام از طریق بلندگوهای یک طرفه، منبرهای یک طرفه، تریبون‌های یک طرفه و سنتی به سرآمده است."

دوم، کسانی که با رسانه های جدید سروکار داشته باشند، بخوبی بر این امر واقفند که دنیای جدید ارتباطات دنیای تعامل بین کاربران شبکه های اجتماعی است. قرار نیست یک نفر قادر مطلق باشد، هرچه خواست بدون انتظارهیچ واکنشی بگوید و بنویسد و بقیه فقط شنوند و بیننده و خواننده صرف باشند. این بدان معناست که در این فضا، تک صدایی جایگاه خود را به چند صدایی داده است. دنیایی که برخلاف گذشته که یک طرف صرفا تولیدکننده هر محصول فرهنگی اعم از صدا، تصویر، خبر، فیلم، موسیقی ودر یک کلام اطلاعات بود و یک طرف دیگر فقط گیرنده این تولیدات و محصولات، دوران خود را سپری کرده و عملا مرز بین تولید و مصرف اطلاعات محو و مبهم شده است.

سوم، در چنین فضایی طبیعی است که هیچ پیامی بر زمین نخواهد ماند و در کمترین زمان به مخاطب می رسد، چرا که امروز همه تولید کننده اطلاعات اند نه صرفا مصرف کننده. این تولید از یک لایک کوچک تا نوشتن کامنت در زیر مطالب دیگر کاربران گرفته تا تولید انواع و اقسام مطالب و اشتراک گذاشتن مطالب یکدیگر را شامل می شود. شهروند خبرنگاران دیرزمانیست که جا را برای خبرنگاران و روزنامه نگاران حرفه ای تنگ گرده اند و اقتدار آنها را به چالش کشیده اند. بحث امروز دنیای ارتباطات، نه بر زمین ماندن پیام، که مسابقه در رساندن سریعتر پیام به مخاطب است؛ فضای رقابت برای انتشار و پخش سریعتر و زودتر این داده ها، چراکه امروزه روز، خبر دیگر محدود به فرستنده سنتی، ولو در قالب رسانه ملی و وابسته به حکومت نیست که اگر اراده شان بر عدم ارسال و انتشار اطلاعات قرار گرفت، داده ها و اطلاعات به دست گیرنده و مخاطب از طریق رسانه های جدید نرسد.

چهارم، هرچند اشاره ظریف روحانی به نحوه برخورد با ویدیو و ماهواره در گذشته، و اجتناب ناپذیری قبول این واقعیت ها بعد از یک دوران شدت عمل، می تواند نشانه ای از این واقعیت باشد که حاکمیت بناگزیر در رابطه با شبکه های اجتماعی نیز بتدریج ناگزیر از تمکین خواهد شد، ولی جای این سوال باقیست که هزینه هایی که به خاطر این تاخیر و تاخرها نصیب کشور و توسعه آن می شود، با کیست؟ همچنین چه فرد یا افرادی مسوول فضایی هستند که با بی توجهی، کاربران رسانه های جدید را به خاطر حقی بدیهی که دسترسی به اطلاعات است، با مصوباتی ناشیانه، رسما به گریز از قانون تشویق می کنند؟

پنجم، در پایان این انتقاد به رییس جمهور وارد است که چرا در کنار آماری که از میزان لایک های فیس بوک و دانلود یوتیوب و استفاده از گوگل در سطح جهانی ارایه داد، که صدالبته شایسته توجه بود، به میزان استفاده کاربران ایرانی از این شبکه ها به رغم فیلترینگ آنها اشاره نکرد. بی شک این آمار می توانست و می تواند نشانه دقیقی از این امر باشد که سیاست حاکم در رابطه با شبکه های اجتماعی سیاستی شکست خورده و نیازمند به تجدیدنظر است.
روزان



جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)