سقراط زمانه و...


به نظرمی رسد از آغاز پیروزی انقلاب تا به امروز هیچگاه عرصه خبر رسانی به اندازه این روزها محدود نبوده است. توقیف و پلمپ ساختمان بازتاب پس از تعطیلی شرق و هم میهن و خبرگزاری کار نشان می دهد که دیگر عدم تحمل به مغز استخوان مجموعه حاکم رسیده است. وقتی سایت بازتاب با پشتوانه ای مثل محسن رضایی که هم دبیر مجمع تشخیص مصلحت است و هم فرمانده سپاه در دوران جنگ تحمیلی تحمل نمی شود، دیگران حسابشان روشن است.
گویی اندک اندک نه به سوی جامعه تک صدایی که به سوی جامعه بی صدایی حرکت می کنیم.

نخستین پرسشی که به نظر می رسد این است که آیا این حرکت محاسبه شده است؟ و آیا تصور بر این است که خاموش کردن صدای منتقدان مساوی عدم انتقاد در جامعه و رضایت خاطر همگان از روند امورخواهد بود؟

بتازگی مشاور رییس جمهور محترم گفته است که ایشان سقراط زمانه هستند.همه می دانند که سقراط خودش نقد را دامن می زد و خود مهمترین پرسشگر دوران و بلکه تاریخ اندیشه بود.چه اتفاقی افتاده است که نهادهای حاکم بر مقدرات این ملت، اینگونه سقراط زمانه! را کم تحمل نشان می دهند؟

اگر این سخنان درست نیست که نیست چگونه باید نقد و بررسی شود؟

از سویی در عرصه جهانی ادعای قدر قدرتی می کنند. می خواهند برای حل مشکلات جهان نسخه بنویسند. اصلا دعوت می کنند که بیایید از ما یاد بگیرید. از سوی دیگر این قدر تنگ حوصله شده اند که سخن انتقادی در چهارچوب بازتاب و هم میهن و شرق و حبرگزاری کار را هم تحمل نمی کنند.

آیا دولت نگران انتخابات مجلس هشتم است؟ تصور می کند با خاموش شدن صدای منتقدین عیوب و نارسایی ها پنهان می ماند و فضا و فرصت برای رایحه خوش خدمت باز می شود؟

یعنی تصور می شود جامعه ما تا این حد از جریان امور غافل است که اگر صدای منتقد به گوشش نرسید،از کم و کیف امور بی اطلاع می ماند؟

تجربه تشکیل یک امپراتوری مبتنی بر بی صدایی جامعه پیش روی ماست. چرا شوروی سقوط کرد؟همه منتقدان که خاموش بودند.هیچ مقاله ای در نقد حکومت منتشر نمی شد. کا گ ب نفس همه را گرفته بود.هیچ فگر کرده ایم چرا این امپراتوری فرو ریخت؟



جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (12)