یک مقایسه خیالی

اگر به تشویش افکار عمومی متهم نشوم؛ اگر به مرعوب شدن در مقابل شیطان بزرگ متهم نشوم؛ اگر به سیاه نمایی متهم نشوم؛اگر به سیاهه اتهاماتم مورد جدیدی اضافه نشود؛ می خواهم به مقایسه ای اجمالی و خیالین بین سیستم انتخاباتی در دو کشور بپردازم.
سه شنبه بزرگ در تاریخ انتخابات امریکا روز سرنوشت سازی بود. سه شنبه ای که گذشت برای ما که با تعبیر" برای اولین بار"، جدیدا و در دولت جدید آشنا شده ایم!، واقعا چند اتفاق مهم برای اولین بار افتاد:
اول: برای اولین بار یک زن- هیلاری کلینتون؛ که البته مرد سالاران به او می گویند "بیلاری" تا بداند که در زیر سایه شوهرش رییس جمهور می شود!- در موقعیتی است که به احتمال زیاد می تواند در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا برنده شود.
دوم: برای اولین بار یک سیاه آفریقایی- آمریکایی در موقعیت ویژه ای قرار دارد؛که او نیز با توجه به این که در 13 ایالت اکثریت آرا را کسب کرده، برای نحستین بار در چنین موقعیتی قرار دارد. کارولین کندی از اوباما حمایت کرده و نوشته؛ اوباما خاطره ادوارد کندی را زنده کرده است.
سوم: مک کین هم پیرترین کاندیدای ریاست جمهوری در دوره معاصر آمریکا ست. البته خیلی می کوشد که محکم و پرانرژی جلوه کند .
در این کشور از مدتها قبل کاندیداها مشخصند و برنامه های خود را به گونه ای روشن به مردم عرضه می کنند.
تا همین جای انتخابات امریکا برای ما درس آموز است. دموکراسی زمینه ای را فراهم کرده که بدون محدودیت جنسیتی یا نژادی می توانند برای احراز عالیترین مقام بکوشند. مردم هم تکلیف خود را با مقایسه برنامه های کاندیداها از مدتها قبل می توانند مشخص کنند. فرض کنید این انتخابات مطابق قوانین و نظام انتخاباتی ایران در آمریکا برگزار شود.
اولا: هیلاری کلینتون رد صلاحیت می شد. زن که نمی تواند رییس جمهور شود. مطابق قانون اساسی رییس جمهور از میان رجال سیاسی مذهبی انتخاب می شود...
دوما: اوباما صلاحیتش احراز نمی شد، شاید هم از همان اول رد صلاحیت می شد.چرا؟ چون هم سیاه است .یعنی از اقلیت نژادی ست. هم پدرش مسلمان(یعنی از اقلیت های دینی آن کشور) بوده. اسم دومش هم که حسین است!
اصلا اسم کاخ سفید را تفسیر کنید. یک سیاه پوست که نمی تواند به کاخ سفید برود و ..
.البته ممکن بود با اعتراض به مراجع بالاتر و یا لطف و عنایت آنها برای رقابتی ترشدن انتخابات،و ارائه الگویی برتراز مردمسالاری دینی به جهانیان، روزنه ای از امید برای اوباما در یکی دوهفته آخر نمودار می شد.
اینهاهمه یک بر؛ روشن نبودن تکلیف برخی دیگر از کاندیداها ومردم تا یکی دو هفته قبل از انتخابات نیز از شاخص های نظام انتخاباتی ما در آنجا بود..
به دنیای واقع برگردیم...
به این نکته توجه کرده اید که آزادی ودموکراسی را مردم باید با همه وجود لمس کنند و در زندگی روزمره خود آنرا احساس کنند.مفاهیمی همچون دمکراسی و آزادی دستوری و بخشنامه ای نیست. به زبان عوام خودمان با حلوا حلوا کردن دهان مردم شیرین نمی شود.
اینکه استالین گفته است در انتخابات رای دهنده مهم نیست، شمارنده مهم است، ممکن است سرلوحه عمل خیلی ها باشد، ولی سرنوشت استالین هم پیش روی مردم و تاریخ است.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (33)