وزارت زنان؛ حق یا امتیاز؟

یکی از خواسته های اساسی زنان رفع تبعیض و ایجاد عدالت جنسیتی بوده و هست. این دو روی سکه، چیزی نیست مگر تساوی حقوق زنان و مردان در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی. از مصادیق این رفع تبعیض، بهره گیری برابر از منابع متنوع قدرت است. منابع قدرت حوزه هایی چون عرصه سیاست، اقتصاد، بهره گیری از اطلاعات، منزلت و... را شامل می شود.این منابع، منابعی محدود و مدعیان و متقاضیان آنها فراوان و رو به افزایش است. طبیعی ست که به دلیل عدم تناسب عرضه محدود و تقاضای فزاینده، مقاومت صاحبان قدرت شکل بگیرد.
از جمله مصادیق عدالت جنسیتی و رفع تبعیض، حضور زنان در سطوح مختلف تصمیم سازی و تصمیم گیری سیاسی ست. این حضورجلوه های مختلفی دارد. آنچه در این نوشتار مورد تاکید قرار گرفته، وزارت زنان به طور خاص می باشد. به رغم اینکه وزارت زنان نه منع قانونی دارد و نه منع شرعی، هنوز پس از گذشت سی سال از پیروزی انقلاب، لیت و لعل های فراوان در مورد آن وجود دارد. جالب آنکه مخالفین به استدلالهای مختلف روی آورده اند که به برخی از این استدلالها اشاره می کنم. آنچه ذکر می شود، خلاصه استدلال مخالفان وزارت زنان در ایران اسلامی است که با سه رویکرد حمایت گرایانه، ریسک نگرانه و تحقیر گرایانه با مسئله وزارت زنان برخورد کرده اند.
1- گفته شده وزارت ، مشغله ای سنگین است و با فیزیک، طبع و روحیات زنان تناسب ندارد.
باید پرسید آیا وزارت فقط برای زن ایرانی سنگین است و این همه زنانی که در سراسر دنیا منصب وزارت را برعهده دارند، فاقد فیزیک، طبع و روحیات زنانه اند؟ بعلاوه حتی اگر این استدلال آقایان را بپذیریم چه مکانیزمی در این سالها حاکم بوده که زنان ما را ضعیف و قدرت آنها را تحت الشعاع فیزیک بدن و احساسات و عواطف شان قرار داده؟ نهادهای فرهنگ سازی و جامعه پذیری چقدر برای توانمندی زنان کوشیده اند و چرا به جای پیشرفت آنها ، با پوشش زیبای روحیات زنانه موجب عقب رفت زنان را فراهم آورده اند؟ چه نهادها و اشخاصی در این زمینه تقصیر یا قصور دارند؟
2.- گفته شده وزارت زنان مخل مسئولیت های خانوادگی زنان است.
ضمن نفی این بهانه،که اصولا در رابطه با هر مسئولیتی در هر سطحی و هر فردی اعم از زن و مرد می تواند صدق کند یا نکند، باید گفت آیا مسئولیت حفظ و حراست خانواده فقط بر عهده زنان است یا مسئولیتی ست متقابل که زن و مرد در قبال آن و صیانت از آن وظیفه دارند؟همانقدر که وزارت یک زن اگر نتواند بین نقش های مختلف خود توازن ایجاد کند،می تواند مخل باشد، وزارت یک مرد نیز اگر به جوانب مختلف وظایف خود توجه نکند،ایجاد اختلال در خانه و خانواده می کند.
3- گفته شده با وزارت زنان مشکلات زنان حل نمی شود.مثال از کشورهای دنیا هم می آورند که به رغم داشتن وزیر زن، زنان همچنان دچار مشکلند.
در پاسخ باید گفت قرار نیست با وزارت زنان مشکل زنان حل شود. وزارت زنان نیز مثل هر سمت و پست دیگری یک مسئولیت است که زنانه مردانه ندارد. مگر با وزارت مردان در این 30 سال مشکلات مردان جامعه ما حل شده که انتظار حل مشکلات زنان را با وزارت یک یا چند زن داشته باشیم؟ وزارت یک کار تخصصی ست که دامنه فعالیت آن در حوزه همان وزارت مشخص می شود.قرار نیست چون یک زن عهده دار مسئولیت می شود، بخواهد همه مشکلات زنان را که ناشی از سوء مدیریتهای همه نهادها و وزارتخانه هاست، حل نماید.
4 - گفته شده اگر زنی وزیر شد و نتوانست در حوزه مسئولیتش موفق شود، به همه زنان صدمه وارد می شود و این یک ریسک و خطر برای همه زنان است.
پاسخ آنکه تجربه نشان داده زنان مسئولیت پذیرتر و دقیقتر از مردان بوده اند. یا مسئولیت نمی پذیرند یا اگر پذیرفتند از جان مایه می گذارند. اتفاقا به دلیل این نگرش غالب در جامعه، تلاش بیشتری می کنند که ضعفی از جانب آنان متوجه هم جنسان خود نشود.
5- گفته شده زنان هنوز تجربه لازم برای پذیرش وزارت پیدا نکرده اند، باید سلسله مراتب مدیریتی و تجربه آموزی را طی کنند تا به وزارت برسند.
این هم از بهانه های جالبی ست که ضعف استدلال مدعیان را نشان می دهد. مثل این است که دست و پای دونده ای را در یک مسابقه دو ببندند.آنگاه بگویند چرا برنده نمی شوی؟ وقتی فضا و مجال کسب تجربه را برای زنان می بندید، سقف شیشه ای که چه عرض کنم؛ سقف فولادی برای رشد وارتقای زنان می گذارید، انتظار کسب تجربه برای زنان دارید؟ بعلاوه طی این سی سال بررسی شود چند درصد وزرا سابقه مدیریتی و تجربه در حوزه وزارت خود را داشته اند که این خواسته را محدود به زنان می کنید؟
6- گفته شده وزارت ، یک نوع ریاست و ولایت است و این موضوع خاص مردان است و شبهه شرعی دارد.
این استدلال نیز توسط بسیاری از فقها و مراجع نواندیش رد و نفی شده، با طرح و پذیرش ولایت و ریاست زنان که با اشاره به تایید آن در قران در رابطه با ملکه سبا و اشاره به تدبیر و درایت او می شود، چنین استدلالهایی در رابطه با وزارت زنان ، فاقد حجیت شناخته شده است.
7- عوامانه ترین استدلالها هم می گویند مگر می شود زنان را بر مردان ریاست و برتری داد؟ اگر این خانم وزیر با توجه به قوانین موجود، یک روز با ممانعت همسر برای خروج از منزل برای انجام تکالف شرعی
مواجه شد، چه باید کرد؟!
این ایراد هم به نظر بهانه ای بنی اسراییلی ست. این مشکل اساسی به زعم آقایان را می توان با اصلاح و تغییر قوانین موجود حل کرد، تا اگر هنوز مرد یا مردانی هستند که مانع از خروج همسران خود می شوند، نتوانند مانعی بر سر راه فعالیت و اشتغال زنان فراهم آورند.
با توجه به مطالبات فزاینده زنان که به دنبال تحقق حقوقی هستند که سالها تضییع و از آنان دریغ شده، به نظرم تمام کاندیداهای ریاست جمهوری باید به صراحت دیدگاه خود را در باره مسایل مختلف مبتلابه زنان بخصوص وزارت زنان،که حق بدیهی انان است، بدور از کلی گویی های رایج به گونه ای شفاف بیان کنند .
در این باره در آینده بیشتر خواهم گفت.
------------------------------
اعتماد ملی

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (11)