توقیف شرق اصلا دور از انتظار نبود!چنان که توقیف هم میهن قابل پیش بینی بود.در
حقیقت تصمیم روزنامه های از سنخ شرق و هم میهن گرفته شده است، باید بهانه ای به
دست آید.یهانه هم میهن به قاضی دادگاه بر گشت و بهانه شرق به انتشار یک مصاحبه.
انتشار مصاحبه بهانه مناسبی بود. می توانستند با چنان بهانه ای از در
اخلاق وارد شوند و شرق را هم از بعد معنوی و هم فیزیکی از صحنه حذف کنند. شب
روز حبرنگار قربانی مناسبی نیاز داشت که شرق بود.
خاموش کردن صدای نویسندگان و روزنامه نگاران که طیف گسترده
ای از جامعه خواننده آن هایند، در سال انسجام و وحدت چه ییامی یا پیامدهایی می
تواند داشته باشد؟
1- روزنامه نگاری و مدیریت روزنامه از درجه ریسک بالایی بر خوردار
است.کوچکترین اشتباه بیشترین مجازت را در پی دارد.
2- روزنامه نگاری در ایران شغل و حرفه قابل اعتمادی نیست؛ حق با همان
روزنامه نگارانی ست که رفتند دنبال کشاورزی و باغداری!
3-اگر می خواهید به عنوان روزنامه نگار شغل تان بر جا بماند به روزنامه هایی
بروید که زره آهنین دارند.به جای نقد و نظر مداحی کنید. نه تنها کارتان را از
دست نمی دهید، بلکه پله های ترقی سیاسی و اقتصادی را طی می کنید. به دو سه
روزنامه نگاه کنید و ببینید چگونه همکاران آن ها به سرعت موقعیت های تازه ای در
دولت جدید پیدا کرده اند.
4- فریب الفاظ را نخورید، ظرف یکی دوماه دو روزنامه را تعطیل
کردند و همینطور یک خبرگزاری و تعداد قابل توجهی نشریه های دانشجویی. انگار این
توقیف و تعطیل ها محاسبه شده است تا کارگران و دانشجویان و جریان اصلاحات زبانش
لال بماند تا انتخابات مجلس از سر بگذرد.
آیا این شیوه به نتیجه می رسد؟خاموش کردن نقد به معنی نبودن انتقاد در عمق
جامعه خواهد بود؟