حل بحران سوریه در دست کیست؟


این روزها، این پرسش ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است که سرانجام سرنوشت سوریه چه خواهد شد و راه حل بحران سوریه چیست و کلید آن در دست کیست؟

برای این پرسش جوابهای مختلفی داده شده است،که یا بخشی از راه حل است، یا خود جزیی از مشکل است و یا از واقعیت بسیاربدور. پیرامون پاسخ های داده شده، نه فقط اتفاق نظر نیست، بلکه اختلافات درحد غیر قابل باوری گسترده و عمیق است؛ چه در عرصه داخلی، چه در مقیاس منطقه ای و چه در سطح بین المللی.
در حالیکه اسد مخالفین را تروریست و عامل بیگانه می داند و خود را مدافع امنیت و تمامیت سوریه می شمارد؛ مخالفین، خود را نیروهای آزادیبخش می دانند و معتقدند اسد را باید به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه کرد. متحدین منطقه ای و بین المللی هم متناسب با این رویکردها اعلام موضع می کنند. به این ترتیب با توجه به دامنه وسیع اختلاف نظر بین طرفین، رسیدن به راه حل در شرایطی که نه فقط جنگ قدرت بین عوامل داخلی، بلکه پای منافع متحدین منطقه ای و بین المللی نیز در میان است، بمراتب پیچیده تر و دشوارتر است.
در پاسخ به سوال های فوق، نکات زیر قابل توجه است:

نخست: هرچند تصور بر این بود که اخضر ابراهیمی، نماینده سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه در نقش میانجی قادر به انجام کاری است، ولی برخی بر این باورند که ابراهیمی هنوز نمی داند چه می خواهد و چه باید انجام دهد. اظهارات و عملکرد او هم نشانه آنست که در نقش میانجی موفق نبوده است.

برغم تاکید ابراهیمی بر ضرورت دستیابی به راه‌حل سیاسی با استناد به بیانیه ژنو و ادعان به اینکه راه‌حل بحران سوریه نظامی نیست، طی چهارماهی که وی مسئولیت رایزنی با طرفهای درگیر را پذیرفته، نه فقط اوضاع بهبود نیافته که روز بروز وخیم تر شده است. او در واکنش به سخنرانی اسد در سالن اپرای دمشق، در روز چهارشنبه (۹ژانویه/۲۰ دی) ۴۰ سال حکومت خاندان اسد را طولانی و کافی خواند...، سخنان روز یکشنبه بشار اسد را "فرصتی از دست رفته" عنوان کرد و طرح اسد برای پایان دادن به خشونت ها دراین کشور را "فرقه گرایانه و یکجانیه" توصیف نمود و گفت" که زمان اصلاحات از بالا از دست رفته است... راه حل بحران سوریه، تشکیل دولتی انتقالی است که اسد جایی در این دولت نخواهد داشت... مردم می‌خواهند بتوانند درباره این‌که کشور چطور اداره شود نظردهند و آینده خود را به دست گیرند".
البته این اظهارات او را از قالب یک میانجی که باید خصیصه بی طرفی خود را نسبت به طرفین اختلاف حفظ کند، و راه حلی برای خروج از بحران ارائه دهد، خارج کرد.

تردیدی نیست هر راه حلي كه اخضر ابراهيمي پيشنهاد كند ، بايد حداقل مطابق بيانيه ژنو كه روز سی ژوئن دوهزار و دوازده به تصويب رسید( شامل لزوم حفظ تماميت ارضي ، وحدت ملي ، مشاركت همه اقشار ملت سوريه در تعيين سرنوشت كشورشان و حفظ ارتش ) باشد.
دوم: اگر گفته شود، حل بحران در دست مخالفان است، باید پرسید کدام طیف از مخالفان؟ به جز اقشاری از تظاهر کنندگان مخالف هفته های نخست که امروز دیگر اثری از آنها در صحنه تحولات سوریه مشهود نیست، مخالفان شامل طیف های متنوع و متعددی هستند؛ از مخالفین داخل سوریه تا ائتلاف ملی گروههای انقلابی و مخالف سوریه که اخیرا در قطر شکل گرفت و بتدریج توسط برخی کشورهای غربی و عربی هم به رسمیت شناخته شد. در بین مخالفین داخلی هم شباهت و سنخیتی وجود ندارد. طیفی که به راه حل سیاسی و گفتگو باور دارند و گروههایی دیگر که عمدتا وارداتی اند و عملیات نظامی را در گستره وسیعی انجام می دهند، گروههای همچون النصره که در مورد ریشه و اساس شان هنوز اختلاف نظر وجود دارد، که آیا طرفداران القاعده اند یا شاخه ای از اخوان که برای پیشبرد اهداف خود در شرایط فعلی، با نقابی متفاوت در صحنه حاضرند تا بموقع نقاب از چهره برگیرند یا ...؛ مخالفانی که هیچ یک، دیگری را به رسمیت نمی شناسند و نظرات یکدیگر را قبول ندارند و هر از چندی بروی هم اسلحه می کشند و معلوم نیست در فردای پس از اسد بر سر قدرت و شیوه حاکمیت و تقسیم غنایم، چه بر سر هم بیاورند. نتیجه اوضاع در صورت پیروزی شان چیزی یا مشابه اوضاع سومالی و جنگ گروهها است، یا تجزیه مشابه آنچه در بالکان گذشت.

