نگاهی دیگر به مرجعی متفاوت

امروز که خبر درگذشت علامه فضل الله را شنیدم، خاطرات سالهای دور در ذهنم به یکباره زنده شد. خاطراتی که از بخت خوش ایام روزنامه نگاریم در روزنامه اطلاعات همچنان شیرینی آن در ذهن و یادم است. به دنبال آن خاطرات جستجو کردم تا فیلم های سید را ببینم؛ صدای آرام و دلنشینش و عبارات سرشار از حکمتش یاد دو دیدار آن ایام و آرامشش در بیان مطالب را در من زنده کرد.

برنامه ای در شبکه« الان» دیدم. از زندگی اش می گفت و از مادرش. می گفت:" تا پنجاه سالگی، تا شصت سالگی همچنان برای مادرم همانند کودکی بودم. وقتی مادرم از دنیا رفت، حس پیری را شناختم."

سید، همان گونه بود که بود. بدون هیچ تشریفات یا مصلحتی. همان که مانس اشپربر به عنوان جهل مصلحتی مطرح می کند، در زندگی و خط مشی وی راه نیافت. در برابر تندی ها و حتی تکفیرها شکیبا باقی ماند و با شجاعت تمام یافته هایش را بیان کرد. میراث بازمانده اندیشه و عمل او پیش روی ماست؛ کتاب ها، موسسات، خطبه های جمعه، دروس حوزه بیروت و زینبیه...همه نشانه هایی است که از علامه فضل الله باقی مانده است.

سالها پیش که در روزنامه اطلاعات مسئول اخبار خاورمیانه عربی بودم، با نام علامه فضل الله آشنا شدم. در اولین سفرم به لبنان در سال 1372 که به دنبال تبعید چهارصد فلسطینی به جنوب لبنان بود عازم آن دیار شدم تا رنجهای فلسطینیان را از زبان نسلهایی که در طی دوره های مختلف ناگزیر از ترک دیار شده اند، از نزدیک و بدون واسطه به تصویر بکشم. در همین سفر بود که برای دیدار با علامه فضل الله ، همچنین سید حسن نصرالله درخواست ملاقات و مصاحبه دادم. درخواستی که بسرعت مورد پذیرش قرار گرفت. گفتگوهایی که محور آن مسایل فلسطین و خاورمیانه بود .

سه سال بعد به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) به لبنان دعوت شدم. ملاقات با علامه و درخواست مصاحبه را به محض ورود هماهنگ کردم. با بزرگواری پذیرفت. گفتگویی متفاوت که تا پیش از آن سابقه نداشت ، در فضای آن زمان حول محور زنان با چند محور چالش برانگیز؛ قضاوت، شهادت و حکومت زنان. حاصل آن گفتگو با علامه فضل الله زوایای جدیدی از نگاه دینی به مقوله زن بود؛ نگاهی اجتهادی و نو و متفاوت از گفتمان غالب فقهی. این مصاحبه در روزنامه اطلاعات منتشر شد و بعدها در کتاب "زن" چاپ گردید.

در این ملاقات، نه فقط گفتگوی شنیدنی علامه برایم جذاب بود، بلکه مشاهده جلوه هایی از زندگی شخصیتی دینی در جایگاه وی به عنوان یک مرجع تقلید و نحوه تعاملش با اعضای خانواده درس آموز بود. پرستاری و مراقبت از همسر بیمارش ، در آن ایام زبانزد خاص و عام بود. و تنوع پوشش منتسبینش، زنانی که به منزلش در رفت و آمد بودند و یا در موسسات خیریه او برای کودکان یتیم و... خدمت می کردند، از نکاتی بود که در آن روزها برایم جلب توجه فراوانی کرد.

سید ویژگی های زیادی داشت. شاید همین ویژگی ها باعث شده بود که دامنه نفوذ و مهرش مرزها را طی کند.علامه فضل الله اهل گفتگو بود، اهل مدارا و رواداری و گفتگو با پیروان ادیان دیگر و یا به عبارت دیگر گفتگو با دیگری.

در زمینه های بسیار مهمی اندیشید و نظرات اجتهادی خود را بیان کرد. او از شماتت دوست و طعنه و تعریض مخالفان بیمی نداشت. آن چه را که حقیقت می دانست و وظیفه خویش تشخیص می داد که بیان کند، مطرح می کرد. دیدگاههایش در باره حقوق زنان و کتاب ها و مقالات متعدد وی در این زمینه شاهدی بر این مدعاست.

انسان بزرگی که به تعبیر خودش هیچ آرزوی شخصی نداشت. خود را حقیقتا وقف اسلام و مهر و مدارا با بندگان خدا کرده بود.

یادش گرامی باد

جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت