نوجوانی من و انقلاب

ین روزها، همزمان با روزهایی که منجر به پیروزی انقلاب ایران شد، روایت های بیشتری از انقلاب، انتظارات عمومی، دستاوردها، و شکاف میان انتظارات و نتایج می شود. طبیعی هم هست که هرکسی متناسب با تصورات خود به ارزیابی این حادثه مهم تاریخی بپردازد و آن را در ترازوی نقد قرار دهد.
من، بعنوان شهروندی که دوران نوجوانی( و بقول امروزی ها تینیجری) خود را در انقلاب گذرانده و به سهم خود با شور نوجوانی که امروز نوجوانان 13-14 ساله با آی پد و آی پاد و آی فون و انواع "آی" ها به کشف جهان پیرامون خود می پردازند، با این حرکت بزرگ همراه شدم و با این انقلاب زودتر از سن خود، همراه بسیاری از همسالان خود بزرگ شدیم و تجربه هایی آموختیم که نسل های قبل و بعدی کمتر در آن تجارب سهیم بودند. به نوبه خود، به رغم اینکه دور از ایرانم، و به رغم ادعای مسئولان تدبیر و امید، همچنان در زمینه های مختلف از نگاه دست اندرکاران فرهنگ و سیاست در ایران، در لیست سیاهم!، انقلاب ایران را واقعه ای بزرگ می دانم و از مشارکت فعالانه ام در انقلاب در دوران نوجوانی و فعالیت های بعدیم هیجگاه پشیمان نیستم.تردیدی نیست که من هم امیدوار بودم، هستم و خواهم بود که آرمان هایی که برای آن شعار دادیم، محقق شود، ولی وقتی سرنوشت خیلی از کشورهای انقلاب زده را می بینم، از ثبات نسبی کشورم، به رغم همه مشکلات، نقدها،نقاط ضعف، هتک ها و تهمت ها و بداخلاقی های سیاسی، فرهنگی و وضعیت نامناسب اقتصادی و....باز هم ترجیح می دهم امیدوار بمانم و خوش بینانه آرزوی روزی را داشته باشم که آشتی ملی سرلوحه کار دست اندرکاران قرار گیرد و برای چمع کردن همه آنهایی که در مقاطع مختلف از انقلاب حذف و طرد شده اند، اقدام شود.
به امید آن روز که دور نخواهد بود، منتظر می مانیم.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (3)