ایران و مصر؛ روابطی که از سرگرفته نمی شود

اولین رییس دولت ایران پس از انقلاب اسلامی، سی و چهار سال پس از قطع روابط با مصر، بعنوان بلندپایه ترین مقام سیاسی ایرانی، وارد این کشور شد. شاید اگر این اتفاق در شرایطی متفاوت از شرایط امروز ایران، وضعیت بحرانی و متلاطم مصر و اوضاع متشنج منطقه ای صورت می گرفت، این سفر اهمیت مضاعفی می یافت. اتفاقی که در شرایط عادی خواسته ای مهم و قابل توجه در راستای منافع دو کشور و در جهت بهبود روابط دوجانبه تلقی می گردید، فعلا تحت الشعاع وضعیت داخلی دو کشور و مناسبات منطقه ای هر کدام قرار دارد.
اول- اوضاع داخلی دو کشور و جایگاه متزلزل دو رییس: هم احمدی نژاد و هم مرسی فعلا در وضعیت سیاسی متزلزلی قرار دارند. وضعیتی که معلوم نیست هرکدام بتوانند از آن براحتی عبور و دوران مسئولیت خود را به سرانجام نهایی برسانند.
اتفاقات روز یکشنبه در مجلس ایران و اظهارات احمدی نژاد عملا کفایت اخلاقی، حقوقی و سیاسی رییس جمهور را برای ادامه مسئولیتش زیر سوال برد. هر چند انتخاب شدن وی طی فرایند سالم و عاری از شبهه ای صورت نگرفت و از ابتدا نیز فاقد شرایط اولیه رییس جمهوری کشور بود، ولی نیاز به زمان بود که این عدم کفایت بر حاکمیت و دوستان، همراهان و مدافعان دیروز وی روشن شود. از انتخاب مشایی بعنوان معاون رییس جمهور تا تمرد از حکم رهبری در رابطه با مصلحی، از اظهارات خام و نسنجیده هر از چندگاه وی تا دروغ ها، تهمت ها و آمارهای نادرست او، همه می توانستند دلایل روشنی برای حاکمیت جهت پی گیری بی کفایتی او باشند، موضوعاتی که مورد غمض عین قرار گرفت تا منجر شد به بیان رازهای مگو از زبان احمدی نژاد در جلسه علنی مجلس. جلسه استیضاح وزیر کار این عدم کفایت را علنی کرد و برای بسیاری از مردم و حاکمیت گشاد بودن قبای ریاست بر تن زار احمدی نژاد عیان شد. رییس دولتی که اگر ترس از تهدیداتش برای افشاگری نبود، پیش ازین عدم کفایت سیاسی وی توسط مجلس و دستگاه قضایی تصویب و از کار برکنار شده بود.
محمد مرسی، رییس جمهور منتخب مصر نیز اگرچه وضعیتش در مصر نسبت به احمدی نژاد از جهاتی بهترست، و لااقل نسبت به انتخاب شدنش شبهه تقلب وجود ندارد و همه حتی مخالفین بر این امر معترفند، ولی به دلیل فضای ملتهب، بحرانی و انقلاب زده این کشور، در شرایط متزلزل سیاسی قرار دارد. او که از ابتدا سعی داشت در قالبی بزرگتر از رییس یک کشور در میانجی گریهای منطقه ای ایفای نقش کند و البته تا حدودی نیز موفق بود و بخصوص بخاطر تلاشهایش برای ایجاد آتش بس بعد از حمله اسراییل به غزه در اوج محبوبیت و قدرت و نفوذ ، مورد تمجید محافل سیاسی منطقه ای و بین المللی واقع شد، با صدور بیانیه مکمل قانون اساسی در بیست و دوم نوامبر، جرقه شروع اعتراضات خیابانی را زد. با انجام همه پرسی قانون اساسی در بیست و دوم دسامبر اعتراضات گسترده تر شد و به انسجام بیشتر مخالفین انجامید، و در سالگرد آغاز حرکت اعتراضی مردم در بیست و پنجم ژانویه که چندی بعد منجر به سرنگونی مبارک گردید، با موضوع دیگری که جنبه سیاسی نداشت و اصولا تصمیمی قضایی بود، به کشته و مجروح شدن عده زیادی منجر شد.
