گفتگو در ویژه نامه آرمان

این متن گفتگوی من در ویژه نامه نوروزی آرمان است

جمیله کدیور از مسیر حرکت کشور در سالی که گذشت می گوید
طیف بازنده انتخابات، مانع اصلی عقلانیت اعتدال

امیرحسین مصلی: سالی که گذشت سال اوج و حضیض در سپر سیاست ایران زمین بود، سالی که محمود احمدی نژاد واپسین دم حکمرانی اش بر قوه مجریه را سپری کرد و در بهت حیرت همگان کلید پاستور را بجای نمایندگان چند پاره جریان اصولگرایی به تنها نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان و شخص سید محمد خاتمی تحویل داد تا حقیقت بالا و پایین روزگار به واقع عینیت یابد؛ منتخب مردم نیز که با وعده هایی فراتر از حد تصور از جمله رفع حصرها و محدودیت های برخی از یاران امام و انقلاب، بدبینی مردم نسبت به انتخابات 24 خرداد را تبدیل به مشارکت فعال کرده بود این روزها در مواجه با بانگ طرح مطالبات از سوی حامیانش با صدای رساتری می گوید بر تمام وعده هایی که دادم پایبندم! اما به قول معروف فاصله حرف تا عمل نیز بسیار است؛ حال برای واکاوی دقیق تر رویدادهایی که سال گذشته در فضای سیاسی کشور رخ داد به سراغ «جمیله کدیور» فعال اصلاح طلب رفتیم تا در خلال یک گفتگوی نوروزی تحلیل ایشان را در مورد مسائل فوق جویا شویم.
به نظر شما در سالي که گذشت با توجه به روي کار آمدن دولت تدبير و اميد تا چه ميزان فضاي سياسي کشور به سمت عقلانيت و اعتدال حرکت کرده است؟
حرکت به سمت اعتدال امری کمی نیست که بتوان با مقیاس های کمی آن را مورد اندازه گیری قرار داد. عقلانیت و اعتدال را باید در بخش های مختلف بعینه دید و احساس کرد. هم اراده حرکت عقلانی و معتدلانه و هم تلاش برای تحقق عملی این اراده. به عنوان یک ناظر بیرونی به نظرم اراده دولت روحانی اراده ای مبتنی بر اعتدال و عقلانیت است و برای تحقق آن در بخش هایی قویتر و در بخش هایی با ملاحظه بیشتر عمل کرده است. از یک طرف برخی بخش های دیگر حاکمیت که زیر نظر قوه اجراییه نیست سعی بر تطبیق خود با شرایط جدید داشته است نه فقط کارشکنی نکرده بلکه همراهی داشته است. از طرف دیگر بخش هایی هم که چندان اندک نیستند به شیوه های سابق خود همچنان اصرار دارند و با فشار و فضاسازی سعی در بازگرداندن اوضاع به سمت و سوی مورد نظر خود دارند. بنابراین فضای عمومی حاصل چالش جریان اعتدال و عقلانیت با جریان افراط و کندذهن سیاسی است که خود را عقل کل می داند و برای همه نسخه می پیچد.
عملکرد حسن روحاني را طي شش ماه گذشته در تحقق بخشيدن به وعده هاي انتخاباتي اش چطور مي بينيد؟
همانگونه که در پاسخ به سوال قبلی اشاره کردم عملکردها در بخش هایی خوب و حتی بیش از انتظار بوده و در بخش هایی متوسط و حتی ضعیف. البته از پیش ممانعت ها قابل پیش بینی بود. و به نظرم روحانی در زمان انتخابات می بایست با عنایت به قابل پیش بینی بودن فشارها و مقاومت ها وعده ها و برنامه های خود را سبک سنگین می کرد و یا مشروط سخن می گفت و یاحداقل برای تحقق بخشی به هر وعده زمان بندی مشخصی اعلام می کرد تا از سوی برخی متهم به عدم انجام وعده نشود. با توجه به تجربه دوران خاتمی و نگرانی از تکرار وضعیتی که بر سر اجرای وعده ها آمد طبیعی است که رای دهندگان به روحانی نگران باشند که چرا وعده ها محقق نشده است.
در این بین چه موانعي در مسیر حرکت کشور به سمت اعتدال و عقلانيت وجود دارد؟
به نظرم مانع اصلی طیفی است که انتخابات را با تمام سرمایه و حیثیت خود باخته است و برای احیای خود و جریان بازنده به هر امری متوسل می شود تا دولت نتواند در انجام برنامه هایش موفق شود. ناهمگنی دولت در بخش هایی از سوی دیگر به نظرم تحقق برخی وعده های مبتنی بر اعتدال و عقلانیت را دشوار می سازد. برخی مناصب در اختیار چهره هایی است که در نگاه عمومی معرف عقلانیت و اعتدال نیستند. مواضع شان نیز همین را نشان می دهد. ادامه برخی رفتارها یا شیوه های سابق نیز از جمله موانع دیگرست.
آيا عملي نشدن بخشي از وعده هاي دولت را تنها به فضاي موجود کشور و تندروي افراطيون مرتبط مي دانيد و يا دولتمردان نيز در اين راه کوتاهي داشتند؟
در سوال قبلی پاسخ دادم که هردو سوی قضیه دخیل است. من به نظرم لازم است دولت تعریفی مشخص از اعتدال و عقلانیت داشته باشد و بعد دولتمردان و صاحب منصبان را با آن مقیاس بسنجد و گفته هایشان را براین مبنا مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند آیا می شود آنها را نماد عقلانیت و اعتدال دانست و انتظار تحقق وعده های انتخاباتی را از آنها داشت. به نظرم این نیم بیت چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید در برخی موارد مبین چرایی عدم تحقق وعده هاست.
