ما و روزجهانی زن

دو سال پیش در چنین روزهایی بود که در میانه شور تبلیغات انتخاباتی، سراغ آقای کروبی رفتم و به بهانه هشتم مارس روز جهانی زن پیشنهاد نشستی با فعالان زن دادم. البته با توجه به میلاد حضرت فاطمه زهرا و داشتن روز مادر و روز زن به این مناسبت در سالهای بعد از انقلاب، پذیرش برگزاری روز زن، آن هم در روز هشت مارس، آن هم توسط یک کاندیدای ریاست جمهوری قدری غیرممکن به ذهن می رسید. حجم برنامه ها، سفرهای پی در پی استانی، ملاقاتها و نشست های پشت هم، امکان پذیرش این پیشنهاد را بیشتر قریب به محال می کرد.
به هر حال پیشنهاد داده شد و در روزی بین روزهای هفته پذیرفته شد. زمان اندک بود و کار دعوت دشوار. زنانی از تمام طیفها در حد توان دعوت شدند. نه فقط فعالان سیاسی و حقوق بشر و امور زنان، حتی از طیف طرفدار سایر کاندیداها، نه فقط زنانی از خانواده شهدا و جانبازان که شیخ و همسرش و خدماتشان را از نزدیک دیده بودند، زنانی از بطن جامعه و آشنا به مشکلات روزمره آنان، از کارگر و معلم و دختر دانشجو گرفته تا قشر معلول و آسیب پذیر. و شیخ به دقت به سخنان نمایندگان جمعی که گرد آمده بودند گوش داد و بعد هم دقایقی به بیان دیدگاهها و برنامه هایش پیرامون زنان پرداخت...شیخ پیش ازین بارها و در عمل نشان داده بود که برای حضور زنان ارزش قایل است و به توانایی شان باور دارد. آن روز هم الحق سنگ تمام گذاشت و همه مدعوین چه طرفدار و چه طرفدار کاندیداهای دیگر راضی ازین برنامه خارج شدند.
دو سال از آن روزها می گذرد. در این دو ساله که گویی قرنی گذشته، دیدیم و شنیدیم و کاش نمی دیدم و نمی شنیدیم.
میدانم که اگر شیخ آزاد بود باز هم پیامی برای زنان می داد و نشستی برگزار می کرد و جمعیت شرکت کننده، امسال حتما بیش از دو سال قبل در این برنامه شرکت می کرد و شیخ همه را به آینده امیدوار می کرد و گرد خستگی را با کلامی محبت آمیز همچون پدری دلسوز از چهره ها می زدود. میدانم اگر فاطمه کروبی آزاد بود و مجله ایراندختش منتشر می شد، حتما ویژه نامه ای به این مناسبت منتشر می کرد و حزبش برای زنان برنامه مفصلی می گرفت... میدانم که اگر موسوی و رهنورد در بند نبودند،آنها هم برای زنان حتما امسال برنامه های خاصی داشتند.
حال در این میان ماییم و آزادگانی دربند و خاطرات روزهای خوش باهم بودنها. راستی سبزها برای روز جهانی زن چه برنامه ای ریخته اند؟

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)