درحالیکه هدف مخالفان مرسی در ابتدا جلوگیری از تهیه پیش نویس قانون اساسی بود، بتدریج خواسته آنها به سرنگونی رئیس جمهور تغییر یافت. اعتراضات به نزدیکی کاخ ریاست جمهوری کشانده شد ومخالفان سعی کردند وارد کاخ شوند و بتدریج بسوی خشونت و بکارگیری روشهای غیر قانونی روی آوردند. این امر در شرایطی بود که مرسی بدنبال تثبیت حکومت با تاسیس نهادهای رسمی قانونی بود.
براین اساس، و برغم جایگاه متزلزل هر دو رییس، شرایط این دو در بین مردم و مخالفان متفاوتست؛ درحالیکه تلاش اصلی احمدی نژاد در مقطع فعلی ایجاد بحران در کشور و تثبیت جایگاه همفکران و همراهانش است و همین امر به تضعیف جایگاهش در نظام سیاسی ایران منجر شده، تلاش مرسی در وضع فعلی مقابله با بحرانی است که مخالفین برای بی ثباتی مصر ایجاد کرده اند، و استمرار اعتراضات در مناطق مختلف که با چاشنی خشونت همراه بوده، وضع او را متزلزل تر کرده است.

دوم: بهانه هایی برای عدم ازسرگیری رابطه: اصرار ایران و اکراه مصر
از زمان سرنگونی مبارک، ایران بارها مستقیم و غیر مستقیم تمایل آشکار خود را برای بهبود و برقراری دوباره روابط با مصر اعلام کرده، از هر شرایطی برای اعلام این موضوع بهره گرفته است. موضوعی که مصر از همان روز نخست ریاست جمهوری محمد مرسی با احتیاط ، تردید و هراس و ایراد اتهام به ایران با آن مواجه شده است. هرچند موضوع سوریه در حال حاضر محور مهم اختلافی طرفین است، و رییس جمهور مصر پیش ازین سیاست ایران در قبال سوریه را عامل عدم ازسرگیری روابط دانسته بود، ولی این موضوع به لحاظ منطقی نمی تواند عاملی برای توجیه ادامه قطع روابط طرفین تلقی شود. در حال حاضر ایران با اکثر کشورهای جهان حول موضوع سوریه اختلاف نظر دارد، ضمن اینکه روابط دیپلماتیک ایران با آنها برقرارست.
گذشته ازین بهانه، دلایل اصلی مصر برای عدم از سرگیری روابط بیشتر جنبه داخلی دارد تا ابعاد منطقه ای. از یکسو مصر به لحاظ اقتصادی وابسته به کمک های بین المللی امریکا، کشورهای غربی و برخی کشورهای عربی است. ازهمین رو نگرانست با از سرگیری رابطه با ایران، کمک های اقتصادی خود را از دست دهد.
از سوی دیگر مصر به لحاظ اقلیت شیعه خود، نگران ابعاد مذهبی و امنیتی مداخله ایران در مصر و نفوذ تفکر شیعی در میان شیعیان مصری و برخی گروههای دیگر در این کشورست. این نگرانی بارها از سوی مقامات مذهبی و سیاسی- امنیتی مصر بیان شده است.
البته بحث امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز یکی از محورهای همیشگی اظهار نظرهای مقامات مصری در دهه های گذشته تا به امروز بوده و موضوع جدیدی نیست.
سلفی های تکفیری مصر در بیانیه امروز سه شنبه(پنجم فوریه) ضمن انتقاد از احمدی نژاد به علت "برخورد تبعیض آمیز با اهل تسنن ایران" تأکید کردند "هدف اعلام شده سفر احمدی نژاد به مصر مشارکت در نشست سازمان همکاری اسلامی است، ولی اهداف سیاسی در پشت پرده این سفر وجود دارد که شاید منافع ملی مصر را به خطر بیندازد و ضربه ای به مذهب تسنن وارد کند.
... مسئولان مصر به عنوان بزرگترین کشور سنّی مذهب باید با احمدی نژاد درخصوص نقض حقوق اهل تسنن ایران مذاکره کنند و این مساله را به وی ابلاغ کنند که حمایت مصر از همه کشورهای سنی مذهب در برابر هر گونه حملات سیاسی، فرهنگی و نظامی یکی از اولویت های محمد مرسی رئیس جمهوری مصر است."
البته این امر فقط مختص به سلفی ها نبود. به گفته برخی خبرگزاریهای خارجی که البته در رسانه های داخلی منعکس نشده، مفتی الازهر هم در دیدار با احمدی نژاد، "خواستار رعایت کامل حقوق سنی ها در ایران، احترام به "کشور عرب برادر بحرین"، خودداری از تبلیغات مذهب شیعه در کشورهای سنی و عدم مداخله در امور داخلی کشورهای عرب خلیج فارس شد."
