خط قرمز حکومت!


اگرروزنامه نگاری در کشورهایی مثل کشور ما مثل حرکت در میدان مین پر مخاطره تلقی شده که هیچ کس از آینده نزدیک خود خبر و اطمینان ندارد، چه رسد به آینده طولانی مدتش؛ نوشتن در رابطه با زنان یا انتشار نشریاتی با محوریت "زن" در جوامعی مثل جامعه ما که از یک سو بدنه آن به غایت سنتی ست با راس و حکومتی مذهبی و زنانی عمدتا پیش رو که نوعا نگاه به آینده دارند، کاری به مراتب جسورانه تر و پر ریسک و مخاطره آمیزتر است.جامعه امروز ما مملو از تناقض های قابل تامل است.یکی از این تناقض ها هم وضعیت زنان و هر آنچه به نحوی مرتبط با موضوع زنان می شود، است.
پر بیراه نیست اگر بگوییم امروزه مسئله زنان به یکی از خطوط قرمز حکومت تبدیل شده است ، به همین جهت پرداختن به آن پرهزینه است. نه فقط نوشتن در رابطه با زنان ، بلکه هر چیزی که به نحوی ارتباطی با موضوع زنان پیدا می کند ، مشمول این وضعیت می شود،ازدرس خواندن و درس دادن در رشته مطالعات زنان در دانشگاههای کشور گرفته تا تجمع های مسالمت آمیز زنان؛ از درخواست و پیشنهاد اصلاح قوانین تبعیض آمیز مربوط به زنان گرفته تا اظهارنظرهای تخصصی در رابطه با زنان؛ از جستجو کردن اینترنتی در رابطه با موضوعات جنسیتی و زنان گرفته تا فعالیت در سازمانهای غیر دولتی زنان؛ و حتی راه رفتن ساده در کوچه و خیابان؛ جملگی می تواند برای دختران و زنان ما دشوار و پرهزینه باشد. چرا؟چون رویکرد حکومت به خانه کشاندن زنان است و این همه که گفتیم از مصادیق انقلاب مخملی و ... تلقی می شوند!
چرا؟به دلیل کاهش میزان ازدواج ، افزایش میزان طلاق ، پایین آمدن سن فساد و فحشا و...
این ها همه توجیهاتی ست که به خورد خلق الله داده می شود. به همین دلایل چیزهایی که در همه جای جهان اموری پذیرفته شده و بدیهی تلقی می شوند،در کشور ما پر ریسک و مخاطره آمیزند که باید برای آنها توضیح داد.وقتی این چنین بدیهیاتی به دلایل پیش گفته نیاز به توضیح و توجیه دارند، نوشتن و روشنگری در رابطه با مسئله "زن" جای خود را دارد.
وقتی قرار است از ابزارهای غیر اقناعی و مبتنی بر زوربا آنها که چون ما نمی اندیشند، استفاده شود، بهترین وسیله پاک کردن صورت مسئله وانگ و برچسب زدن به طرف مقابل برای توجیه عملکرد ضعیف خود نزد افکارعمومی است.
برخورد این روزها با مخالفین و منتقدین سیاسی و فکری و فرهنگی کجا و اسلامی که شهید مطهری در نشریاتی مثل زن روز عصر پهلوی در صدد معرفی آن بودند کجا؟رویکرد شهید مطهری جذب مخاطب از خوانندگان زن روزآن زمان و پاسخ گویی به شبهات خوانندگان بود ، چون آن بزرگوار از قدرت استدلال و منطق برخوردار بود و به همین دلیل نیز پیشنهاد ایجاد کرسی مارکسیسم شناسی در دانشکده الهیات و تدریس توسط اساتید مارکسیست را داشتند.
در مقابل آن رویکرد، رویکردی ست که به جای پاسخگویی به شبهات و نیازهای نسل جوان و استفاده از فرصت هایی همچون انتشار نشریات متنوع زنانه برای جلب و جذب مخاطبینی از نیمه خاموش جامعه،با تصور کفایت چند نشریه ای که بلندگوی حکومت در زمینه مسائل زنانند، اقدام به تعطیلی نشریات غیر همسو می کنند و آنها را با اتهامات متعدد سیاه نمایی و ترویج افکار فمینیستی و...در حاشیه قرار می دهند؛ انگار اگر این نشریات نباشند مشکلات مطروحه زنان که در آن نشریات گزارش و واکاوی می شد، نیز نخواهد بود.
یا چنان نشریات باقی مانده را در تنگنا قرار می دهند که نشریه تبدیل به گاهنامه ای شود که هر زمان امکان بود شماره ای منشر سازد.
و یا نهایتا به دلیل مشکلات متعدد و نبود حمایت های لازم ، دست اندرکاران خود ناگزیر از تعطیلی شوند.
+++
براستی چه نیاز به نشریات متعدد در جامعه ای که قرار است همه چون هم بیندیشند و ببینند و بنویسند؟
آخرین ارمغان این نحله ی جدید جدا کردن کتاب های درسی ست. سرپرست آموزش و پرورش گفته است، یگانه بودن کتاب ها نشانه فکر استعماری است. انگار ایشان یادشان رفته که مدت طولانی رییس محترم مجلس فعلی در دوران چند وزیر مسئول کتاب های درسی بوده است و حتی می گفت ؛ وصیت کرده ام که مرا پای پله های آموزش و پرورش دفن کنند.
انگار روز به روز که از بعد زمانی به جلو می رویم، نگاه ها بسته تر و کارمان عقبتر می رود.
وقتی قرار بر نظم آهنین یک جامعه بسته است، این گونه دیوار کشیدن ها و ممنوعیت ها اتفاق می افتد. غافل از آن که اگر در دوران ناصرالدین شاه می شد جامعه بسته ساخت، امروزه دیگر این موضوع از بن منتفی است. اکنون خوانندگان نشریات از طریق اینترنت تعدادشان نسبت به نشریات سنتی فزونی می گیرد.اطلاعات سریعتر از آنچه تصور می شود به خواننده و مخاطب می رسد.فقط آنها که سر خود را زیر برف می کنند این مسئله را متوجه نمی شوند.
------------------
خلاصه اي از مقاله در شهروند امروز آمده!

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (12)