کمدی تلخ کودتاگران در مصر


مارکس در جمله‌هاي آغازين یکی از نوشته‌های خود، هيجدهم برومر لوئي بناپارت (۱۸۵۲)، به مسئلة‌ تکرار تاريخ اشاره کرده، می نویسد: "هگل در جایی می نویسد که تمام حوادث و شخصیت‌های بزرگ تاریخ جهانی به اصطلاح دوبار ظهور می کنند، ولی او فراموش کرد بیفزاید که بار اول یصورت تراژدی و بار دوم بصورت کمدی مسخره. کوسیدی بر بجای دانتون، لویی بلان بجای روبسپیر، مونتانی سالهای ۱۸۴۸-۱۸۵۱ بجای مونتانی سالهای ۱۷۹۳-۱۷۹۵، برادرزاده بجای عم. در اوضاع و احوال مربوط به ظهور دوم هجدهم برومر نیز همین کاریکاتور مشاهده می شود..."
اسلاوُی ژیژک، فیلسوف سیاسی معاصر، در کتاب "به برهوت واقعیت خوش آمدید"، پس از نقل قول مارکس از تکرار تاریخ، تاکید می‌کند که "تکرار به صورت کمدی حتی می‌تواند وحشتنا‌ک‌تر از تراژدی اولیه باشد".
آنچه امروز در مصر در جریان است تاکیدی دوباره بر مدعای مارکس و ژیژک است؛ تکرار تاریخ در مصر در قالب یک کمدی که تلخ تر از ترژدی نخست است. کودتای سوم جولای بجای خیزش بیست و پنج ژانویه...اتفاقی که به نظر می رسد در آن از قهرمان و ضدقهرمان، انقلابی و ضدانقلابی... خبری نیست و همه گرفتار و قربانی سناریوی نوشته شده‌ای هستند که اسلامگرایان اخوان از یک سو و لیبرالها و سکولارها را از سوی دیگر در خیابان در مقابل هم قرار داده است و اتفاقات نشان می دهد که جملگی در چنگال مقامی بالاتر(ارتش) گرفتار شده و گویی راه گریزی نیز از آن ندارند.
طرح این موضوع از زبان برخی تحلیلگران داخلی و خارجی و تلقی برخی از مصری‌ها مبنی بر اینکه اقدامات ارتش، باتوجه به جایگاه و نقش تاریخی این نهاد قدرتمند بویژه پس از خیزش ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ در این کشور، بعنوان داور بی‌طرف در عرصه سیاسی ، در کشوری همچون مصر می‌تواند به دموکراسی‌های انتقالی کمک کند و انقلاب نیمه تمام این کشور را به مدار اولیه خود برگرداند و در درازمدت به تقویت دمکراسی بینجامد، از جمله خلاف آمدهای تاریخ و از مصادیق همان کمدی تلخ پیش گفته است که آثارش بتدریج در عرصه داخلی مصر و کشورهای پیرامون آن آشکار می شود.
برای درک بهتر تحولات مصر در چهار هفته گذشته، می توان اتفاقات اخیر را در چند بند زیر خلاصه کرد تا به عمق تحولات این کشور بهتر پی برد:
- خلع اولین رییس جمهور منتخب و مشروع، بازداشت وی و انتقال به محل نامعلوم.
- تعلیق قانون اساسی.
- نصب رییس جمهور موقت توسط ارتش بعنوان مسئول انتقال حکومت و تشکیل دولت موقت.

- انحلال کابینه قندیل و تشکیل کابینه‌ای جدید عمدتا متشکل از عناصر رزیم مبارک، لیبرالها و سکولارها برای اداره کشور در دوران انتقالی
- انحلال دو مجلس شورا و مجلس موسسان.
- کشته شدن صدها تن، جراحت هزاران نفر و بازداشت صدها نفر دیگر در عرض کمتر از یک ماه
- تعطیلی برخی شبکه‌های خبری، روزنامه‌ها و کانال‌های تلویزیونی وابسته به اخوان المسلمین یا مشکوک به حمایت از مرسی
- گسیل و ترغیب مخالفان مرسی به حمایت از اقدامات ارتش به حضور در خیابان به موازات حضور طرفداران رییس جمهور مخلوع در خیابان ها.
نکته قابل توجه در رابطه با بند آخر آنکه ، ارتش مصر و شخص عبدالفتاح سیسی از سی ژوئن برای توجیه اقدامات نظامی ارتش، سعی کردبه نحو قابل تاملی از "مردم" مایه بگذارد.
از زمان انتشار بیانیه هشدارآمیز ارتش با اشاره به اینکه "مردم مصر تظاهرات بزرگی را در مناطق مختلف کشور برگزار کردند و باید به خواسته های مردم پاسخ داد و نیروهای مسلح مصر از همه طرف های درگیری انتظار دارد به خواسته های این ملت توجه داشته باشد". و اعلام اینکه "چهل و هشت ساعت به دولت و احزاب سیاسی به عنوان فرصت پایانی مهلت می دهیم تا به مطالبات مردم پاسخ دهند در غیر اینصورت بنا بر مسئولیت خود طرح و برنامه ای را برای حل بحران کشور با مشارکت همه مردم مصر ارائه خواهد کرد و بر اجرای آن نظارت خواهد داشت"، تاکید اشکار السیسی بر مردم برای پنهان کردن اقدامات ارتش پشت سر مخالفان مرسی کاملا آشکار است.
اتفاقی که شاید ارتش در این گستره تصور نمی کرد ادامه حضور طرفداران مرسی در خیابانها و پرداخت هزینه این حضور بود. شاید به همین خاطر بود که عبدالفتاح السيسي، وزير دفاع و فرمانده كل نيروهاي مسلح مصر در سخنراني اخیرخود در اسكندريه در مراسم فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشكده نيروي دريايي با اعلام اینکه ارتش و نیروهای انتظامی برای مقابله با تروریسم و خشونت در مرحله‌ای که در پیش است به گرفتن وکالت از ملت نیاز دارند، از مردم خواسته بود تا "روز جمعه(گذشته) به حمايت از سرنگوني مرسي به خيابان‌ها بيايند تا اراده مردمي را براي سپردن كنترل كامل امور امنيتي و رويارويي با تروريسم، به ارتش و پلیس مصر اختیار مقابله با خشونت و تروریسم را بدهند".
سخنانی که برای کسب مشروعیت جهت سرکوب اخوان المسلمین تلقی شده است.
حال در آستانه اولین ماه سرنگونی مرسی بدست نظامیان و در حمایت جمعی گسترده از مخالفان وی که شمار آنها به تعبیر برخی تحلیلگران مصری بزرگنمایی شد، باید دید آیا به تعبیر مارکس در کتاب پیش گفته مبنی بر اینکه "انسانها خود سازندگان تاریخ خویشند ولی نه طبق دلخواه خود و در اوضاع و احوالی که خود انتخاب کرده اند، بلکه در اوضاع و احوالی که از گذشته به ارث رسیده و مستقیما با آن روبرو هستند..."مردم مصر بر اختلافات خود چگونه فایق می آیند و روند تحولات را به کدام سو خواهند کشاند؟ ادامه کمدی تلخ پیش گفته یا دورانی جدید با آرمانهای تازه و نوین؟

شفقنا


جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)