مردی که دشمن نداشت

نلسون ماندلا پس از گذراندن عمری بلند و پر برکت، روز پنجشنبه در خانه اش در ژوهانسبورگ درگذشت. ۹۵ سال زندگی کرد که ۲۷ سال آن در پشت میله های زندان در جزیره روبن سپری شد. بیش از یک چهارم عمر خود را در تنهایی و خلوت و شرایط دشوار زندان گذاراند.

سراسقف دزموند توتو، از رهبران مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی در پیامش به مناسبت درگذشت ماندلا گفت: "بیایید به خاطر موهبت آفریقای جنوبی متحد سپاسگزاری کنیم؛ پروردگارا، از تو به خاطر موهبت مادیبا (ماندلا) سپاسگزاریم. او به ما نشان داد چگونه ملتی می توانیم باشیم، بگذار ملتی باشیم که او می خواست."

ماندلا نه فقط به ملت آفریقای جنوبی نشان داد که چگونه ملتی باشند، بلکه به تمام مردم و سیاستمداران دنیا آموخت که چگونه شهروندان و چگونه سیاستمدارانی باشند .ماندلا سیاستمداری با افق دیدی روشن بود. افق روشن لوازمی دارد که در مشی بسیاری از سیاستمداران و رهبران جهان دیده نمی شد. انسانی که افق روشن در پیش روی خود داشته باشد، شیوه اندیشه و رهبری سیاسی اش متفاوت از دیگران خواهد بود. برای خود و برای ملتش برنامه راه دارد و بر اساس برنامه راه تعامل می کند و پیش می رود.

رییس جمهور افریقای جنوبی فقدان ماندلا را با دو تعبیر زیبای "فرزند ملت" و "پدر مردم"، چنین وصف کرد: "ملت ما بزرگترین فرزند خود را از دست داده است. مردم ما پدر خود را از دست داده اند". چنین کسی نمی تواند غیر از آن که ماندلا عمل کرد، فعالیت کند.

ماندلا از زندان بیرون آمد، در حالی که بر خود و احساساتش مسلط بود. پس از بیست و هفت سال زندان، بدون کینه از زندانبانان خود، از زندان خارج شد! زندانبان اصلی خود و کشور و ملت را به عنوان معاون برگزید تا دوران گذار افریقای جنوبی به سوی دموکراسی و آزادی آرام و بدون هزینه و باسرعت انجام شود. خونی بر زمین ریخته نشد، در شرایطی که برخی انقلابیون در بسیاری از نقاط جهان سخن از انتقام به میان می آوردند ، ماندلا از گذشت، مهربانی و رحمت سخن گفت. او پس از ۹۵ سال زندگی، جهان را ترک کرد بدون این که دستش به خونی آلوده شده باشد و بی آن که سخن تندی گفته باشد. او آنگونه زندگی کرد که می اندیشید و آنگونه می اندیشید که زندگی کرده بود و چنان نبود که در دوران زندان و فاصله از قدرت به گونه ای سخن بگوید و هنگامی که بر قدرت مسلط شد به گونه ای دیگر عمل کند. همانی بود که بود و همانی ماند که بود.

ماندلا توانست اخلاق را به عنوان مدار و محور حرکت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود انتخاب کند؛ انتخابی آگاهانه و مصرانه. انتخابی که هیچگاه از آن عدول نکرد. وقتی از صلح سخن می گفت، از صلح درون هم حرف می زند؛ صلح در جان انسان و صلح در جامعه توامان.

ماندلا سیاستمدار و مبارزی بود که وسوسه قدرت نداشت و همین مولفه، امتیاز و موجب محبوبیت زایدالوصف وی شد. او می توانست دوره ای دیگر هم رییس جمهور بماند اما افق بلندِ دیدش به او می گفت که در مرتبه ای بالاتر از ریاست جمهوری قرار دارد. او برای همیشه بعنوان پدر و رهبر افریقای جنوبی و رهبرافریقا ماندگار شد و به تعبیر پاپ، عدالت و نیکی را سرمشق آرمان‌های سیاسی خود قرار داد و به خاطر "روحیه مداراگری و آشتی جویی" راهی روشن در پیش روی سیاست ورزان جهان نهاد .

ماندلا مردی بود که زندگی را پیش روی مردمش نهاد؛ تفکری مبتنی بر زندگی، محبت، گذشت و مدارا. بدون تردید، نام او با شایستگی تمام در کنار نام گاندی می درخشد. این دو نام، دستاورهای بزرگ تاریخی اخلاق در مواجهه با قدرت و سیاست هستند. انسان هایی که بر سیاست لباس انسانی و اخلاقی کردند و این پیام را به جهان رساندند که انسان ها می توانند همه را دوست بدارند، بدون داشتن دشمن زندگی کنند و بمیرند؛ آسیب ببینند و آسیب نرسانند؛ مورد کینه و انتقام قرار گیرند و کینه نورزند و انتقام نگیرند و حتی" فراموش کنند و ببخشند".

جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (2)