سوم: بشار اسد پس از ماهها عدم حضور در محافل رسمی، اظهاراتی مهم داشت که بزعم برخی دیر هنگام بود و از نگاه عده ای برای اثبات این واقعیت که نظام سوریه توانایی حل بحران داخلی خود را در شرایطی که ثابت شده مخالفان مسلح توانایی تحقق اهداف نظامی خود را در کوتاه مدت یا بلند مدت ندارند، داراست، بسیار قابل توجه بود . اسد روز یكشنبه هفته گذشته در سخنرانی خود در مركز فرهنگی هنری اسد در مركز دمشق با حمله به مخالفان آنها را جنایتكار خطاب كرد و برای حل بحران سوریه راه‌حلی سه مرحله‌ای ارائه كرده كه شامل توقف حمایت مالی و تسلیحاتی مخالفان توسط برخی كشورها و تسهیل بازگشت آوارگان، توقف عملیات‌های ارتش با حفظ حق پاسخ و كنترل مرزها و پس از آن برگزاری كنفرانس ملی فراگیر بر اساس میثاق ملی می‌شود.

چهارم: متحدین منطقه ای و بین المللی: نزدیک به دو سال است که سوریه دچار بحران داخلی است. بحرانی که به دلیل ورود عوامل منطقه ای و بین المللی به آن همچون کلافی سردرگم شده است و زمام امور از دست سوریها خارج شده است. علت ادامه این وضعیت نابسامان و حل نشدن آن تا به امروز برخلاف سایر کشورهایی که طی دو سال گذشته یا متحول شدند و یا خود را متناسب با اوضاع اصلاح کردند، ورود کشورهایی است که هرکدام منافع خود را در سوریه دنبال می کنند و برای پیشبرد اهداف خود هزینه می نمایند.

کوفی عنان نماینده سابق سازمان ملل در سوریه یکی از دلایل شکست خود در پایان دادن به بحران سوریه را وجود چند صدایی در میان اعضای شورای امنیت سازمان ملل و دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی سوریه دانسته بود. موضوعی که امروز نیز با شدت تمام همچنان گریبانگیر سوریه است. با گذشت زمان و روشن شدن عدم امکان پیروزی طرفین در آینده نزدیک پیش روی، هرچند به جز مواردی استثنایی، اکثر طرفهای منطقه ای و بین المللی بر راه حل سیاسی تاکید می کنند، ولی به نظر می رسد که در عمل گزینه نظامی را بیشتر می پسندند، ولی چون توان برتری در صحنه جنگ داخلی را ندارند، دم از راه حل سیاسی می زنند.

در بررسی سیاست های حامیان منطقه ای و بین المللی طرفین نزاع دو رویکرد به چشم می خورد. رویکردی که با تاکید بر راه حل سیاسی، بر پایان جنگ و خونریزی و توقف خشونت تاکید می کند و برای بعد از پایان بحران نیز راه حل ارائه می کند. طرف مقابل طرفدار مداخله نظامی و حمایت از طرفهای درگیر خشونت تا سقوط حکومت اسد است. اصل برای این گروه سرنگونی اسد است، مهم نیست که فردای پس از سقوط وی چه اتفاقی بیفتد. بعنوان نمونه، از زمان آغاز ناآرامی ها در سوریه تاکنون، بنا به گفته هیکل، قطر دست کم پانزده میلیارد دلار در این کشور هزینه کرده است. این کشور بارها خواستار مداخله نظامی برای سرنگونی اسد شده است. کشوری که خود فاقد بدیهیات لازم برای تحقق دمکراسی در کشور خود است، در سوریه به دفاع از دمکراسی برآمده است و حمایتهای خود را متوجه گروههای معارض سوری می کند.
آمریکا، کشورهای اروپایی، ترکیه، مصر، قطر، عربستان از جمله حامیان ائتلاف مخالفین در خارج و ارتش آزاد و النصره و... در داخل سوریه هستند و کناره گیری اسد از قدرت را مورد تاکید دارند. متقابلا روسیه ، چین و ایران معتقدند بشار اسد باید بخشی از پروسه انتقال قدرت باشد، بعبارتی دولت کنونی سوریه جزئی از راه حل است و باید در روند راه حل نیز حضور داشته باشد.

به این ترتیب جمع شدن این دو رویکرد کاری بغایت دشوار است.

در این فضای پیچیده، میلیونها شهروند سوری با چشمانی نگران، دورنمایی روشن را پیش روی خود نمی بینند. ولی تردیدی نیست که تنها راه حل بحران سوریه فقط و فقط به دست مردم سوریه است؛ باید مکانیزمی فراهم شود تا آنها بتوانند خواسته خود را بدور از جنجالهای رسانه ای در فرایندی آزاد محقق سازند.
جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (1)