دیپلماسی تدبیر و عقلانیت


سوای تندروهای داخلی و خارجی، مخالفینی که تحت هر شرایطی مخالفت می کنند و گذشته از تحلیلگرانی که برای تایید نظر خود، آسمان را به زمین پیوند دادند که بر درستی موضع و سخن خود در نقد آثار سفر هیات ایرانی صحه گذارند ، طیف های متعدد و متنوع در داخل و خارج کشور، سفر حسن روحانی به نیویورک را موفقیت آمیز ارزیابی کردند. سفری که چه در حین سفر، آثار مثبتش آشکار بود و هم طی روزها و ماههای آینده دستاوردهای آن بتدریج آشکار خواهد شد.

اگر از منظر صرف دیپلماتیک به سفر روحانی و هیات همراه نگاه کنیم، به نظرم این سفر از جهات مختلف یک سفر موفق، منحصر به فرد و بدون نقص بود؛ چه از لحاظ شکلی و چه به لحاظ محتوایی؛ چه به لحاظ عملکرد شخص رییس جمهور و وزیر خارجه و چه از نظر نوع اظهارات و موضعگیری ها؛ چه به لحاظ سطح ملاقات ها و چه به لحاظ برنامه های در دستور کار و هم به لحاظ کمیت هیات و هم به لحاظ کیفیت مباحث و برنامه ها.

بعد از سخنان روحانی در مجمع عمومی، برخی با نگاه تقلیل گرایانه به این سفر، زمانی که رییس جمهور برنامه ای برای دست دادن و دیداری چند دقیقه ای با اوباما در حاشیه مجمع عمومی درنظر نگرفت، از هرسو اعتراض های خود را بلند کردند که سخنرانی روحانی ضعیف، تکراری و ناهماهنگ بود. از سوی دیگر نگران و معترض نسبت به از دست رفتن فرصت دیدار بودند.

حال آنکه سبک مطالب ارائه شده در سخنرانی مجمع عمومی کاملاً مطابق عرف دیپلماتیک بود. ضمن اینکه عدم ذوق زدگی در هیات ایرانی و عمل بر اساس عقلانیت و اقتدار، در کنار دستور برنامه روشن و مشخص و حرکت در چارچوب همین برنامه مدون، بدون آنکه تسلیم جو و فشار رسانه ای شود، مهمترین جنبه سفر روحانی به نیویورک بود. برنامه ای که تحت الشعاع هیچ یک از مسایل حاشیه ای قرار نگرفت.

روحانی در این سفر چند هدف مشخص داشت و سعی کرد در همان چارچوب پیش رود:

اول، استفاده از بلندگوی مجمع عمومی برای اعلام سیاست خارجی اعتدال گرای ایران از موضع اقتدار و نه از سر ضعف. روحانی سعی کرد مواضع منطقه ای و جهانی ایران را با ادبیات معتدل و متفاوت از گذشته بیان کند و به ترمیم چهره مخدوش ایران که در هشت سال گذشته بدان مبتلا شده بود، اهتمام ورزد.


دوم، در صدد بود نشان دهد که در امر هسته ای و موضوع تحریم ها و مذاکره با آمریکا مبسوط الید است و از طرف مردم و رهبری قدرت کامل برای تصمیم گیری دارد.

سوم، می خواست اولویت را به مذاکره در جهت رفع تحریم و حل موضوع هسته ای اختصاص دهد نه موضوع مذاکره با آمریکا.

چهارم، روحانی در این سفر حاضر به ریسک نشد. بدنبال بازی برد- برد بود و به نظر می رسد گفتگوی تلفنی اوباما و روحانی در دقایق پایانی این سفر، موضع ایران را تقویت کرد

روحانی در گفتگوی مطبوعاتی در انتهای سفر اعلام کرد"آنچه برای ما مهم است، نتیجه اینگونه دیدارهاست. به هر ترتیب بعد از ۳۵ سال تنش‌های فراوان بین ایران و آمریکا و مسائل زیاد بین دو کشور، ملاقات در سطح رییس‌جمهور برای اولین‌بار، خود به خود با پیچیدگی‌هایی همراه است و دو طرف می‌خواستند که دیداری کاملاً موفق و موثر داشته باشند."

به عبارتی نفس دیدار یا گفتگو برای هیات ایرانی در اولویت نبود. دیدار و گفتگویی که منتج به نتیجه و آثار مثبت و مشخص شود، مورد نظر بود.

سفر روحانی به مجمع عمومی، آغاز فصل جدیدی در دیپلماسی ایران و معرفی شایسته سیاست خارجی کشور از موضع قدرت و عقلانیت بود. حرکتی که امیدوارانه می تواند به بهبود اوضاع داخلی و ترمیم چهره بین المللی کشور بیانجامد.


جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (2)