یک انتخابات و چند ملاحظه

انتخابات همیشه و در همه جا واجد اهمیت است و غیر از آنکه از جمله نمادهای اصلی دمکراسی تلقی می شود، همچنین نشانه
حضور و اهمیت مردم برای نقش آفرینی و تعیین سرنوشت خود به دست خود است. در ایران نیز از ابتدای انقلاب در تمام انتخابات های گذشته بر "مهم" و بخصوص "سرنوشت ساز" بودن آن مورد خاص تاکید شده است.

هرچند این موضوع از جهاتی صحیح است، ولی به نظر می رسد انتخابات ریاست جمهوری آینده از جهات مختلف هم مناقشه برانگیز و هم شایسته توجه است. موضوعی که جریانهای داخلی در روزهای پایانی سال هریک به سهم خود سعی در حساس بودن نسبت به آن و استفاده از حداکثرهای ظرفیت خود در این رابطه داشته اند.

اگرچه برخی دست کاریهای انتخاباتی موجب شده که در مقاطعی بعضی احزاب، افراد و جریانها نسبت به اصل انتخابات دچار مسئله و موضع شده، از شرکت خودداری و طرفداران را به عدم حضور ترغیب کرده اند، ولی تردیدی نیست که انتخابات ریاست جمهوری آینده مهمترین اتفاق سال جدید است که هم در سیاست داخلی و هم سیاست خارجی کشور می تواند موثر و واجد نقش کلیدی باشد.

در این رابطه چندین نکته قابل اهمیت است که به اختصار اشاره می شود:

اول: برغم وقوف به تخلف هایی که بعضا در انتخابات گذشته ریاست جمهوری و مجالس گذشته صورت گرفته و در نتیجه انتخابات تاثیر و موجب تغییر و انحراف از نتیجه اصلی هم شده است، باز هم حضور و داشتن کاندیدا در مقاطع مختلف، "بیشتر" مورد اقبال جریانهای سیاسی بوده تا "عدم حضور".

دوم: بر همین اساس و با وقوف به اهمیت موضوع، چه در انتخابات پیش رو و چه در گذشته، از جریانهای مختلف سیاسی، افراد متعددی با دلایل مختلفی که معمولا در"احساس تکلیف" خلاصه می شود، برای ورود به صحنه انتخابات، اظهار آمادگی و اعلام کاندیداتوری کرده اند.

سوم: هرچند کاندیداها یا سعی دارند خودشان را ذیل یک جریان قرار دهند، یا به دلیل مخالفت های درون جریانی با پرچم مستقل و یا تحت نامهای جدیدی وارد صحنه شوند، ولی به لحاظ عملکردی و سابقه گفته ها و اظهارات، سه جریان اصولگرای سنتی، اصلاح طلبان با دامنه فراگیر آن و دولتی ها را می توان سه جریان اصلی انتخابات آینده دانست.

چهارم: در حالی که به نظر می رسد هنوز اصلاح طلبان و اصولگرایان سنتی به دلایل و جهات متفاوتی تا این لحظه به تصمیم نهایی برای معرفی کاندیدای خود نرسیده اند و تلاش برای اقناع کاندیدای مورد نظر خود (اصلاح طلبان) و یا اتحاد بین کاندیدهای موجود(اصولگرایان) دارند، طیف دولتی ها با تمام قوا با شعار مشخص و کاندیدی واحد و اعتماد به نفس زایدالوصفی وارد صحنه انتخابات شده اند و با بهره گیری از امکانات دولتی و رسانه ای از هر فرصتی برای اعلام کاندیدای مورد نظر و شعار انتخاباتی خود بهره می گیرند. تیترهای روزنامه خورشید وابسته به تامین اجتماعی" اسفندیارتان بهار می آید" و روزنامه ایران"
تحقق افسانه تهران‌- شمال در سرزمين اسفنديار " و اظهارات احمدی نژاد در مناسبتهای مختلف برای معرفی کاندیدای مورد نظر و شعار انتخاباتی این جریان، را در همین راستا می توان تفسیر کرد.

پنجم: به نظر می رسد انتخابات پیش رو از جهات مختلفی حیاتیست؛ هم برای دولتی ها و هم اصولگرایان. از یکسو بحث بودن یا نبودن جریان دولتی هاست. به همین دلیل نیز، هم طرفداران این جریان با تمام قوا وارد صحنه شده اند. می دانند اگر برنده بازی نشوند، فردای انتخابات، آغاز قلع و قمع آنهاست.

از طرف دیگر اصولگرایان نیز با احساس خطر برای اصل نظام، دچار نگرانی از برگهای رونشده بگم بگم احمدی نژاد برای بهار پیش رو و افشای رازهای مگو اند. روند مناسبات این دو جریان به سمتی پیش رفته که قاعده حاکم بر روابط طرفین، بازی حاصل جمع صفر است.

ششم: تا انتخابات زمان زیادی باقی نمانده است. چه برای آنها که قصد کاندیداتوری دارند و چه آنها که قرارست برای کاندیداها فعالیت کنند. در شرایطی که امکانات به گونه ای تبعیض آمیز بین جریانها تقسیم شده است، ضروریست همه زودتر به تصمیم و جمع بندی نهایی برسند. در همین رابطه، فعالان خارج کشور اعم از اصلاح طلب و جنبش سبز و... نمی توانند نسبت به مهمترین موضوع داخلی بی نظر و موضع باشند. طبیعی است که وقتی جریانها و احزاب داخلی در حال تعامل و رایزنی برای ورود به انتخابات اند، بی موضعی و انفعال به منزله دور بودن از جریان اصلی داخلی و کنار گذاشته شدن از افکار عمومی خواهد بود.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)