چرا هراس؟


1- حکایت اصلاحات ، اصلاح طلبان و اندیشه اصلاح طلبی در جامعه ای که تار و پود آن استبداد زده است ؛ حکایت غریبی ست. حکایتی که جدید نیست؛ ریشه در تاریخ ملتی خسته، ولی بزرگ با اندیشه های آرمانی ، ولی ناکام مانده دارد.

2- تجربه سه سال گذشته و حجم انبوه و گسترده حملات تخریبی تمامیت خواهان حاکم در عرصه قدرت (به معنای عام آن ) به اندیشه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان نشان از زنده بودن اصلاحات و ترس جریان حاکم از اقتدار دوباره اصلاحات در کشور داشته و دارد.

3- نماد اصلی هراس از اصلاح طلبان در این سه سال به طور قابل توجهی در جریان برگزاری انتخابات مجلس هشتم به عینیت پیوست. فرایندی که از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط هیات های اجرایی شروع شد ، و با تایید این رد صلاحیت ها توسط هیات های نظارت و شورای نگهبان که عملا در یک فرد خلاصه می شود، ادامه یافت؛ با شمارش شبهه برانگیزی که حتی صدای برخی مجریان ووابستگان جریان حاکم را هم درآورد و منجر به برکناری یا استعفای آنها در آستانه دور دوم گردید، گسترش یافت؛ با تایید سریع انتخابات علیرغم اعتراضات کاندیداها و برخی بزرگان، تکمیل شد؛ و با حرکت رسانه ای خبرگزاری های رسمی و غیر رسمی و روزنامه های وابسته به جریان حاکم شدید شد.

4- علیرغم پیروزی ظاهری 71درصدی جریان اصولگرای چند شقه شده در انتخابات مجلس هشتم، نگرانی و هراس آنها از اصلاح طلبان نه فقط کمتر نشده، که به نظر می رسد فزونی یافته است. نگاهی به گفته ها، اظهار نظرها، مصاحبه ها، سخنرانی ها، میزگردها، نوشته ها و...چهره های شاخص و تازه به دوران رسیده های اصولگرا در این ایام، نشان از یک چیز دارد که همواره درختان پرثمر در معرض سنگ اندازی قرار می گیرند نه درختان خشک و مرده.

5-اگر بخواهیم واقع بینانه به ارزیابی انتخابات مجلس هشتم بپردازیم،و بر این اساس به روال اصولگرایان به وزن کشی بپردازیم،( که با توجه به رد صلاحیت کاندیداها وچهره های شاخص یک طرف نمی توان این اقدام را صحیح و اصولی دانست) حساب آمار شرکت کنندگان در این انتخابات در شهرهای بزرگ که همیشه مولفه سیاسی در انتخاب نمایندگان موثر ست را باید از سایر مناطقی که عوامل غیرسیاسی مثل تعلقات قومی، خانوادگی،مذهبی، طایفه ای، اقتصادی و... دخیلند، جدا دانست. به عبارتی سوای آمار 47 الی 51 در صدی ارائه شده از حضور مردم سراسر کشور در انتخابات توسط مراجع مختلف، آمار شهرهای بزرگ نشان از حضور 30 درصدی مردم در انتخابات را دارد. در تهران هم که شواهد حکایت از حضور 27-8 در صدی مردم در انتخابات را دارد. به این ترتیب اگر به رویه اصولگرایان مست پیروز بخواهیم تحلیل کنیم، نتیجه این انتخابات رفراندومی برای سکوت و اعتراض بود. و پیروز واقعی انتخابات بر این مبنا کسانی بودند که معترض بودند ورای ندادند.

6- سوای تمام مطالب پیش گفته ، مصوبه جدید مجلس برای منتخبین 25 درصدی از کل شرکت کنندگان و سیاست در نظر نگرفتن آرای باطله در سرجمع کلی آرا و کنار گذاشتن بسیاری از آرای اصلاح طلبان به عنوان آرای باطله ، از جمله امدادهای غیبی دیگری بود، که فضا را برای منتخبین پیروز فراهم تر کرد.

7- ازدور دوم انتخابات در غیاب مشارکت مردم و نگرانی از سلامت انتخابات نمی توان انتظار فوق العاده ای داشت. ولی اگر اعتقاد به نقش آفرینی اقلیتی هر چند اندک ولی قوی داشته باشیم که بتواند جلو زیاده خواهی های جریان حاکم را بگیرد، هر یک رای ما می تواند تاثیر گذار و تعیین کننده باشد. شاید دلیل فرافکنی ها و موضعگیریهای اخیر چهره های اصولگرا در قبال اصلاح طلبان نیز ناشی از همین نگرانی باشد.چون خود کارنامه قابل دفاعی برای بیان ندارند، به تخریب رقیب مشغول شده اند و چون قدرت را کامل می خواهند،از ورود هر نماینده جدید غیر همسو به مجلس احساس خطر می کنند.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (13)