دوست دوزیست من

دوستی دارم که خودش را دوزیست می دونه. دوزیست بودنش هم حکمتی داره. علتش اینه که بین این ور آب و اون ور آب در رفت و آمده . چون این تردد از حد معمول بیشتره، خودش را دوزیست معرفی می کنه.هر وقت این ور آبه، وقت کم می آره. بر عکس هر وقت اون طرف می ره، از کش اومدن وقت می ناله. راستم می گه از ترافیک و تو صف رفتن برای خرید نون و شیر ارزون و میوه میدون و بالا و پایین رفتن پله های اداره جات برای امضای نامه و تلفن های مکرر برای یه کار کوچیک و موندن توی سالن های انتظار فلان دکترو دنبال عابربانک سالم گشتن برای گرفتن مبلغی پول و...که همه اینا انگار تبدیل به عادت ثانویه این دوست دوزیست من و همه ما شده، علاوه بر کارای رسمی دولتی و غیر دولتی موظف دیگه، همچین وقت آزادی برای دوست من باقی نگذاشته که به کارای غیر معیشتی برسه. این دوست ما که اون طرف آب خیلی اهل ایمیل و اینترنت و وبگردی هست، این طرف که می آد، از سرعت اینترنت به شگفت می آد که برای دیدن یا فرستادن یه ایمیل کوچیک حداقل یکی دو ساعت باید وقت بگذاره.آخر سر هم تازه صفحه مورد نظر بسته می شه و پیغام می آد که صفحه مورد نظر پیدا نشد. دوستم خوشحاله که به خاطر فیلترینگ مجبور نیست این همه خفت و تحقیرگذران عمر بی حاصل را تحمل کنه و آخر سر هم انگار که هیچ. دوستم معتقده این سیستم جالبی هست که مردم اونقدر وقت شون پره که احتیاج به تفریح و بقول غربیها اینترتینمنت ندارن.
از همه اینا گذشته دوستم اون ور که میره از اون همه نظم و قاعده و سرعت و دقت کمی تا حدودی سرگیجه می گیره و ترجیح می ده برای تمدید اعصاب هم که شده دوباره سری به این ور بزنه.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (14)