مثل آفتاب...مثل باران

در تاریخ فرهنگ ما معمولا داوری در باره اشخاص را به تاخیر می اندازند تا مرگش فرا رسد. پس از مرگ، نوبت به داوری حیات و عملکرد و اندیشه افراد فرا می رسد...

آیت الله منتظری نیز ازین قاعده مستثنی نبود؛ با این تفاوت که او در زمان حیات نیز در معرض داوری و قضاوت قرار گرفت و ازین داوری سربلند خارج شد. درگذشت آیت الله العظمی منتظری، یکبار دیگر ، این فقیه، سیاستمدار، نطریه پرداز و حکیم وارسته را در معرض داوری مردم ایران و دنیا قرار داد؛ به گونه ای که عاطفه یک ملت بزرگ ، با تمام احساسات برای قدردانی از او تجسم یافت. علیرغم تمام سوءتبلیغها در این سالها، علیرغم حصر خانگی، علیرغم هتاکی های رسمی و غیر رسمی در سطوح مختلف، علیرغم تمام جفا هایی که بر این پیر رنجور وارد شد و در یک کلام علیرغم تمام نامردمی ها، قلبی که تا آخرین لحظه با مردم و برای مردم تپید، در رنج آنچه دید، آرام گرفت. شعارهای مردم در این دو روز نشانی ساده از وجدان عمومی جامعه بود:" مرجع تقلید ما آزادی ات مبارک..."، "منتظری زنده است، مرجع پاینده است"...

آسان نیست، بلکه محال به نظر می رسد که فردی 87 سال زندگی کند و در تمام عمرش دروغ نگوید، ریا نکند، کسی را فریب ندهد، به خاطر مصلحتی، حقیقت را فدا نکند، در اوج قدرت، ساده زیست بماند و با کمال استغناء به قدرت پشت کند... سخن گفتن از صداقت و تقوا و حقیقت آسان است؛ اما عمل به آن دشوار. برخلاف مدعیانی که همه روزه دیگران را توصیه به تقوا می کنند وخود بر مدار دروغ و باطلند، اونمونه تقوا در گفتار و کردار و در تمام طول حیات خود بود.

آیت الله منتظری به آنچه می گفت ایمان داشت وبه همان سخنان عمل می کرد. به همین دلیل، با آنکه در تبلیغات رسمی این سالها جایی نداشت و فقط نصیبش از آن،هتک بود و بی حرمتی؛ در قلب مردم جا گرفت.

ساده و صمیمی بود. هیچگاه رفتار او، آهنگ صدای او و ادبیات او طی این مدت، چه آن زمان که در متن قدرت بود و چه آن زمان که به حاشیه رفت، تغییری نیافت. ثابت بر اصولی که باور داشت، استقامت کرد، حتی به بهای از دست رفتن هرآنچه که در چشم دنیابینان ارزش تلقی می شد.

خداوند وعده داده است که اگر انسانی مومن بود، خداوند مهر آن فرد را در دل مردم قرار می دهد:" والذین آمنوا سیجعل لهم الرحمن ودا..."

وقتی زندگی آیت الله منتظری را مرور می کنیم، می بینیم که در عمر بلند و با برکتش، همواره در اندیشه سربلندی دین، حفظ حرمت مردم، اجرای قانون، تامین آزادی و حقوق بشر بود. اخیرا مبنایی را به عنوان شناخت حقوق انسان مطرح کرد که به تعبیر یکی از شاگردان ایشان می تواند مبنای دگرگونی در فقه و حقوق بشر از زاویه اسلامی باشد. ایشان مطرح کردند که در اسلام، مبنا حقوق بشر است و نه حقوق مومنان. پیداست ایشان چنین مبنایی را از عهدنامه امیر مومنان علی علیه السلام به مالک اشتر اتخاذ کرده اند. در آن جا امام علی به حقوق انسان توجه دارند. این مبنا برای آیت الله منتظری تنها یک مبنای نظری نبود. بر اساس این مبنا او همواره نگران همه آنانی بود که حقوقشان تضییع شده است، آنها که همواره در حاشیه بودند، اقلیتها، زندانیان، متهمان، خانواده های آنان و بیش از همه در اندیشه خانواده ها بویژه خانواده زندانیان سیاسی بود. در این چند ماه گذشته دغدغه همواره اش همین بود...او پناهی بود برای تمام بی پناهان؛ آفتاب مهرش و طراوت روحش ، همه را شامل می شد. برای همین ، این اشکها و حسرتها، این ماتم مردم و این خیل عظیم تسلیت گویی از طیف ها و گروههای مختلف، از چهره های سیاسی و مذهبی، از درحاشیه ترین و رانده شده ترین اقشار جامعه ؛ از عمق وجدان عمومی مردم برخاسته است.

جرس

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (0)