در مصاحبه با موج سبز: باز هم کروبی را انتخاب می کنم

دیروز مصاحبه ای با سایت موج سبز داشتم.
http://www.mowjcamp.com/article/id/39159
متن کامل مصاحبه را در ادامه می آورم:

مصاحبه اختصاصی موج سبز آزادی با جمیله کدیور:
یکی از دستاوردهای انتخابات این بود که زنان را به جایگاه واقعی‌شان نزدیک کرد

جمیله کدیور، شاید از معدود زنانی بود که صدا و چهره‌اش به کرات در انتخابات اخیر بر صفحه رسانه‌ها به عنوان مشاور عالی یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلب، مهدی کروبی، شنیده و دیده شد. حضور موثر و فعال زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن بی‌شک یکی از پدیده‌های منحصربه‌فردی بود که در جامعه ایران اتفاق افتاد. صداهایی از بدنه جامعه زنان شنیده شد که شاید پیش از این چندان رسا و بلند شنیده نشده بود. در این باره با جمیله کدیور به گفتگو نشستیم و از او خواستیم تا از تجارب خود در کمپین انتخاباتی و نقش زنان در انتخابات و وقایع پس از آن برایمان بگوید. مصاحبه اختصاصی موج سبز آزادی با جمیله کدیور را در زیر بخوانید:

۱- 
انتخاباتی که گذشت وجوه تمایز بسیاری با انتخابات‌های قبلی ایران داشت. یکی از آن وجوه تمایز، نقش پررنگ زنان در بالاترین رده‌های کمپین‌های انتخاباتی کاندیداهای اصلاح طلب بود. حضور شما به عنوان یکی از مشاورین عالی در کمپین انتخاباتی آقای کروبی و حضور خانم زهرا رهنورد در کمپین انتخاباتی آقای موسوی، شاید از مهم ترین و در عین حال نادرترین اتفاقات مربوط به حوزه زنان و سیاست در انتخاباتی که گذشت بود، اول از همه می‌خواهم کمی درباره این تجربه، دستاوردها و چالش‌هایش برایمان بگویید؟

اگر از نتیجه تامل برانگیز انتخابات بدون هر گونه تفسیر و تحلیلی بگذریم، فعالیت در ستاد انتخاباتی مهدی کروبی برایم بسیار پر ارزش و حاوی تجربه های زیادی بود.این چند ماه فعالیت بقدری شیرین و موثر بود که اگر مجال انتخاباتی دوباره با کاندیداتوری کروبی پیش می آمد، این بار نیز بدون هرگونه تردید ی برای فعالیت و همکاری به ستاد او می پیوستم و به عنوان عضوی کوچک در کنار سایرین فعالیت می کردم.

بدون تردید مهم‌ترین تجربه این دوره شناخت نزدیکتر کروبی بود.هر چند من تجربه 4 سال نمایندگی مجلس ششم تحت ریاست او را داشتم، ولی در این چند ماه ، اقتدار، توانمندی و در عین حال مروت و جوانمردی وی را از نزدیک درک کردم. نکته مهم دیگر این بود که حضور زنان در ستاد انتخاباتی کروبی بر اساس یک اعتماد و اعتقاد متقابل بود. به عبارت دیگر کروبی به جد قایل به توان زنان بود و همین اعتماد و اعتقاد باعث شده بود که من و دیگر خانم های حامی ایشان از دل و جان برای پیروزی او تلاش کنیم. و حتی تقلب اتنخاباتی توام با جفایی که در حق کروبی شد نه فقط از اعتقاد من و دیگران نکاست که ارادت و اعتقاد ما را به او بیشتر کرد و حقانیتش را بر ما بیشتر اثبات نمود.

انتخاباتی که گذشت، مطالبه محور بود و مطالبات زنان از کاندیداها یکی از ویژگی های اساسی آن بود، به گونه ای که احمدی نژادی که هیچ برنامه و اعتقادی به زنان و حضور اجتماعی آنان نداشت نیز ناگزیر شد برخی برنامه های دیگر کاندیداها را مثل وزارت زنان پیاده کند. ما در ستاد کروبی در نشست های متعددی که با زنان متعلق به طبقات مختلف اجتماعی ، گرایشهای متفاوت فکری،اقوام و مذاهب مختلف داشتیم،سعی کردیم خواسته ها و مطالبات آنها را طبقه بندی کنیم و بر اساس آن مطالبات برنامه آقای کروبی را در رابطه با زنان تدوین کنیم. نکته مهم اینکه تنها کاندیدایی که در رابطه بازنان هم برنامه ارایه کرد و هم با انتشار یک بیانیه دیدگاههای خود را بیان کرد ودر هر مناسبتی موضوع حقوق زنان را مورد تاکید قرار داد، فقط آقای کروبی بود.

