سیاست ورزی را تعطیل نکنیم

اول: هرچند عرصه سیاست در کشوری مانند ایران نه فقط برای ناظران و تحلیلگران خارجی، بلکه برای بازیگران و فعالان سیاسی داخلی نیز پیچیده وغیرقابل پیش بینی است و هر آن ممکنست با ورود یک مولفه جدید، فضای سیاسی کشور تغییر کند، تمام محاسبات به هم بریزد و گروههای سیاسی ناگزیر از تجدید نظر در برنامه ها و اهداف خود شوند و خلاصه کمتر کسی تکلیف خود را در این فضای پر ابهام و مه آلود، روشن ببیند و این اوضاع تقریبا در تمام سالهای پس از انقلاب، شاه بیت مناسبات سیاسی کشور بوده است، ولی بدون تردید هیچگاه درحالیکه سه هفته به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باقی ست، بی تکلیفی این گونه متوجه گروهها و چهره های سیاسی نبوده است، به گونه ای که یا به دلیل رد صلاحیت در اردوگاهی یا به دلیل تنوع کاندیداها در اردوگاه دیگر، هیچ یک از گروههای اصلی سیاسی هنوز به اجماع در مورد کاندیدای اصلی خود نرسیده اند .
دوم: در چنین فضایی اگر به همین منوال ادامه یابد، شور انتخاباتی که هیچ، شاهد حضور حداقلی مردم خواهیم بود. امری که برخی نظرسنجی های یکی دو روز گذشته در قیاس با دو هفته اخیر نیز موید آن است و بدون تردید این موضوعی نیست که خواسته رهبر جمهوری اسلامی باشد که بدنبال ایجاد حماسه سیاسی است و رای مردم را بمنزله رای به نظام و مشروعیت جمهوری اسلامی می داند. از همین رو روزهای آینده روزهای تعیین کننده ای برای رهبری و جریانهای سیاسی است و نباید با اظهارنظرها و تحلیلهای احساساتی و بی پایه، فضای موجود را به سمتی بی هدف و نتیجه و رادیکال سوق داد.
سوم: این جمله به کرات و در شرایط مختلف تکرار شده است که سیاست علم ممکنات است و نه عالم ایده آلها و بدون تردید اگر جریانهای سیاسی نگران آینده کشورند، باید با عنایت به همین نکته ظریف، برای تمام شرایط برنامه ریزی مشخصی داشته باشند. بعبارتی نمی شود ادعای سیاسی بودن داشت و فقط خود را برای وضع ایده آل آماده کرد. در چنان شرایط ایده آلی هرکسی می تواند فعال سیاسی باشد و سیاست ورزی و فعالیت کند. مهم آنست که جریانها و چهره های سیاسی خود را با سناریوهای گوناگون در هر زمانی آماده کنند و بتوانند برای شرایط غیر ایده آل راه حل ارائه دهند و با استفاده از امکانات و ممکنات زمینه را برای نزدیک شدن بیشتر به مقصود فراهم سازند.
چهارم: تردیدی نیست که هاشمی و خاتمی در یک ماه گذشته کاری کارستان کردند و آنها که از ورود هاشمی حمایت کردند برنده این بازی بوده اند و به تعبیر آیت الله خمینی "ما مامور به تکلیفیم و نه مامور به نتیجه". نام هاشمی با ثبت نام در انتخابات یازدهم، بر عرصه تاریخ سیاسی ایران یعنوان شخصیتی که مردم را در سخت ترین شرایط تنها نگذاشت، ماندگار شد و این امر ارتباطی با انتخاب شدن وی بعنوان رییس جمهور نداشته و نخواهد داشت.
پنجم: اگر قرار بر عمل به قانون اساسی و انتخاب رجل سیاسی مذهبی مدیر و مدبر بود، تنها این قبا متناسب با هاشمی رفسنجانی بود. در بین تایید شده ها چهره ای که به تعبیر علی مطهری با کمترین تجربه و با چهار تا ملاقات و مذاکره با خانم اشتون، تبدیل به رجل سیاسی- مذهبی می شود، تایید می گردد، و شخصیتی با سوابق مبارزاتی و مدیریتی هاشمی رد صلاحیت. در شرایطی که رهبر جمهوری اسلامی، بسیاری از فقهای شورای نگهبان و اعضای خبرگان رهبری سالهای کهنسالی را طی می کنند و تا بحال نیز هیج کسی معترض و متعرض توانایی آنها برای انجام مسئولیت شان بدلیل کبر سن یا ناتوانی جسمی نشده است، اگر دلیلی غیر از کبر سن برای رد صلاحیت هاشمی آورده می شد، برای افکار عمومی قابل هضم تر بود.
ششم: در شرایطی که نتوان به ایده آلها رسید، باید در فکر ممکنات بود. زمان آنست که در درجه نخست با خودداری از دلسردی و ناامیدی، فضا را برای ادامه مسیری که ایجاد شده است، فراهم کرد. در صورت عدم ورود رهبری برای باز کردن گرهی که "کهنسالان" شورای نگهبان برای مردم ایران فراهم ساخته اند، ضروریست اصلاح طلبان به فکر کاندیدای جایگزین باشند. نگاه صفر و یک و سیاه و سفید داشتن به سیاست، روش جوانان تازه کاریست که جدیدا پا به میدان سیاست گذاشته اند. سیاست رنگین کمانی از رنگهاست و در صورت عدم تغییر در وضع موجود، می توان در وقت باقی مانده بدنبال کاندیدایی متناسب بود.
مصر بعد از خیزش عربی و سقوط مبارک، شاهد رقابت کاندیداهای ذخیره هر سه جریان اصلی کشور بود و گروههای سیاسی خود را با شرایط رد شدن کاندیداهای اصلی تطبیق دادند. راه حلی که اگر هاشمی امکان ادامه رقابت را نیافت، می شود درایران نیز پیرامون آن در وقت باقیمانده اندیشید.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)