یک خطبه و دو رویکرد

تا پیش از خطبه های ایراد شده در نماز جمعه تهران توسط آقای هاشمی رفسنجانی، رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هر گروه ، نهاد و فردی پیش داوری یا نگرانی خود را در داخل و خارج مطرح می کرد.
پس از ایراد خطبه ها هم واکنش ها همچنان ادامه دارد.
از بعد نظری، مهمترین نقد توسط آقای یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم صورت گرفت. ایشان خبرنگاران را دعوت کرده، طی یک مصاحبه مطبوعاتی، به نقد سخنان آقای هاشمی از انتشار بیانیه پیش از انتخابات تا خطبه های نماز جمعه پرداختند.
سخن اصلی ایشان این است که مشروعیت حکومت و ولایت از مردم نیست، بلکه از خداوند است و ولی فقیه توسط خداوند انتخاب می شود.
آقای هاشمی در خطبه نخست نماز جمعه بر اساس مبانی دینی، مشروعیت حکومت را مبتنی بر حمایت ورضایت مردم دانستند.
از سید بن طاووس نقل کردند که پیامبر اسلام(ص) به امام علی(ع) فرمودند:" اگر دیدی مردم راضی بودند و تو را قبول کردند و به تو این سمت را دادند، با اجماع اکثریت، شما بپذیر. اگر احتراز کردند، بگذار هر کاری می خواهند بکنند."
بحث مبنای مشروعیت حکومت از سوی مردم یکی از مهمترین مباحث فلسفه سیاسی و حکومتی اسلام است. فقها و اسلام شناسان بسیاری از این نظریه حمایت کرده اند.
در نقطه مقابل، بحث اجتهادی دیگری وجود دارد که مبنای مشروعیت را ازجانب خداوند می داند و بر این باوراست که همان گونه که خداوند پیامبر را مبعوث می کند، امام را منصوب می کند، ولی فقیه هم از سوی خداوند منصوب می شود.
این نظریه در بین فقهای شورای نگهبان طرفداران جدی دارد. آقایان مومن و سید احمد خاتمی و نیز آقای یزدی از جمله طرفداران این نظریه هستند. از سوی دیگر اکثریت قابل توجه مراجع تقلید از مبنای مشروعیت مردمی حمایت می کنند.
آقای مومن با صراحت در این باره نوشته اند:" مشروعیت مجلس تشریع و قانون گذاری مانند سایر دوایر مختلف در نظام ولایت موقوف به رای ولی مسلمین است. او کسی است که خداوند وی را ولی بر مردم قرار داده است. پس اگر مصلحت امت را در تاسیس مجلس قانونگذاری دید که نمایندگان مردم در آن گرد آیند، رای و عزمش لازم الاتباع است و موافقت ولی فقیه موجب می گردد که آرای نمایندگان مردم دارای ارزش و لازم التبعیه گردد و الا ملاک و اصل، رای ولی امر مسلمین است." ( کلمات السدیده فی مسائل الجدیده، ص:20)
بر اساس این رویکرد، انتخابات هم- هر گونه انتخاباتی که باشد- اصالت ندارد و فرد منتخب وقتی مقام و موقعیتش رسمی و قانونی خواهد بود که از سوی ولی فقیه تنفیذ شود.
این رویکرد در یک کلام رای مردم و اساس جمهوریت را در نظام جمهوری اسلامی به امری نمایشی و تزیینی تبدیل می کند و مردم را به افرادی محجور که از تشخیص حسن و قبح مسایل و خیر و شر امور ناتوان و درمانده هستند، مبدل می سازد.
این دیدگاه، روی دیگری از همان دیدگاه معروف است که امام خمینی(ره) در نقد آن با صراحت بسیار گفت:" یک وقتی می گفتند روحانیت در سیاست دخالت نکند، حالا می گویند مردم دخالت نکنند."
امام با تذکر صریح خود از جامعه مدرسین خواست که در انتخابات مجلس دیگر شهر و شهرستان ها دخالت نکند و اجازه دهند مردم خود نمایندگانشان را انتخاب کنند.
آقای هاشمی با دقت و تدبیر تمام کوشید شکاف عمیق و گسترده ای را که در کشور ما پس از انتخابات پیش آمد و عملا دولت- ملت را به دو اردو گاه متخاصم تقسیم کرد، به شکل منطقی پر کند و بهبود بخشد. از این رو ازخدشه ای که به اعتماد مردم وارد شده، از آزادی زندانیان و همدردی با آسیب دیدگان سخن گفت، در حالیکه آقای یزدی که یک دهه رییس دستگاه قضایی بوده اند، از موضع "اشد المعاقبین" خواستار مجازات زندانیان شده اند؛ یعنی عمیق تر کردن زخم ها ، گسترش رنج های مردم و تشدید شکافهای ملت - دولت.
اگر به افقی دور دست نگاه کنیم، آقای هاشمی نکاتی را مطرح کردند که برای آقای یزدی و آینده ایشان و هم فکرانشان حیاتی، مهم و مغتنم است.
در یک کلام ، تا به حال اعمال قساوت، رعب و تحقیر هیچ فرد و هیچ ملتی را قانع یا ساکت نکرده است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (17)