بازنده واقعی

انتخابات مجلس هشتم با رویاهای متنوع و متعددی همراه بود. این رویاها هم برای احزاب و گروههای سیاسی بود و هم برای اشخاصی که مستقلا در انتخابات شرکت کردند. هم برای زنان بود و هم برای مردان. البته بستری که برای برگزاری انتخابات آماده شد، بستری کاملا مهندسی شده و طراحانه بود؛ بستری که با بسیاری از رویاهای مشارکت جویانه و مبتنی بر رقابت همگون نبود. بستری که با هماهنگی دقیق هیاتهای اجرایی ، نظارت، شورای نگهبان، وزارت کشورو بسیاری از نهادهای پیدا و پنهان قدرت برای چینشی محاسبه شده ، سازمان یافت.

در این وانفسای پس از انتخابات همه گروهها و جریانهای سیاسی سعی می کنند با ارقام و آمار و عدد و رقم و تحلیل و تاویل و تفسیر و رمزگشایی آرا، خود را برنده واقعی انتخابات معرفی کنند. شاید از جهاتی همه هم راست بگویند و اظهارات هریک از جهاتی رگه هایی از واقعیت با خود به همراه داشته باشد. یکی سقف آرا را می بیند و یکی کف آن. یکی سقف را با رای اول مجلس ششم که به لحاظ اقبال عمومی مردم بی سابقه بود، مقایسه می کند و یکی کف مجلس ششم را با کل آرای فعلی و نه حتی با سقف آن.... یکی مو را می بیند و یکی پیچش مو!

من در این نوشتار اصولا به دنبال برنده انتخابات نیستم، چرا که بر این باورم این انتخابات برنده واقعی نداشت؛ حتی بعد از اعلام نتایج دور دوم هم هیچ جریان و گروهی نمی تواند خود را برنده انتخابات معرفی کند. انتخابات در عرف سیاسی ملزومات خاصی داشته و دارد که در این دوره حاصل نبود.به هر تقدیر هرچند انتخابات برنده حقیقی نداشت، ولی بازنده واقعی داشت و آن کسی نبود به جز ملت بزرگ ایران. اگر از این واقعیت اساسی بگذریم ، مشخصا یک قشر عمده نیز بازنده انتخابات بود و آن قشر ، زنان کشورمان بودند.

هر چند در هیچ انتخاباتی از چندین انتخابات گذشته، هیچ گاه حقوق زنان متناسب با خواسته ها ، شایستگی ها و آرمانهایشان تامین نشده ، ولی انتخابات مجلس هشتم از این جهت رکورد را شکست. به تعبیری چه می خواستیم و چه شد؟ از مدتها قبل از برگزاری انتخابات، زنان هر دو طیف که شاید تنها وجه مشترک شان زن بودن است، خواهان حضور 30درصدی در لیستها شدند. با این تصور که با این خواسته می توانند تعداد کرسی های موجود مجلس را برای زنان قدری افزایش دهند. اصولگرایان که عملا با تعدد کاندیداها مواجه بودند، به همین دلیل نتوانستند خواسته خود را پیش ببرند. اصلاح طلبان برعکس به دلیل رد صلاحیت گسترده کاندیداهای خود امکان معرفی زنان را مطابق خواسته 30 درصدی خود پیدا نکردند. به این ترتیب امکان حضور زنانی که عملا امکان حضور و کسب رای در انتخابات داشتند، در سراسر کشور بخصوص در تهران، افت جدی پیدا کرد. این در شرایطی بود که با مصوبه جدید مجلس کاندیداها با 25 درصد آرا امکان انتخاب شدن داشتند و بسیاری از کاندیداها(106 نماینده از جمله همه نمایندگان تهران) با حداقل مقبولیت عمومی و با حداقل آرا به مجلس راه یافتند و در برخی نقاط هم مطابق آمار حتی با درصدی کمتر از ربع آرا برکرسی نمایندگی مجلس هشتم دست پیدا کردند.

مقایسه تطبیقی تعدادنمایندگان زن در مجالس هفت گانه بعد از انقلاب به شرح زیر است:

مجلس اول 4 نماینده زن

مجلس دوم 4 نماینده زن

مجلس سوم 4 نماینده زن

مجلس چهارم 9 نماینده زن

مجلس پنجم 14 نماینده زن

مجلس ششم14 نماینده زن

مجلس هفتم 13 نماینده زن

مشخصا از مجلس چهارم به این سو تعداد زنان نماینده افزایش یافت، بخصوص زنان از شهرستانها امکان ورود به مجلس را یافتند.

در مجلس هشتم ( در دور اول ) تعداد زنان منتخب 5 نفر است، که در خوش بینانه ترین وضع ممکن در دور دوم به 12 نفر و درتحلیلی واقع بینانه و مبتنی بر وضع موجود به 9الی 10 نفر خواهد رسید. و این موضوع حتی بدون توجه به گرایش های زنان منتخب که همگی اصولگرا و یا منتسب به اصولگرایان هستند وبا در نطر گرفتن نوع نگاه خاص آنان نسبت به مسئله زنان، یعنی چند گام به عقب.

با این حساب آیا زنان بازنده اصلی انتخابات هشتم نبودند؟ به هیچ وجه تردیدی در این موضوع نیست.

(ویژه نامه اعتماد)

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (14)