۲- 
ساختار سیاست ایران که در حقیقت برآمده از ساختار فرهنگی جامعه هم هست، چینشی مردانه دارد. خودتان هم از نزدیک این مساله را تجربه کردید و در نقش مشاور ارشد آقای کروبی، فکر می کنم تنها زنی بودید که در جلسات سران جزب اعتمادملی حضور داشتید و به بحث و تبادل نظر می پرداختید، به عنوان زنی که چنین تجربه از نزدیک و عمیقی با این ساختار سیاسی دارد، وضعیت و جایگاه زنان در این ساختار را چگونه ارزیابی می کنید؟


توجه کنید که من در جلسات ستاد که شامل آقای کروبی و برخی اعضای حزبی و برخی اعضای غیر حزبی مثل آقایان کرباسچی، نجفی، ابطحی، الویری،رحمانی و... حضور داشتند، شرکت می کردم نه جلسات حزب اعتماد ملی. بشخصه در چند ماهی که با ستاد آقای کروبی همکاری می کردم با مشکلی از این سنخ مواجه نشدم، مهمترین علت نوع نگاه آقای کروبی به موضوع زنان بود که اصولا اجازه نمی داد نگرشی مردسالارانه را در جلسات شاهد باشم و این دید هم در سایرین تسری پیدا کرده بود.ضمن اینکه در جلسات دیگری که بعضا در غیاب آقای کروبی بود، هم اگر چنین برخوردی صورت می گرفت خودم از خجالت دوستان بر می آمدم!

ضمن اینکه حضور و حمایت غیر مستقیم خانم کروبی عامل تثبیت کننده بخش مشاورت امور زنان ستاد بود. فعالیت این بخش ستاد بقدری پررنگ و شاخص بود که در تمام جلسات زبانزد اعضای حزبی و غیر حزبی ستاد بود و این هم مرهون همدلی و همکاری خانم هایی بود که در این مدت شبانه روزی در ستاد فعالیت می کردند، سفر استانی می رفتند، مصاحبه می کردند، جلسه برگزار می کردند...و همین باعث شده بود که همه با علاقه به فعالیت بپردازند.

۳- کنار هم گذاشتن کار شبانه روزی انتخاباتی، در کنار تدریس در دانشگاه و داشتن دختری ۱۰ ساله و دردسرهای خانه‌داری همه با هم باید تجربه فوق‌العاده خاص و در عین حال دشواری باشد، چطور همه این‌‌ها را با هم به جلو پیش بردید؟

طبیعی‌ست که دشوار بود. در این مدت که خانه داری و آشپزخانه کاملا تعطیل بود! روزهایی که کلاس داشتم، صرفا اختصاص به دانشگاه داشت.به دلیل جو امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بهانه جویی های دانشگاه، حتی دانشجویانی که سوال انتخاباتی داشتند را به ستاد ارجاع می دادم. بعد از کلاس هم به ستاد می رفتم یا جلسات انتخاباتی در دانشگاههای دیگر داشتم. حدود دو ماه تقریبا شرایط خاصی بر زندگی شخصی من حاکم بود که با همکاری سایر اعضای خانواده قابل تحمل بود. غیر از روزهای کلاس دانشگاه تقریبا هر روز در سفر بودم، صبح سحر می رفتم و نصف شب برمی گشتم. اکثر استانها را سفر کردم و این بخش از فعالیت برایم بسیار شیرین و آموزنده بود. با زنان و مردانی آشنا شدم که هر کدام برایم بسیار ارزشمند بودند وهستند و همچنان نیز تماسها ادامه دارد. سفرهای استانی فشرده ومعمولا به دلیل تعداد زیاد شهرهایی که می بایست بروم ،با تاخیر انجام می شد، ولی جالب حضور گسترده مردم به رغم تاخیرهای چتد ساعته بود که حتی تا نیمه شب هم در انتظار می ماندند. همه قسمت های این سفرهادرس آموز بود، ولی سفر به مناطق اهل سنت و استانهای کردنشین برایم خاطرات بسیار شیرینی به همراه داشت. حضور در جمع دراویش نیز از جاذبه های این سفرها بود،که برای خودم بسیار تازگی داشت.

۴- 
برگردیم به حضور زنان و این بار، جنبش سبز. بعد از انتخابات هم به نظر می‌رسد که زنان نقشی متفاوت و موثر به عنوان حاملان جنبش سبز در ایران ایفا کردند. از اعتراضات خیابانی تا بالاترین رده‌های حزبی زنان حضور داشتند. خانم آذر منصوری یکی از این زنان بود که اکنون در بازداشت به سر می‌برد. این حضور را چگونه تبیین می‌کنید؟

به نظرم یکی از دستاوردهای انتخابات این بود که زنان را به جایگاه واقعی شان نزدیک کرد. به همین دلیل هم هزینه های سنگین این حضور و جنبش را با تمام وجود می پردازند. چون در انتخابات به طور جدی فعال بودند، الان هم مثل مردان و در بعضی موارد بیش از مردان هزینه آنرا پرداخته اند.. بین زندانیان هم زنان حضور دارند و هم مردان.هم خبرنگار و هم فعال امور زنان و هم چهره شاخص حزبی..به نظرم این اتفاقا نکته مثبتی ست که زنان در این انتخابات و تحولات پس از آن جلودار هستند. چون احساس می کنند دولت احمدی نژاد حقوق آنها را بیشتر تضییع می کند.از همین رو با جدیت بیشتری شعار می دهند یا مردان خانواده خود را تشویق به مقاومت می کنند.یا در غیاب همکاران خود سیاستهای حزب و گروه خود را به پیش می برند.


