موش ها و آدم ها

دوستی قدیمی ایمیلی برایم زده که مرا بسیار مبهوت و متاثر کرد. دوستم در دانشگاهی که هنوز نسیم یا شاید بهتر است بگویم طوفان تغییرات اعم از اخراج یا بازنشستگی یا انتقال اساتید مشمول حالش نشده ، مشغول تدریس است.
نوشته بود در طول درس متوجه سوالهای جدیدی از طرف دانشجویی که معمولا ساکت است، شدم. خوب برایم جای خوشحالی داشت که این دانشجو چقدر در رابطه با موضوع مورد بحث فعال است و مسلسل وار سوال می پرسد. از یک سوال فارغ نشده، سراغ سوال بعدی می رود و اجازه نمی دهد نه من و نه کس دیگری بحث را عوض کنیم. انگار جایی کلاس توجیهی برایش گذاشته بودند ...
دوستم نوشته بود: کلاس درسم که عنوان حقوق بشر دارد، همیشه پر نشاط و مملو از بحث و سوال است.مگر غیر از این هم می شود؟ ولی کلاس دیروز چیز دیگری بود.در هر حال کلاس تمام شد ، ولی ادامه موضوع بحث به جلسه آینده موکول شد.
دوستم در ادامه نوشته بود در پایان کلاس دانشجویی آمد و گفت کاری خصوصی با شما دارم. پرسیدم چیه؟
گفت سر کلاس تون یکی از دانشجوها صداتون را ضبط می کنه.
نوشته بود مثل اینکه آب سردی روم ریخته باشن ، بظاهربا خونسردی و خنده پرسیدم کدومشون؟
گفت:همونی که امروز خیلی سوال می پرسید.
دانشجویم گفت: فکر کردم شاید می خواد براتون مشکلی ایجاد کنه، گفتم مطلع باشین.
نوشته بود از دانشجویم تشکر کردم ، و از کلاس بیرون آمدم. ولی از ظهر تا حالا سرم درد گرفته .نه از اینکه گزارشی برام تنظیم می شه که پایم را از دانشگاه کوتاه کنند ، بلکه از دانشجویی که اینچنین از اعتماد کلاس و استاد سوء استفاده می کند و تبدیل به جاسوس می شود. و از کسانی که از خامی یک جوان سوء استفاده می کنند و او را تبدیل به یک بازیچه می کنند و از فضای بی اعتمادی که باعث بشود همین یک وجب جا هم برای طرح موضوع حقوق بشر که موضوع کلاس است،پیدا نکنی.
نوشته بود یادم باشه سر همه کلاس هایم به بچه ها بگم بچه ها گذشت اون زمانی که می گفتن دیوار موش داره...الان موش به درون اتاق ها و آدم ها نفوذ کرده...
در پایان ایمیلش نوشته بود اگر جای من بودی هفته آینده که سر این کلاس و یا دیگرکلاس های درسی ات می روی چکار خواهی کرد؟
شما اگر جای دوست من بودید جه می کردید؟

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (17)