ریشه ها

تصویری که برخی از هموطنان از کسانی که طی سالهای مختلف از ایران خارج شده اند بعضا متفاوت وبرخی با کمال تاسف متاثر از تبلیغات جهت دار و منفی صدا و سیماست. تصویری که نوعا بسیار متفاوت از واقعیت های موجود تعدادی از کسانی است که درخارج کشورند.
برخی که متاسفانه فرق اقامت اجباری یا حتی اختیاری را با پناهندگی و سفر های موقت تحصیلی و یا توریستی و...را نمی دانند، گاهی سخنانی می گویند و یا می نویسند که جیرت انگیز است و متاسفانه در این زمینه برنامه های تلویزیون و برخی مطبوعات در شکل دهی این تصاویر بسیار دخیل و صدالبته با کمال تاسف موثر بوده است.
این مقدمه را گفتم که بگویم دردمندانه طی این سالها با مواردی بسیار مواجه شده ام که با عشق به ایران یا در غربت حان داده اند و یا در گوشه ای فراموش شده اند. و این به معنی مرگ تدریجی نه یک فرد که خانواده هایی است که ترکش سیاست در این سالها در مقاطع مختلف بعد از انقلاب به آنها آسیب رسانده است.
دیروز وقتی صدای بغض آلود دوستی که بعد به هق هق گریه تبدیل شد را از پشت گوشی تلفن در بیمارستان شنیدم و از غربت و تنهایی بسیاری همچون او، که بخش هایی از خانواده هایی تکه پاره اند که برخی با ممانعت مقامات ایرانی امکان خروج از کشور را ندارند و برخی باز به همان خاطر امکان ورود با ضمانت! ، از تاثر اینکه به خاطر دوری، امکانی برای سرزدن به او را ندارم، دریغ خوردم و ناخوداگاه این شعر پرسوز سالهای جنگ که اگز هیچ جیز نبود؛ همدلی و مهربانی و یکدلی بود، یکبار دیگر به یاذم آمد
"یاران چه غریبانه رفتند از این خانه"
و اینکه آی دولتمردانی که دستتان میرسد، برای ریشه هایی که در خارج از ایران پژمرده می شوند تا دیر نشده فکری کنید. والله مسئولید...

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)