انسان آرمانی


اگر بخواهیم انسانی آرمانی ، مقبول و مورد تایید گرایشهای مختلف سیاسی، فکری و عقیدتی در بین نسلهای مختلف ایرانیان مقیم داخل و خارج معرفی کنیم، بدون تردید یکی از شاخص ترینها آیت الله منتظری ست. قدر مشترک توصیفاتی که از ایشان شده از صداقت و سادگی و صفا گرفته تا علم و دانش و حافظه درخشان؛ از توجه و احترام به حقوق ملت گرفته تا بی توجهی به قدرت؛ از اخلاق والا و بی ریایی گرفته تا سعه صدر و دریادلی و ...در یک کلام شفاف مثل آبی آسمان و گرم مثل خورشید؛ چنین ویژگیهایی کمتر در یک نفر در هر سطح علم و دانش و تخصص و تجربه جمع می شود، چه رسد مرجعی با سوابق مشخص مبارزاتی در رژیم گذشته و جایگاه درجه اول علمی- سیاسی- فقهی در حکومتی که خود در شکل گیری عملی و مبانی نظریش نقش درجه اول داشته است.منتظری را باید دوباره و چندین و چندباره مرور کرد و شناخت. لحظه لحظه های زندگیش بدون تردید قابل مطالعه و بررسی است.

آیه الله منتظری را می توان به عنوان اسطوره و نماد زندگی، صبر، مبارزه، شجاعت، صراحت، مقاومت و بی اعتنایی به دنیا و تمام جلوه های آن در تمام طول زندگیش تلقی کرد. چه آن زمان که در زیر شکنجه های رژیم گذشته مقاومت می کرد و چه زمانی که با نامه معروف خود به امام ادای تکلیف به جا آورد و چه با سخنرانی معروف سیزده رجب سال هفتاد و شش خود...او در معادله (یا معامله؟) زندگی خود آنچه را داشت فدا کرد. قدرت، درس و بحث و حضور در رسانه های رسمی... اما حضورش تا عمق دل های مردم راه یافت. او با خداوند معامله کرد .می خواستند او را از چشم ها بیاندازند ولی خدا مهر او را در دلها انداخت که "خداوند مهر مومنان را در دلها قرار می دهد..."

می گویند زمانی که قصد نگارش نامه به امام را داشت به او گفته شده بود "حالا دست نگهدار تا چند ماه دیگر، امام خمینی از جهان می رود. رهبر می شوی آن گونه که شایسته می دانی رفتار کن. امام سخت بیمار است"!

گفته بود:" از کجا معلوم که من قبل از ایشان از دنیا نروم. اگر مردم، چه حجتی خواهم داشت؟ جواب مردم و خون های ریخته شده را چگونه بدهم؟..."

او نشان داد که وقتی در میان آن چه حق است و آن چه که مصلحت می نماید، جانب حق را می گیرد. این انتخاب، انتخاب آسانی نیست. انتخابی است که تاریخ سازست؛انتخابی است که چهره دیگری از اسلام و انقلاب را نشان می دهد؛ انتخابی که به عنوان معیار به کار می آید؛ انتخابی که باعث شد ایشان قائم مقامی رهبری را از دست بدهد. عکس هایش از همه جا جمع شود و تیر تهمت و تحقیر به سوی ایشان نشانه رود. در خانه اش حبس شود...پنج سال تمام در خانه بماند. از پشت بام با ایشان صحبت کنند...و زمانی رفع حصر شود که به توصیه پزشکان ناگزیر از رفع حصر می شوند وقتی که ترفندهای دیگرشان به نتیجه نمی انجامد؛ انتخابی که سالیان بعد دیگران به نتایج و آثار آن پی می برند.

آیت الله منتظری در عین حال بخشی از تاریخ و پیشینه کشور ماست. تاریخی با تمام فراز و نشیب ها؛ تلخی ها و شیرینی ها؛ برهه ای از سهراب کشی ها... تاریخ و عرصه سیاست ورزی در ایران را نمی توان بخوبی شناخت، تفسیر و تحلیل کرد مگر آنکه منتظری را خوب بشناسیم و آنچه بر او گذشته است را واکاوی و رمز گشایی کنیم. درک این برهه از تاریخ میسر نخواهد بود مگر به همت بیت مکرم ایشان، شاگردان و دوستانی که از نزدیک فرصت درک ایشان را داشته اند تا قرائتی بکر و دست نخورده از این بخش از تاریخ معاصر کشورمان مورد مداقه جدی واقع شود، هرچند آثار و دست نوشته ها و خاطرات و نوارهای باقیمانده از ایشان خود بسیار راهگشاست.

ایشان در عین حال نماد مرجعیت راستین شیعه بود؛ متوجه به مقتضیات زمان و مکان؛ شخصینتی که از اصلاح آراء و نظراتش باکی نداشت؛ فقیهی که برای نخستین بار بحث حقوق بشر را عنوان کرد؛ از حقوق شهروندان و اقلیتها گفت؛ به خانواده زندانیان توجه ویژه داشت؛ عالمی که درب بیت و دفترش بر روی همه باز بود و از مردم به خاطر اتفاقاتی که در دوران حاکمیت ولایت فقیه رخ داده بود معذرتخواهی کرد...

کافی است انسان به دل خویش رجوع کند. با یاد و نام آیه الله منتظری حس محبت و مهر نسبت به او در دل انسان می جوشد.فقیهی بزرگ و فیلسوفی گرانقدر که به آن چه می گفت باور داشت.

مگر می شود چنین انسانی را دوست نداشت و برایش احترام قائل نبود؟


جرس


جمیله کدیور | لینک ثابت