ائتلاف؛ درسی که اصلاح طلبان از تاریخ گرفتند


بالاخره پس از هفته ها رایزنی ، گفتگوها به نتیجه رسید و اصلاح طلبان برای نخستین بار پس از سالها سیاست ورزی، در انتخابات ریاست جمهوری بر روی کاندیدای واحد به اجماع رسیدند و ائتلافی تشکیل دادند که نفس کنار گذاشتن اختلافات و شکل گیری این ائتلاف ، گذشته از نتیجه آرا انتخابات، یک پیروزی برای جریان اصلاح طلب است.
درحالیکه تا قبل از تحقق وحدت بین اصلاح طلبان، اردوگاه اصولگرا سعی در سردرگم نشان دادن اصلاح طلبان در قبال انتخابات داشت و برخی جریان های طرفدار تحریم وعدم شرکت نیز که خود دچار سردرگمی و تاخر و عقب ماندگی سیاسی نسبت به بدنه اجتماعی بودند، القای سردرگمی اصلاح طلبان در مورد انتخابات را دامن می زدند، حال با تحقق اجماع بر سر کاندیداتوری حسن روحانی بین اعتدال خواهان و اصلاح طلبان، تلقي عمومی از آرايش گروه‌هاي سياسي در آستانه برگزاري انتخابات، گیجی، سردرگمي و بي تصميمي در ميان اصولگرایان براي وصول به حمع بندی نهایی بر سر کاندیدای واحد است. موضوعی که حتی با کناره گیری حدادعادل نیز منجر به نزدیک کردن افراد باقیمانده برسر کاندیدای مورد توافق نشد و هر روز که گذشت اختلافات مجموعه اصولگرایاین عیان تر شد. به گونه ای که در آخرین مناظره کاندیداها، محسن رضایی پس از طرح انتقادات شدید محمد باقر قالیباف از علی اکبر ولایتی در خصوص نحوه دیپلماسی ایران در زمان تصدی ولایتی در وزارت خارجه، گفت: یکی از جمع بندی های این مناظره این است که معلوم شد سه نفری که باهم ائتلاف داشتند، اختلافات جدی با یکدیگر دارند.
اصلاح طلبی که بعد از انتخاب شدن محمد خاتمی در انتخابات هفتم ریاست جمهوری وارد ساحت سیاسی کشور شد و از آن زمان گفتمان و ادبیات متناسب با خود را پدید آورد ، هشت سال گفتمان غالب در کشور بود. گذشته از تضییقات فراوان سیاسی نسبت به جریان اصلاح طلبی که از همان ماههای نخست روی کار آمدن این جریان آغاز شد، از انتخابات نهم در سال ۱۳۸۴ برغم تلاش گروههای مختلف اصلاح طلب برای اقناع میرحسین موسوی برای کاندیداتوری، به دلیل عدم پذیرش میرحسین، این جریان عملا دچار اختلاف بر سر کاندیدای ریاست جمهوری شد و با تنوع کاندیدا و عدم اجماع بر سر یک کاندیدای واحد، اصلاح طلبان صحنه را به رقیب واگذار کردند و بتدریج کل جریان به حاشیه رفت. محمود احمدی نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اردشیر لاریجانی، مصطفی معین، محسن مهرعلیزاده، محمد باقر قالیباف، مهدی کروبی نامزدهای این دوره بودند و این دوره، از جمله دوره هایی بود که دو کاندیدای اصلاح طلب با حکم حکومتی مجوز ورود به عرصه رقابت انتخاباتی گرفت و عملا تعداد کاندیداهای این جریان و وابستگان فکری آن، بیش از جریان رقیب بود. به رغم تفرق و تشتت آرا، در دور اول، هاشمی اول و کروبی مطابق آراء شمرده شده سوم شد.
کروبی که خود را برنده دور اول این انتخابات می دانست و در شمارش آرا پس از هاشمی و احمدی نژاد در جایگاه سوم قرار گرفته بود، با انتشار نامه‌ای سرگشاده مجتبی خامنه‌ای و برخی نهادها از جمله سپاه و بسیج را به «تقلب در انتخابات» متهم ساخت.
این دوره انتخابات به دور دوم کشیده شد و عملا در رقابت بین هاشمی و احمدی نژاد ، احمدی نژاد برنده نهایی اعلام و قلع و قمع اصلاح طلبان در فضای سیاسی کشور آغاز شد.
انتخابات دهم نیز منجر به وحدت و ائتلاف میان اصلاح طلبان نشد. انتخابات سال ۱۳۸۸ هم با حضور چهار کاندیدا که دو نفر آنها موسوی و کروبی متعلق و نزدیک به گرایش اصلاح طلبی بودند، عملا با دست کاری در آراء، به کام اصلاح طلبان تلخ و منجر به محدودیتهای جدیدی برای کل جریان اصلاح طلبی در کشور شد و بتدریج نه فقط از سپهر سیاسی، بلکه از عرصه رسانه و سپهر عمومی حذف شدند.
در این دوره نیز اصلاح طلبان همچنان بدنیال موسوی بعنوان کاندیداتوری در انتخابات بودند. درحالیکه محمد خاتمی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۷، رسماً اعلام نامزدی کرده و گفته بود در صورت کاندیداتوری موسوی، یک نفر از آن دو در صحنه خواهند ماند، پس از اعلام نامزدی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، خاتمی با انتشار بیانیه‌ای در ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ، رسماً از شرکت در انتخابات انصراف داد و خطاب به کروبی و موسوی نوشت" مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد ..."
نام احمدی نژاد که بعنوان برنده انتخابات دهم اعلام شد، برغم اعتراضات عمومی و پی گیری کاندیداها، در برهمان پاشنه چرخید و دو کاندیدای معترض به نتیجه، پس از چندی به حصر و حبس خانگی رفتند و رضایی هم برغم اعتراض روزهای نخست، نهایتا به نتیجه انتخابات تمکین کرد.
چهار سال گذشت و حامیان نادم احمدی نژاد ، سعی در جدا کردن صف خود از جریان به اصطلاح انحرافی مورد حمایت رییس دولت گرفتند... دقایق پایانی روز آخر نام نویسی انتخابات یازدهم دقایق مهمی بود. زمانی که هاشمی، مشایی و جلیلی نام نوشتند و ازین مجموعه فقط جلیلی تاییدیه خود را از شورای نگهبان گرفت. نظرسنجی‌های نهادهای مختلف حکومتی نشان از شوق وتمایل مردم برای مشارکت در انتخابات پس از نام نویسی هاشمی داشت. بر اساس نظرسنجی‌ها هاشمی برنده انتخابات در دور اول بود. امری که خوشایند حاکمیت نبود و نظام حاضر به پرداختن بهای رد صلاحیت هاشمی شد، به تصور این که اصلاح طلبان پس از هاشمی، با انشقاق و داشتن دو کاندیدا، قادر به وحدت و در نتیجه جذب اقبال عمومی نیستند.
در چنین شرایطی، عارف و روحانی با بهره گرفتن از مناظره ها و فرصت محدود تبلیغات انتخاباتی، توانستند از فضا نهایت استفاده را کرده و با بیان بخشی از مطالبات مردم راه خود را در بین آرای خاموش جامعه پیدا کنند و با احیای گفتمان اصلاحات، دوباره ادبیات و منش اصلاح طلبی را به فضای عمومی جامعه هدایت کنند. عارف با کناره گیری تاریخی خود از عرصه انتخابات نام خود را در تاریخ سیاسی کشور ثبت کرد و اصلاح طلبی را در عمل ثابت کرد.
حال اجماع اصلاح‌طلبان اطراف حسن روحانی که به زعم خودش و اصلاح طلبان، چهره ای اعتدال گرا و غير‌اصلاح‌طلب و کاندیدای حداقلی اصلاح طلبان بوده است، ضمن اینکه نشان از تدبیر، عقلانیت و درس گرفتن اصلاح طلبان از اختلافات گذشته دارد که منجر به روی کار امدن دولتی شد که پیشرفت و اعتبار ایران را سالها از مسیر و مدار خود خارج کرد، اردوگاه اصولگرايان را هرچند به تکاپو انداخته، ولی تا دقیقه نود به جز حدادعادل کسی حاضر به انصراف از کاندیداتوری نشد.
انتخابات پیش رو برای هر دو جریان تعیین کننده است و باید دید این بار اقبال عمومی به سمت کدام جریان خواهد بود.
مجله

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)