مردی که اینروزها جایش سبزست

اگر قرار باشد ویژگی های یک نفر را در یک جمله خلاصه کرد، طبیعتا سراغ عباراتی می رویم که فشرده شخصیت، رویکرد، رفتار و منش آن فرد است.
آقای کروبی را می توان نماد مروت و جوانمردی دانست. این ویژگی را همه کسانی که وی را یک بار از نزدیک ملاقات کرده اند، مورد تایید قرار می دهند.
ضرورتی نداشت که همفکر، همکار، هم حزبی یا هم خط او باشی، همینقدر که احساس می کرد حقی از کسی ضایع شده و کاری از دستش بر می آید، دریغ نمی کرد. حتی اگر امکانی هم نداشت، با تماس، دیدار و احوالپرسی سعی می کرد مرهمی بر احوال باشد. او از زاویه انسانی به مسایل می نگریست، نه خط و ربط سیاسی و وابستگی گروهی، حزبی و خانوادگی. تمام تلاش و بلکه تقلایش این بود که از رنج و آلام انسان ها، به ویژه بی پناهان و در ماندگان بکاهد. این را خصوصا خانواده زندانیان در دوره های مختلف بخوبی می توانند شهادت دهند که کروبی چگونه پدروار پی گیر احوال عزیز دربندشان بوده است.
در بین سیاسیون در مقام قدرت، کمتر چهره ای با این رویکرد می شود، نام برد.
آنها که در قدرت بوده و هستند، معمولا دایره محدودی از نزدیکان را برای خود تعریف می کنند و فرصتی برای رسیدگی به کارهایی با این سبک و شکل نمی گذارند. ضمن اینکه کمتر اهل خطر کردن برای این نوع کارها هستند. هرچند به یمن تحولات بعد از انتخابات سال هشتاد و هشت، این رویه و سلوک پسندیده مورد توجه جمعی از سیاسیون قرار گرفت و شیوه کروبی رواج یافت...
آنها هم که از قدرت دور می شوند، اگر خوش شانس باشند و با لطایف الحیل از صحنه حذف نشده باشند، انگیزه، مجال، دسترسی و امکانی برای پی گیری امور دیگران ندارند. کروبی نه در اندیشه سود و زیان و رفتار تاجرانه با بی پناهان بود و نه مصلحت اندیشی خاموش که مهر سکوت بر لب بزند و گاه در جلسه ای خصوصی نکته ای بگوید. او صریح و صاف و روراست بود و هست. کروبی ازین نظر در بین سیاسیون شاخص بود.
چه زمانی که درمرکز قدرت بود و آیت الله خمینی نشان خدمتگزار خوب را ویژه ایشان مطرح کرد؛
چه آن هنگام که در حاشیه، تغییری در رویکردش پیدا نشد.
این دو سال چقدر جای حاج آقا برای پی گیری حقوق کسانی که هیچ دسترسی به جایی نداشتند، خالی است. برای او تماس با رییس زندان و یا حتی مسوول بند، هیچ مشکلی نداشت. می گفت مهم این است که گره از کار فرو بسته ای باز شود.
می گویند برخی تقرب الی الله را با عبادت و خلوت می جویند. کروبی خدا را در خدمت به بندگان مظلوم و مستاصل می دید و می دانست.
آقای کروبی را سالهاست که می شناسم. این شناخت نه محدود به دوران حضور در مجلس و همکاری نزدیک با ایشان است و نه به همکاری در ستاد انتخاباتی ایشان در سال هشتاد و هشت که تجربه ای گرانسنگ از جهات مختلف بود.
آخرین بار که حاج آقا را دیدم شانزده تیر هشتاد و هشت بود. می دانست فردای آن روز عازم سفرم. با خانم کروبی به منزل آمدند. مروری بر آنچه گذشته بود، داشتیم. پرسیدم حاج آقا تا کجا می ایستید؟ گفت تا زمانی که حقوق مردم محقق شود. پس از آن به هر مناسبتی تلفنی تماس داشتیم. خودش را موظف می دانست اگر یک بار زنگ می زدی، دفعه بعد او تماس بگیرد. آخرین بار بهمن هشتاد و نه صحبت تلفنی داشتیم. در فکر برنامه ریزی برای راهپیمایی در حمایت از خیزش مردم مصر و تونس همراه با مهندس بود.
حال دو سال ازین وقایع می گذرد. کروبی، در کنار موسوی و رهنورد بر عهدی که بسته بودند، باقی مانده است. او اگر چه به ظاهر امکان حضور در جامعه و میان مردم را ندارد. اما هر جا سخن از مروت و وفا و ایستادگی در راه حقوق مردم است، کروبی هم حضور دارد. با چهره ای گشاده و لب های خندان و حرکات دست ها که از کلمات پیشی می گیرند.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت