انقلاب درخت در ترکیه

بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
شاید بتوان این بیت خیام را توصیف مناسبی از واقعیت امروز اردوغان در ترکیه و رویاهای بلندپروازانه او برای احیای امپراتوری عثمانی و ایفای نقش سلطان سلیم دانست.
دوسال و نیم پس از اعتراضات مردم مصر در میدان تحریر، این بار اعتراضات مردم ترکیه از میدان تقسیم شروع شده است. ولی آیا جنس اعتراضات مردمی در ترکیه از جنس اعتراضات مردمی در مصراست؟ و آیا تعبیر بهار ترکی(سوای نادرست بودن آن حتی در قالب عربی آن) تعبیر درستی برای این اعتراضات در ترکیه است؟
رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه با منتفی دانستن هرگونه مقایسه بهار عربی با اعتراضات ترکیه، اصلاحات اقتصادی و سیاسی زمان تصدی سمت نخست وزیری خود را "بهار ترکی" خواند و وقوع انقلاب در کشورش را منتفی دانست، تظاهرات‌های ضد دولتی را شورش‌های گسترده تلقی کرد و معترضان را همدست تروریست‌ها خواند و گفت: این تظاهرات توسط عناصر افراط گر سازماندهی شده ما به هیچ عنوان قدرت را برای آنکه تروریست‌ها آن را به دست بگیرند، ترک نمی‌کنیم.
عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه هم با تاکید بر اینکه اعتراضات داخلی مردم این کشور شباهتی به قیام های مردم خاور میانه ندارد، گفت: این اعتراضات بیش از آنکه شبیه قیام های مردمی خاور میانه باشد، شبیه جنبش اشغال در کشورهای غربی است. کشورهای خاور میانه کشورهایی هستند که انتخابات آزاد ندارند و عزم و اراده سیاسی مردم در صندوق های رای انعکاس پیدا نمی کند و دادگاه های این کشورها بر اساس معیارهای غربی نیست.
گذشته از این اظهارات رسمی، واقعیت های میدانی مبین نکات دیگری است.
اعتراضات مردمی از روز جمعه هفته پیش(۳۱ می) از موضوعی زیست محیطی با برپایی تحصنی علیه تخریب پارک گزی در میدان تقسیم شهر استانبول آغاز شد. معترضان می‌گفتند این پارک که مرکز سنتی تجمعات و اعتراضات و همچنین یک پایگاه گردشگری است، آخرین فضای سبز باقی مانده در استانبول است و پس از آن که نیروهای امنیتی به معترضان که تحصن مسالمت آمیزی برگزار کرده بودند، با خشونت حمله کرد، به حرکتی اعتراضی و فراگیر و ملی در استانهای مختلف تبدیل شد. حرکتی که تا این لحظه ۳ کشته و بیش از ۳۵۰۰ مجروح و صدها بازداشتی داشته است.
اعتراضات ضمن اینکه شامل مخالفین حزب حاکم می شود که در چند انتخابات گذشته به این حزب رای نداده اند، در عین حال محدود به مرزبندیهای معمول ایدئولوزیک، مذهبی، جنسیتی و طبقاتی نمی شود. معترضان طیف وسیعی را شامل می شوند و هرکدام به دلایل خاص خود. به جز طرفداران محیط زیست، شامل افراد جوان و پیر، زن و مرد، سکولار/ لیبرال و مذهبی، علوی و کرد، دانشجویان و اتحادیه های کارگری می شود.
توسعه اعتراضات به سراسر کشور نشان می دهد خشم عمومی ریشه درمسایل عمیق تری دارد و این جرقه با اقدام دولت برای تبدیل پارک به یک محل تجاری فرهنگی شروع شد.
اعتراضات مبین آن بود بخش زیادی از مردم نسبت به سیاستهای دولت در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی معترض اند و یک موضوع غیرسیاسی محلی ظرفیت تبدیل شدن به اعتراضی سیاسی در گستره ملی دارد.
در شرایطی که اردوغان به خاطر سیاستهای اقتصادی اش، رشد و توسعه فزاینده ای را برای کشورش به ارمغان آورده است، (هرچند این رشد همراه با افزایش نرخ تورم، کسری بودجه و افزایش نابرابری های اجتماعی و افزایش شکاف طبقاتی بوده است) و ازین جهت بعنوان الگویی موفق در بین کشورهای منطقه معرفی شده است ولی در حوزه آزادیهای سیاسی متناسب با رشد اقتصادی، رشدی نداشته است و فاقد بدیهی ترین آزادیها برای مردم، احزاب سیاسی و رسانه های گروهی بود. وضعیتی مشابه محمدرضا پهلوی در آستانه انقلاب سال ۱۹۷۹ میلادی(۱۳۵۷ شمسی). پارادوکس "کوتوله سیاسی" و "غول اقتصادی" بهترین تعبیر برای ترکیه امروز است. مجدودیت آزادیهای سیاسی و آزادی بیان البته منجر به نارضایتی اهالی رسانه و مطبوعات در ترکیه شده است.
عفو بین الملل اخیرا در گزارشی ترکیه را به دلیل محدودیتها و نقض آزادیهای رسانه ای، بزرگترین زندان روزنامه نگاران دانسته، گفته بود صدها کنشگر سیاسی، روزنامه‌نگار، نویسنده و حقوق‌دان ترک به دلیل ابراز عقیده، زندانی یا تحت پیگرد هستند. بر اساس این گزارش، حق آزادی عقیده در ترکیه، بیش از پیش پایمال می‌شود و محدودیت‌ها بیشتر شده‌اند.
مخالفان بر این باورند برنامه اصلی اردوغان این بود که حکومت ترکیه را با تغییر قانون اساسی از پارلمانی به رئیس جمهوری مطلقه تغییر دهد و پس از ده سال نخست وزیری ، به عنوان رئیس جمهور بر مسند قدرت بنشیند. رویایی که با اتفاقات هفته اخیر به نظر می رسد برباد رفت.
کمال قلیچ دار اوغلو رهبر حزب جمهوریخواه خلق، بزرگترین فراکسیون مخالف دولت در مجلس در واکنش به حوادث اخیر ترکیه اعلام کرده این اعتراضات بر علیه دیکتاتوری اردوغان است.
چندی قبل هم مراسم باشکوهی برای افتتاح پلی به نام سلطان سلیم بر روی تنگه بسفور در استانبول برگزار شد، این نام گذاری خشم علویان را بیش از پیش برانگیخت. سلطان سلیم عامل کشتار هزاران شیعه و علوی و نماد دشمنی با آنها تلقی می شود. علویان این نام گذاری را نشانه ای از نگاه اردوغان و بعنوان یک پیام برای خود و کشورهای شیعه منطقه دانسته اند.
همچنین کردها که جمعیت قابل ملاحظه ای از مردم ترکیه(بیست درصد) را تشکیل می دهند از سیاست های دولت اردوغان آزرده خاطرند و بر این باورند اردوغان به وعده های خود عمل نکرده و آنها را فریب داده است.