زمانی هم که احمدی نژاد پس از دیدار با شیخ الازهر در کنفرانس مطبوعاتی که یکی از اعضای هیئت علمای ارشد مصر هم حضور داشت، خواستار گسترش روابط میان دو کشور شد، حسن الشافعی از اعضای هیئت علمای ارشد و مدیر دفتر شیخ الازهر، سخنانی گفت که بارها مورد اعتراض احمدی نژاد قرار گرفت. احمدی نژاد چندین بار به شیخ الشافعی تذکر داد که بر خلاف توافقات به دست آمده در دیدار با شیخ الازهر و بر خلاف وحدت امت اسلام سخن نگوید و درنهایت تهدید کرد که اگر شیخ الشافعی به سخنان خود با چنین لحنی(تنش آمیز و تفرقه افکنانه) ادامه دهد، نشست مطبوعاتی را ترک می کند.
این واکنشها در شرایطی صورت گرفت که احمدی نژاد در بدو ورود به قاهره گفت: "جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ محدودیتی آمادگی دارد روابط خود را در تمام زمینه ها با مصر افزایش دهد. راه و آغوش ملت ایران برای توسعه و پیشرفت ملت مصر باز است. ایران و مصر ظرفیت های فراوانی برای گسترش همکاری در زمینه های مختلف صنعتی، بازرگانی، علمی، گردشگری و فرهنگی دارند که باید همه آنها را به نفع دو ملت و ملت‌های منطقه فعال کنیم."

در آخرین موضعگیری "محمد کامل عمرو" ، وزیر امور خارجه مصر ارتقای سطح روابط با جمهوری اسلامی ایران را منوط به تحولات آینده در منطقه دانست و گفت:
"ارتقای سطح روابط با ایران به تحولات آینده در منطقه مرتبط است و سفر رئیس جمهوری ایران به قاهره تنها در راستای مشارکت در اجلاس سران کشورهای اسلامی قرار می گیرد...ما بارها تاکید کرده ایم که اجازه برهم زدن امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را نمی دهیم."
حال با توجه به آنچه برشمرده شد، چند نکته مهم قابل توجه است:
اول: طول سفر احمدی نژاد به مصر در قیاس با طول سفر محمد مرسی به ایران تانل برانگیزاست؛ سفر سه روزه احمدی نژاد در مقابل سفر سه چهار ساعته مرسی از فرودگاه به محل اجلاس و از اجلاس به فرودگاه صرفا برای تحویل ریاست اجلاس عدم تعهد از مصر به ایران.
دوم: تعداد و ترکیب هیات همراه احمدی نژاد (بقایی معاون اجرایی احمدی نژاد، مشایی مشاور احمدی نژاد، ثمره هاشمی دستیار ارشد، فروزنده معاون پارلمانی، مصلحی وزیر اطلاعات، قاسمی وزیر نفت، موسوی رییس سازمان حج و زیارت و شیخ‌الاسلام وزیر برکنار شده تعاون، کار و رفاه اجتماعی) در سفر به مصر در مقایسه با حضور کم عدد هیات مصری به ایران؛ افرادی که برای حضورشان هیچ توجیه منطقی وجود نداشت.
سوم: این همه تاکید احمدی نژاد برای ازسرگیری رابطه، در شرایطی که روشن است نه فقط چنین اراده معطوف به برقراری رابطه بین دو کشور در بین مصریها وجود ندارد، بلکه بر عکس در موقعیت های مختلف با اتخاذ مواضعی ضد ایرانی، ضد شیعی عملا عدم تمایل خود را برای از سرگیری رابطه بوضوح بیان می کنند، آیا از شان ملت بزرگ ایران نمی کاهد؟ ضمن اینکه در چنین وضعیت متزلزلی که احمدی نژاد در داخل دارد، بعید است رهبری تمایلی به ازسرگیری رابطه ایران با مصر در دوران ریاست وی را داشته باشد.
به نظر می آید نه شرایط داخلی دو کشور و نه مناسبات منطقه ای، فعلا برقراری رابطه بین دو کشور را ایجاب نمی کند. بهترست ایران به جای تکرار موضوع، منتظر بماند بعد ازین مصریها برای ازسرگیری رابطه پیشقدم بشوند.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)