۵- 
شاید یکی از رساترین صداهایی که از زنان سبز ایران به گوش می‌رسد از کانون خانواده اسرا و شهدای جنبش سبز باشد، در وقایع پس از انتخابات این حضور شکلی جدی‌تر به خود گرفت و در قالب یادداشت نویسی و مصاحبه‌های همسران و مادران و دختران اسرا و شهدای جنبش ادامه یافت. اصولا تا چه حد ادبیات شکل گرفته در جنبش سبز ایران را متاثر از حضور و زبان زنانه می‌بینید؟

بسیار زیاد. ما در این دوره شاهد شکل جدیدی از بیان احساسات عاشقانه زنان و دختران به مردان اسیر و دربند بودیم و هستیم.چیزی که پیش از این اصولا سایقه نداشت.به نظرم می توان آنرا ادبیات مقاومت دانست با زبان و گویشی زنانه که لطیف ترین احساسات را در معرض دید همگان می گذارد.در عین اینکه مملو از احساسات است، زبانی تیز بر علیه سرکوب و ایادی آن دارد. به نظرم جای آن دارد که این نوشته ها گردآوری و تحلیل محتوا شود. تاریخ این برهه از زمان به دست این زنان و دختران به تصویر کشیده شده است.

۶- 
یکی از ممیزه‌های این حضور زنانه در جنبش سبز، شاید بلندتر شدن صدای زنان برابری‌خواه و در عین حال پایبند به مذهب بود، کسانی که شاید بشود اسمشان را فمینیست های مسلمان هم گذاشت، آیا به نظر شما این تلقی که در جنبش سبز ایران، فمینیست‌های مذهبی و مسلمان در حال قوی‌تر شدن هستند تلقی درستی است؟

به نظرم این طیف مدتهاست فعالند و هویت خاص خود را دارند. ولی این چند ماهه مجال بیشتری برای دیده شدن یا شنیده شدن صداهایشان یافته اند.چون تا پیش از این اکثر اوقات فمنیست های سکولار در صدد بودند این تلقی را ایجاد کنند که تنها صدای حامی حقوق زنان ما هستیم .در حالیکه تحولات پس از انتخابات صحنه را به گونه ای دیگر رقم زد که دیگر صداها از جمله فمنیست های مسلمان هم شنیده شوند.

۷- 
آقای احمدی نژاد هم در کابینه خود سه زن معرفی کردند که یک نفر آنان رای آورد، این رفتار سیاسی و حضور خانم دستجردی در این کابینه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا واقعا این حضور خبر از ارتقاء دیدگاه حاکم بر وضعیت و جایگاه زنان می‌دهد یا اینکه باید این حضور را به گونه‌ای دیگر مورد ارزیابی قرار داد؟ تفاوت زن سیاستمداری مثل شما و خانم رهنورد با شخصی مثل خانم آجرلو و دستجردی اساسا در چیست؟ در مواضع سیاسی یا فراتر از آن؟

وقتی یک دولت برامده از رای مردم نیست سعی می کند که برای یافتن پایگاه اجتماعی و کسب مشروعیت از ابزارهای مختلفی استفاده کند.از جمله همین شیوه ای که احمدی نژاد استفاده کرد.او نه برنامه ای برای زنان ارایه داد و نه در 4 سال قبل حرکتی مثبت در جهت حقوق زنان داشت.تغببراتی که دولت در لایحه حمایت از حقوق خانواده داشت، دقیقا نمایانگر نوع نگاه دولت او به مسئله زنان است. بنابر این انتخاب وزیر زن از سوی احمدی نژاد را نه از سر اعتقاد، بلکه حرکتی فریبکارانه برای انحراف افکار عمومی از ماهیت تقلبی دولت می دانم. ضمن اینکه زنان معرفی شده تفکر و خواسته زنان و دختران ما را در رابطه با حقوق زنان نمایندگی نمی کنند.




۸- 
و سوال آخر هم درباب ادامه حیات نسل زنان اصلاح‌طلب مذهبی در بدنه جامعه است، این تداوم حضور نیازمند چه پیش فرض ها و زمینه‌سازی‌هاییست؟

طی چند سال گذشته زنان اصلاح طلب مذهبی با نشست ها و موضع گیری هایی که داشته هویت مستقل خود را نشان داده اند. به نظرم اینکه از یک سو پشتوانه نظری فعالیت زنان اصلاح طلب تقویت شود و از سوی دیگر شبکه ارتباطی خود را با زنان و دختران تقویت کنند، می تواند به دامنه نفوذ آنها در جامعه کمک کند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (7)