از طرف دیگر سیاستهای مذهبی اخیر حزب عدالت وتوسعه و شخص اردوغان خشم سکولارها را نیز برانگیخته است. اقداماتی همچون محدودیت در پوشش ، ممنوعیت نوشیدن مشروبات الکلی و بوسیدن در ملاء عام و...باعث شده برخی به این نتیجه برسند که حزب عدالت و توسعه درصدد تبدیل ترکیه از کشوری سکولار به کشوری مذهبی است.
سیاستهای خاورمیانه ای ترکیه بخصوس در قبال سوریه بویژه در رابطه با گروه های مسلح، حمایت از النصره و القاعده سوریه از ماهها قبل اعتراضات و تظاهراتی را در شهرهای مختلف برانگیخته بود ولی این اعتراضات تاثیری بر دولتمردان ترکیه نداشت. نگرانی های عمومی از توسعه و تسری اختلافات سوریه به ترکیه با توجه به تنوع قومیتی و مذهبی این کشور بود.
از طرفی نزدیکی این کشور به آمریکا و اسراییل موجب ناخرسندی برخی گروهها و احزاب سیاسی شده است و منجر به این باور شده که ترکیه طی سالهای اخیر استقلال خود را در تصمیم گیری های خارجی از دست داده است.
حال باید در انتظار ماند که ترکیه چگونه به مدیریت بحران داخلی خود می پردازد و اردوغان که مدعی آزادی کشورهای دیگر از سلطه دیکتاتورها بود با مخالفین خود چطور برخورد می کند.
مجله

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (2)