برکناری وزیران

برکناری وزرای نفت و صنایع و پیش از آن بر کناری وزرای رفاه و تعاون و نیز استعفای رییس سازمان مدیریت، دولت احمدی نژاد را به عنوان دولتی که در دو سال نخست عمر خود بیشترین تغییرات، آن هم در مهمترین وزارت خانه ها و سازمان های تحت پوشش خود همچون سازمان مدیریت را داشته ، ثبت کرد.استعفای دکتر رهبر به هنگام بود؛ او صدای آوار سازمان مدیریت را شنید و به موقع استعفا کرد، تا کفاره ویران کردن مهمترین سازمان برنامه ریزی و مدیریت کشور بر دوش او نماند و به نام او ثبت نشود.
در این میان تغییر یا بر کناری وزرای نفت و صنایع حساسیت و اهمیت بیشتری داشت؛ به نحوی که رییس قوه قضاییه هم وارد میدان نقد شد و در همایش سالیانه دیوان محاسبات گفت:
" برخی برخورد ها با وزیران منشا ضربه های سنگین به نظام تمام می شود.خصوصا در تبلیغات که حرمت اشخاص مطرح است.اگر ما مکرر وزیر را عوض کنیم، چیزی عوض نخواهد شد.بلکه باید همت همین وزیر فعلی را زیاد کنیم."
وزیر نفت که آسان به دست دولت نیامده بود، که به این آسانی بر کنار شود.آقای وزیری هامانه چهارمین گزینه رییس جمهوربرای وزارت نفت بود. مجلس در بحث رای اعتماد به وزرا ، به رییس جمهور نشان داده بود که در مورد مدیریت مهمترین و حساسترین وزارت خانه کشور اهل مماشات نیست. حال چه شد که وزیر نفت به این راحتی وارزانی برکنار شد؟
هر چند به دنبال برکناری وزیر نفت، ادبیاتی به کار گرفته شد که گویی وزیر نفت هم مثل وزیر صنایع استعفا کرده است، ولی وی به صراحت اعلام کرد که بر کنار شده است. مشکل رییس جمهور با وزیر نفت از کجا آغاز شد که به برکناری انجامید؟
آیا قرار بود در این سال ها وزیر نفت و صنایع برنامه مشخصی را اجرا کنند؟ و به شاخص های معینی برسند و نرسیدند؟
واقعیت گواه است که آنان به دلیل عدم توفیق در اجرای برنامه برکنار نشده اند، که در این صورت بسیاری از وزرای دیگر کابینه در اولویت بودند. به تعبیر مدیر مرکز پژوهش های مجلس؛ وزیر نفت و صنایع در برابر اعمال نفوذ حلقه اول مشاوران رییس جمهور که می خواستند در انتخاب و عزل و نصب مدیران استراتژیک نفت و صنایع اعمال نظر کنند، ایستادند. یعنی دعوا بر سر لحاف ملا بود و نه اجرای برنامه.
نکته دوم، شتابزدگی و شیوه غیر اخلاقی دولت در برکناری مدیران ارشد خود بود. وقتی وزیر مستعفی صنایع در جلسه معارفه سرپرست جدید وزارت صنایع شرکت نمی کند و وزیر نفت سابق می گوید؛ استعفا نکرده ؛ بلکه برکنار شده است، این ها نشانه شتابزدگی دولت مهرورزی ست؛ که نتوانسته حتی در درون دولت خود با همکارانش با مهرورزی رفتار کند.
جالب است که در حکم سرپرستان جدید وزارت نفت و صنایع رییس جمهور به برنامه چهارگانه ی دولت یعنی عدالت گستری و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا و تعالی مادی ومعنوی اشاره کرده است، که البته این ها شعار است و نه برنامه. وزرا موظفند به شکل کمی و کیفی مجری برنامه توسعه اقتصادی و صنعتی و فرهنگی کشور باشند و اصول خط مشی برنامه را که از سوی مجمع تشخیص مصلحت ابلاغ شده است در نظر بگیرند. ظاهرا تمام بحث های مجمع و مصوبات مجلس اوراق بایگانی شده است. در اجرا هم شاهد این دگرگونی های شوک آور در مدیریت کلان هستیم.
انتخاب افرادی که نه دانش تخصصی اداره وزارت خانه مربوط را دارند و نه تجربه قابل توجهی در مدیریت داشته اند و نه آن وزارت خانه را چنان که بایست به درستی می شناسند، ضربه مهلکی بر صنعت و اقتصاد کشور است. وزیر برکنار شده نفت؛ سخن بسیار مهمی در باره شرایط فعلی وزارت نفت گفته است. آیا گوش شنوایی برای شنیدن سخنان او وجود دارد؟ او گفته است:| وزارت نفت وضعیت ارتش در سال 1357 را دارد؛ که عده ای می خواستند ارتش را منحل کنند و امام در برابر آنان ایستاد و از ارتش حمایت کرد!"
هنوز تجربه ویران کردن سازمان مدیریت بدرستی سنجیده نشده است. بودجه سال 1387 و شیوه دفاع از آن نشان خواهد داد، که ویرانسازی که کار آسانی است، چه پیامدهایی می تواند داشته باشد. وزارت نفت از سازمان مدیریت اهمیت و حساسیت بیشتری دارد.اگر مدیریت این وزارت خانه و شرکت های تابعه آن در کشوری که اساس اقتصاد آن بر درامدهای نفتی مبتنی است، آسیب دید؛ چه کسی مسئول و پاسخگوست؟ و چه کسی قرار است خسارت های وارده را جبران کند؟
امیر مومنان علی علیه السلام فرموده اند:| العقل حفظ التجارب.
بدون هیچ تردیدی از آغاز انقلاب تا به امروز هیچ دولتی اینگونه تجارب دولت های سابق را نفی، مدیران ارشد نظام را چنین وهن و مدیران همکار خود را چنین بی اعتبار نکرده بود.وقتی در اجتماع مردم، رییس جمهوربا لحن خاص خود گوش استانداری را می پیچاند! و در عمل بی اعتبار و برکنارش می کند؛ وقتی تصمیم گیری در باره تقسمات کشوری در جلسه سخنرانی استانی صورت می گیرد و این سخنرانی به بحران و آشوب اقلید می انجامد، چه کسی مسئول است؟ وقتی که...
طرفداران دولت مهرورزی که به دلیل آرامترین انتقاد رییس قوه قضاییه که در همه دنیا از جمله محترم ترین شخصیت های یک کشور است، بی پروا هر چه می خواهند، می گویند؛ وقتی که با وضع و ادبیات رایج شده همه را تاختند و هیچ کس را بر نتافتند، مطمئن باشند که چنین وضعی فردا گریبانگیر دایره تنگ خودشان نیزخواهد شد. براستی اگر همان ماجرای اقلید و ماجراهای مشابه ،بررسی قضایی می شد، چه کسی می توانست پاسخگو باشد؟!

جمیله کدیور | لینک ثابت | نظر (8)