صهبا؛ عشق و دیگر هیچ

حتما مواجه شده اید با آدمهایی که با نفرت زندگی می کنند. نمی دانم ازعشق و محبت چه دیده اند که همواره از خود موج منفی نفرت صادر می کنند.افرادی که متاسفانه کم هم نیستند و تعدادشان رو به فزونی ست. نمی دانم از آثار فضای سیاسی و رسانه ای و ادبیات حاکم بر کشوراست یا از تاثیرات جهانی شدن. به هر حال هر روز که می گذرد سست شدن خیلی از ارزشها از جمله ارزشهایی چون عشق و محبت که ما ایرانی ها زمانی به آنها غره بودیم، نگران کننده تر می شود.
چرا این مقدمه را گفتم؟
دوستی کامنت فرستاده بود که چرا دوستی ات و دوست داشتنت رافقط محدود به خانواده خودت می کنی... و از دیگران نمی گویی؟ البته اگر این دوست گرامی مطالب مرا از سر لطف بیشتر دیده بود، متوجه می شد که دغدغه های من عام است ، حتی اگر از خانواده ام می نویسم و به مناسبتی از یکی از آنها یاد می کنم، اشاره ای است که غیر مستقیم به دیگرانی می کنم که این روزها تصور می کنند ادای روشنفکری در آوردن به معنی پشت پا زدن به خانه و خانواده است و این موضوع متاسفانه در بین دوستان مذهبی اعم از زن و مرد در حال ازدیاد است. چندی قبل در جمعی دوستانه این پدیده مورد بحث قرار گرفت و از کسانی که چه آسان پشت پا به همه گذشته خود می زنند، به عنوان پدیده ای قابل مطالعه صحبت کردیم.
این مقدمه دوم را گفتم که باز هم مطلبی خانوادگی بنویسم. امروز تولد دخترم صهباست. دوستی در کامنتی پرسیده بود معنی صهبا چیست؟ و من از سر عشقی مادرانه گفتم که صهبا نیازی به تعربف ندارد. چون صهبا ، صهباست.
امروز دخترم 8 ساله می شود.دختری که از زمان و زمانه خود جلوتر است. خدای را به خاطر همه نعمت هایش از جمله نعمت داشتن دختری همچون صهبا شاکرم.دختری که دلی دریایی برای محبت کردن وعشق ورزیدن دارد و دنیا را از زاویه دید صادرکنندگان نفرت و امواج منفی نمی بیند. دختری که زندگی را برگزیده ؛ برای همین هم دوستی را دوست می دارد و زندگی ما را رنگ آمیزی می کند، و چه رنگ آمیزی حیرت انگیزی.
دخترم تولدت مبارک.

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (16)