فارغ از مسائل سياسي با پايان دوران محمود احمدي نژاد آيا روند بهبود ناهنجاري هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور شتاب گرفته يا کماکان سياست هاي ناکارآمدی در ابعاد مختلف جامعه مشاهده مي شود؟
به نظرم جهت جریان عمومی کشور به سمت بهبود است. البته حجم خرابی ها و فساد هشت ساله با شش ماه فعالیت درست نمی شود. ولی مهم اینست که اولا جلو بدتر شدن اوضاع گرفته شد و اوضاع به سمتی پیش رفت که حتی برخی حامیان سابق دولت احمد نژاد به جمع منتقدین او و مدافعین روحانی پیوستند. مردم منتظر نتایج ملموس در شرایط زندگی خود هستند. از بهبود شرایط اقتصادی گرفته تا باز شدن فضای فرهنگی و آزادیهای سیاسی و شرایط مناسب برای سرمایه گذاری اقتصادی. به نظرم بهترین مقیاس برای سنجش هم سخنان اهل فن در حوزه های مختلف برای فعالیت است. از اهل فرهنگ و رسانه گرفته تا سیاسیون و اقتصاددانها. و صدالبته عامه مردم که بهبود را در سبد زندگی خود بعینه ببنند.و الا با حلوا حلوا کردن دهان مردم شیرین نمی شود.
با توجه به تغيير و تحولات کشور در سال گذشته چشم انداز آينده اصلاح طلبي و اصلاح طلبان را چطور ارزيابي مي کنيد؟
اگر اوضاع با همین شیب ملایم خود پیش برود و اصلاح طلبان هم با درس از گذشته به بازسازی خود بپردازند به نظر م می توان نسبت به آینده اصلاح طلبان و جریان اصلاح طلبی خوش بین بود. درهرحال قضیه چند سو دارد و در این معادله چندمجهوله خود اصلاح طلبان نقش اصلی را ایفا می کنند. طرفین عرصه سیاسی ایران باید بپذیرند که ایران و ایرانی متعلق به یک جریان سیاسی صرف نیست. بهترین حالت هم همواره زمانی بوده که طرفین یکدیگر را به رسمیت شناخته اند و حفظ منافع ملی کشور را بعنوان اولویت خود درنظر داشته باشند. در چنین شرایطی اصلاح طلب و اصولگرا با داشتن مواضع سیاسی متفاوت می توانند در پیشبرد امور موثر باشند.و به جای نفی هم یکدیگر را نقد کنند. و زمانی که یکی در راس قدرت است دیگری دولت در سایه داشته باشند و مثل بسیاری از کشورها جلو مفاسد را باهمین دولت در سایه و حزب قوی و مطبوعات آزاد و اعلام به موقع مفاسد و مشکلات بگیرند.
پيش بيني شما از انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي چيست؟ آيا شاهد اقبال مردم به سمت نامزدهاي اصلاح طلب و معتدل خواهيم بود؟
به نظرم از یک سو بسته به عملکرد دولت و جریان اعتدالی و جریان اصلاح طلب در ماههای پیش رو تا انتخابات دارد و از سوی دیگر به برنامه ریزی طیف گسترده بازندگان در انتخابات ریاست جمهوری و همچنین طیف احمدی نژادیها دارد. باید متوجه بود که با هزینه کردن در بسیاری مناطق می شود رای خرید و به مجلس راه یافت. در جاهایی هم با حرفهای عامه پسند مدل احمدی نژادی می شود رای گرفت. به هرحال باید همه جوانب را در نظر داشت. البته تجربه نشان داده که معمولا نتیجه انتخابات های بعد از ریاست جمهوری معمولا همسویی بیشتری با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دارد. پیش بینی من اکثریت طرفداران معتدل و اصلاح طلب است.
وضعيت اصولگرايان را پس از شکست در انتخابات رياست جمهوري و همچنين در مواجه با سياست هاي اعتدالي دولت چطور تحليل مي کنيد؟
اصولگرایان طیف واحدی نیستند و رهبری واحدی هم ندارند. ضمن اینکه از ریش سفیدهای خود هم تبعیت نمی کنند. شاید بهتر باشد تقسیم بندیهای سیاسی کشور را متناسب با جریانات جدید سیاسی تغییر داد. چون به نظرم تقسیم بندیهای سابق قابلیت تحلیل اوضاع ندارد. این جریان مثل لشکر شکست خورده بدون فرمانده فعلا درحال ارزیابی اوضاع و بررسی دلایل شکست خود است.
سال 93 از نظر شما چطور سالي خواهد بود در سپهر سياست ايران؟
به نظرم واقعگرا باشیم. ادامه سال ۹۲! انتظارات خودمان را بالا نبریم که اگر اتفاق خاصی نیفتاد دچار سرخوردگی و افسردگی شویم!
در انتها می خواستم بدانم آيا در سال جديد شاهد حضور بيشتر شما در محافل سياسي خواهيم بود؟
بسته به اینکه محافل سیاسی را چه تعریف کنید، این سوال را البته باید دولتمردان در داخل پاسخ دهند نه من! و صدالبته تا به امروز هم شاهد هیچ پیام و نشانه ای مثبتی نبوده ام. بشخصه بعنوان فردی که سالها سابقه فعالیت رسانه ای و فرهنگی و دانشگاهی دارد برایم اولویت اصلی امکان فعالیت و تدریس و تحقیق در دانشگاه از یک سو و انتشار مقالات و کتاب هایم در داخل کشور از سوی دیگر است نه حضور در محافل سیاسی. بنابراین معیار تغییر سال آینده در حوزه شخصی خودم را فعالیت در این حوزه ها می دانم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)