تهدیدها و فرصت های رسانه ای

هشت سال ریاست احمدی نژاد آنچنان آسیب هایی برای حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی داشته که سال ها باید برای ترمیم این آسیب ها وقت گذاشت تا شرایطی متناسب با وضع پیش از او را داشت. حوزه رسانه و مطبوعات یکی ازین حوزه هاست که متاثر از بسته شدن فضای سیاسی و نگاه مضیق به فرهنگ و فعالیت های رسانه دچار آسیب جدی شد.

یکی از مزایای باز شدن فضای سیاسی ایران پس از انتخاب روحانی، باز شدن فضای مطبوعاتی است. در همین دوماه گذشته تغییرات محسوسی در چینش اخبار، گزارش ها و مصاحبه های رسانه های داخلی اعم از خبرگزاری ها ، روزنامه ها و مجلات به چشم می خورد. بسیاری که در این سال ها مورد غضب بودند بتدریج طرف گفتگو قرار گرفته اند. مصاحبه ها و یادداشت های متنوعی از چهره های مختلف با گرایش های متفاوت سیاسی و فکری بر پیشانی روزنامه ها بویژه از افراد در حاشیه مانده سالیان گذشته مشهود است. هرچند هنوز تا رسیدن به فضای پرنشاط مطبوعات و رسانه ها همچون سال های اصلاحات فاصله است، ولی تجربه آن سالها می تواند برای دست اندرکاران امروز رسانه ها کارساز باشد.

امروز به یمن وجود رسانه های جامعه محور ( مانند فیس بوک، توییتر، گوگل پلاس و...) در کنار رسانه های جمعی سنتی (روزنامه، رادیو و تلویزیون...) شرایط مستعدی برای همه، اعم از نویسندگان و اهل خبر از یک سو و خوانندگان از سوی دیگر پدید آمده است. در شرایطی که هر خواننده به نوبه خود، نه فقط خواننده نوشته ها و نظرات دیگران است، بلکه خود یک نویسنده، عکاس و خبرنگار هم شده، مرزهای رسانه و تعریف های گذشته بتدریج در حال تحول و تغییر است. البته این تنوع منابع در دسترس کاربران، ضمن اینکه یک امتیاز و سرمایه مهم است، به نوبه خود می تواند برای برخی رسانه های سنتی چه در داخل کشور یا خارج ایران، تهدیدی به شمار آید؛ نه فقط برای اهل رسانه و صاحبان آن ، بلکه برای خوانندگان و حتی نویسندگان.

تعطیلی روزنامه کیهان لندن که از ۲۱ خرداد ۱۳۶۲ فعالیت خود را در خارج کشور آغاز کرد و در ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ آخرین شماره خود را منتشر کرد و به مدت بیش از سه دهه، بطور مرتب و هفتگی در لندن منتشر می شد و نسخه های کاغذی خود را برای خوانندگانش در نقاط مختلف ارسال می کرد، و با آرزوی "امروز در لندن، فردا در تهران" ایام می گذراند، می تواند نشانه ای از همین روند تهدیدکننده برای طیفی از رسانه های موجود باشد که نتوانستند یا نخواستند خود را از یک سو با فضای جدید رسانه ای و از سوی دیگر متناسب با تغییر ذایقه خوانندگان و تحولات سیاسی کشور متحول سازند و تغییرشیوه مناسب با مقتضیات جدید روز عالم رسانه و جهان دهند. دست اندرکاران نشریه دلیل تعطیلی را مشکلات مالی به دلیل تهدید صاحبان آگهی‌های تجاری در کیهان توسط حکومت ایران و گسترش اینترنت ذکر کرده اند. البته این دو دلیل برای نشریه ای که بیش از سه دهه در مقابل حوادث موجود مقاومت کرده بود و ناگهان در سی امین سال فعالیت خود از انتشار باز می ماند، برای خوانندگان نمی تواند قانع کننده باشد. دلیل نخست به نظر بهانه ای است برای علت مهمتری که ذکر شد. بعبارتی نه اقدامات حکومت ایران در قبال نشریات اپوزیسیون تازگی دارد و نه نشریاتی همچون کیهان لندن نسبت به آن شیوه ها بی اطلاع. به همین دلیل، به نظر علت اصلی توقف، می تواند بی اقبالی فزاینده خوانندگان نسبت به این نشریه به دلیل سبک کار آن و البته تنوع رسانه های موجود در داخل و خارج از کشور باشد و البته این مشکل می تواند دیگر رسانه ها را نیز تهدید کند.

به نظرم در شرایط فعلی هر رسانه ای اعم از رسانه های اپوزیسیون یا طرفدار حکومت، چه در داخل و چه در خارج از کشور اگر نتوانند برای خود متناسب با تحولات فراگیر رسانه ای(گستره رسانه های اجتماعی در پوشش اخبار و تحولات) به طور کلی و تحولات داخلی(بازتر شدن فضای مطبوعاتی و سیاسی) به طور خاص برنامه راه مشخصی تنظیم کنند، دیر یا زود دچار همین سرنوشت خواهد بود.

جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)